تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب امام مهدی عج الله تعالی فرجه
پاسخ به نگرانی های یک منتظر
نظرات | ادامه مطلب

منتظر

در مقاله پیشین با عنوان «نگرانی های یک منتظر» اشاره شد که اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم. حال چگونه می‌توان این خوف و امید را صادقانه، در عمل نشان داد؟
این، بحثی است که در نوشتار حاضر به آن می پردازیم.
شاید اولین قدم، دعا و درخواست خالصانه به درگاه الهی است آنگونه که امام صادق علیه‌السلام از خداوند می‌خواستند و با تضرع  و گریه می‌فرمودند: «پروردگارا مرا چشم برهم‌زدنی به خودم وامگذار».
قطعاً نمی‌توان، برای یاری امام روی اندک محبت و عبادت خود حساب کرد و دست از دعا برداشت. حتی اگر همه‌ی سعیمان بر ترک گناه و انجام خیر باشد باز ممکن است در دام هوای نفس و فریب شیطان گرفتار شویم، شاید تنها با یک لقمه‌ یا نگاه حرام یا شنیدن یک شُبهه، قلبمان از راه خیر روی‌گردان شد.
دعا و تضرع، چنان اهمیتی دارد که امام صادق علیه‌السلام دعای مخصوصی  را به طور ویژه، برای نجات منتظران از شبهات و فتنه‌های آخرالزمان، تعلیم کرده‌ و فرموده‌اند: «به زودى شبهه‌‏اى به شما مى‏رسد، بدون پرچم و نشانه‌‏اى که راهنمایی كند و بدون امامی که هدایت نماید، از آن شبهه رهایى نمى‏یابد مگر كسى كه دعاى غریق بخواند. گفتم: دعاى غریق چگونه است؟ فرمود: مى‏گویى: یا اللَّه یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینك. من گفتم: یا مقلّب القلوب و الابصار. امام فرمود: البتّه خداى عزّ و جلّ مقلّب القلوب و الابصار است و لكن چنانکه می‌گویم بگو: یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینك».(1)
بعد از دعا نوبت به عمل می‌رسد؛ همان‌طور که امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: «الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ كَالرَّامِی‏ بِلَا وَتَر» دعا كننده بی‌‏عمل، چون تیرانداز بدون كمان است. (2)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/12
زمان : 09:20 ق.ظ
نگرانی های یک منتظر
نظرات | ادامه مطلب

انتظار

شب نیمه‌ی ‌شعبان همراه با جشن و شادی شیعیان برای میلاد امام حاضرشان نزدیک است. همه خوشحالیم از اینکه امام ما هر چند در پس پرده غیبت، اما شاهد و مراقب ماست؛ گرچه از دیدگان نهان است اما از یادها نخواهد رفت و محبتش در اعماق جان‌ ما ریشه دارد و هنوز منتظرش هستیم و ان‌شاءالله تا ظهور بر ولایتش ثابت‌قدمیم. اما چطور می‌توانم در میان این همه شادی، سنگینی یک تردید در قلبم را نادیده بگیرم!، ناآرامی از یک ترس کهنه که هر سال در قلبم پررنگ‌تر می‌شود و حلقه‌ی خنده و شادی‌ و سرورم را تنگ‌تر می‌کند.
در دوستی و محبت به امامم هیچ تردیدی ندارم و شاید بتوان گفت که از منتظرین ایشان هستم. نه اینکه اصلا گناهی نکرده باشم، اما پشیمان شدم و توبه کرده‌ام. سعیم بر این است که ازگناه دوری کنم؛ اهل نماز و روزه هستم و گاهی هم سری به مستحبات می‌زنم؛ تاکنون چهل بار دعای عهدم را خوانده‌ام، حداقل روزی یک‌بار دعای فرج مولایم را در قنوت یا بعد از نماز می‌خوانم و گاهی از فراق یا مظلومیت ایشان دلتنگ می‌شوم.
هرچند مشتاقانه منتظر ظهورم، منتظر عزت مومنین و ذلت ظالمین، منتظر چشیدن طعم زندگی و حتی منتظر درک مفهوم بندگی در سایه حکومت مهدوی... اما با این همه هر گاه به ظهور می‌اندیشم در دلم تردید یا ترسی حس می‌کنم که آزارم می‌دهد، ترس از اینکه شاید با این همه دعا و یا ادعا، یاریش نکنم، تردیدم از این است که این قابلیت را دارم که در رکابش ثابت‌قدم بمانم؟ نگرانم از اینکه نکند عدالت علوی او را تاب نیاورم؟
آنچه ترس و تردیدم را بیشتر می‌کند داستان زندگی مومنینی است که در طول تاریخ و در هر عصر و زمانی حول وجود نورانی معصومین علیهم‌السلام گردآمدند ولی در لحظات حساس و گاه ابتلاء صحنه را خالی کرده و یا اینکه در چهره‌ای منفی به ایفای نقش پرداختند. مگر نبود زبیر، پسرعمه امیرالمومنین علیه‌السلام که ایشان را بسیار دوست می‌داشت و پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، می‌گفت: من به غیر علىّ بن أبى طالب علیه‌السلام با هیچ أحدى بیعت نكنم زیرا كه جز آن حضرت، دیگرى را امام نمی‌دانم.(1) زبیر از اولین کسانی بود که با امیرالمومنین علیه‌السلام بیعت کرد اما چندی نگذشت که بیعتش را شکست و بر علیه ایشان در جنگ جمل حاضر شد. امام علی علیه‌السلام در این جنگ نیز، دست از هدایت او نمی‌کشد و پیکی به زبیر می‌فرستد و می‌فرماید: «به زبیر بگو پسر دایى‏ تو می‌‏گوید: در حجاز مرا شناختی، و در عراق مرا نمی‌شناسى؟! چه شد كه از پیمان خود باز گشتی؟!.»(2)

اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم

همچنان‏ كه شبث بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن در جنگ صفین در ركاب آن حضرت بودند. اما بعدا با امام حسین علیه‌السلام در كربلا به جنگ برخاستند و فرجام شومی را براى خود بر جاى گذاشتند.(3) یا مگر نبود علی بن ابی حمزه بطائنی‏ وکیل و معتمد امام موسی‌کاظم علیه‌السلام که پس از مدتی در مقابل متاع اندک دنیا، ولایت امام زمان خود را فروخت و با چند تن دیگر امامت جانشین ایشان، امام رضا علیه‌السلام را انکار کرند تا اموالی که مردم به عنوان خمس و زکات نزدشان امانت نهاده بود؛ تصاحب کنند. همین عمل آنان موجب پی‌ریزی فرقه واقفیه و گمراهی بسیاری شد.(4)
چه‌طور می‌توان به همراهی خود با امام زمانم باور داشته باشم؟! آنانی که سال‌ها در کنار حجت خدا زندگی کرده و از نزدیک سلوک معصومانه‌اش را دیده‌اند، بزرگی و کرامات او را درک کرده‌اند‌، جذب صفات رحمانی او شده‌ و مدت‌ها همراهیش کرده‌اند؛ نتوانستند بر شیطان و هوای نفس غالب شده، ثابت‌قدم بمانند؛ چه رسد به من!...
یا مولای؛ یا صاحب‌الزمان...



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/12
زمان : 09:17 ق.ظ
چه کنیم تا امام زمان(عج) خود به نزدمان بیاید؟
نظرات | ادامه مطلب

ایمان

لازم نیست كه انسان وردی بخواند، زحمتی بكشد و چلّه‌نشینی كند تا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ببیند؛ بلكه اگر انسان تكالیف شرعی خود را با دقّت و جدّیت انجام دهد، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود به سراغ او می‌آید و ممكن است حتّی بارها سعادت این ملاقات نصیبش شود.

 

وظایف و تکالیف ما در عصر غیبت

ما باید فكرمان را روی این مسئله متمركز كنیم كه وظایف و تعهّداتمان را به نحو مطلوب بشناسیم و بدان عمل نماییم.

حال اگر سئوال شود كه این تكالیف چیست، باید گفت: هر كس باید برای انجام دقیق وظایف دینی‌اش، توضیح‌المسائل مرجع تقلید خود را مطالعه كند، قرآن بخواند و به آن عمل كند و در یك كلام، با سلوك و رفتار خود، به جرگه‌ی كسانی درآید كه خداوند درباره‌شان فرموده است: آنها را دوست دارم. كسی كه مشتاق امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، باید تلاش كند آنچه را خداوند امر كرده، انجام دهد و از هر چه نهی فرموده، پرهیز نماید. انسان باید مانند اویس قرنی كاری كند كه‌ «ولیّ الله» مشتاق او شود و بویش را از دوردست‌ها استشمام كند.

حال به نمونه هایی از اعمالی که دیدار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تسریع می کند اشاره می نماییم:

1. تهذیب نفس

حجة السلام قدس می گوید: روزی آیة الله بهجت فرمودند: در تهران استاد روحانیی بود که لُمعَتین را تدریس می کرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می شود.

روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچه هایش برداشته و از بین برده اند؛ نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود، مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود. و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود.

روزی آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد می گوید: «آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهی دارند.» آقا یادش می آید و تعجب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.

حضرت به من فرمودند: چرا این گونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمل می شوی؟ مثل این باشید (اشاره به آن جنازه کردند) تا من به دنبال شما بیایم! بعد فرمود: این بانویی است که در دوره بی حجابی، هفت سال از خانه بیرون نیامد؛ تا مبادا نامحرم او را ببیند!!


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/1
زمان : 08:20 ق.ظ
46 اصل در مدیریت خانواده مهدوی (1)
نظرات | ادامه مطلب


خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی، نیازمند نظم و نظام، مدیریت و تدبیر و اعمال اصول و قوانینی خاص در جهت رشد و تعالی و پرورش انسان‌های تعالی‌خواه است. در اینجا، تعدادی از مهم‌ترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم کرد.


خانواده اسلامی

در یک خانواده مهدوی، مهم‌ترین قوانین حاکم بر زندگی «خداگرایی»، «ولی گرایی» و به دنبال آن، «والا گرایی» (1) اخلاقی است.

قانون «خدا گرایی» با تفکر توحیدی و زندگی توحیدی شکل می‌گیرد. در همین خصوص، شهید مطهری (ره) در دو گفتار ارزشمند، دو مبحث «خدا در اندیشه‌ی انسان» و «خدا در زندگی انسان» را ارائه می‌دهند. قانون «ولی گرایی» با شناخت و معرفت امام زمان (ع) و تنظیم زندگی بر اساس سیره‌ی مبارک حضرت و خواسته‌ها و رضایت ایشان تحقق می‌یابد؛ و قانون «والا گرایی» با اخلاق‌محوری و رعایت اصول مدیریت خانواده، عینیت خواهد یافت. رعایت این اصول، سطح فرهنگ و معنویت خانواده را بالا برده و به تعالی می‌رساند.

در اینجا، تعدادی از مهم‌ترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم کرد.

1. اصل محبت‌ورزی (گنج زندگی)

قال علی (ع): (أنفَعُ الکُنُوزِ مَحبَّهُ القُلُوبِ.)(2) «پر سودترین گنج‌ها (به دست آوردن) محبت دل‌هاست.»

خانه، آشیانه‌ی کوچک عشق و میدان بزرگ تبادل عواطف و احساسات و بانک مهرورزی است، لذا همه‌ی اعضای یک خانه باید در این بانک سرمایه گذاری‌های بلندمدت داشته باشد تا بتوانند همواره از حساب جاری خود محبت‌های خالصانه را دریافت و پرداخت کنند.

2. اصل عدالت محوری

خانه و خانواده هم می‌تواند به کشوری کوچک که درگیر جنگ‌های داخلی است تبدیل شده و عرصه‌ی ظلم و حق‌کشی گردد و هم می‌تواند مدینه‌ی فاضله‌ای شود که عدالت در سرتاسر آن حاکم است. انتخاب هر یک از این دو تصویر، بر عهده‌ی اعضای خانواده است. اما پیشه‌کردن عدالت در ارتباطات، برخوردها و مسائل زندگی، از عوامل پایداری یک خانواده محسوب می‌شود.

3. اصل لذت جویی و تمتّع

خداوند متعال در انسان‌ها غریزه و میل جنسی قرار داده و محدوده پاسخگویی به این نیاز طبیعی را تنها حریم ازدواج، مقرر فرموده است. در نظام تربیتی اسلام، یکی از اهداف ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای مشروع غرائز و درک لذت‌های حلال می‌باشد که بجاست کانون یک خانواده برای زن و شوهر در این خصوص، محیطی پاسخگو باشد. بدیهی است در صورت ارضای صحیح غرائز در حریم زناشویی خانه، جامعه از آفات و روابط نامشروع تا حد بسیاری مصون می‌ماند، چنانچه علت بسیاری از ناهنجاری‌های جنسی اجتماع، عدم تشکیل خانواده و یا عدم ارضای کافی در چارچوب ازدواج می‌باشد.

4. اصل تقسیم کار

یکی از اصول مدیریت خانه و خانواده، تقسیم عادلانه و منصفانه کارها بین همه‌ی اعضاء می‌باشد، به گونه‌ای که هر کس به نوبه‌ی خود سهمی از وظایف خانه را بر عهده گیرد، چنانچه پیامبر (ص) در تقسیم کارهای خانه، کارهای بیرون از منزل را بر عهده‌ی حضرت علی (ع) و کارهای درون خانه را بر عهده‌ی حضرت زهرا (س) گذاشتند.

خانواده همسر
5. اصل عفو و صفح

قرآن کریم می‌فرماید: (وإن تَعفُوا و تَصفَحوا و تَغفِرُوا فَإنَّ اللهَ غَفورٌ رحیمٌ) (3)

«اگر (آنان را) عفو کرده، چشم‌پوشی کنید و ببخشید. پس خدا هم (در حق شما) آمرزنده و مهربان است.»

درنتیجه‌ی عمل به این اصل، نه تنها نباید ناراحتی‌ها، آزردگی‌ها و حتی دشمنی‌ها را در دل نگه داشت، بلکه باید آن‌ها را بخشید و نادیده گرفت. با وجود این خصلت در زندگی، اختلافات به حداقل رسیده و رحمت و عطوفت بر فضای خانواده حاکم می‌شود.

6. اصل تدبیر و برنامه‌ریزی

امیرالمۆمنین (ع) می‌فرماید: (صَلاحُ العیش التَّدبیر.) (4)

«تدبیر و برنامه‌ریزی، سبب اصلاح امور زندگانی می‌شود.»

برنامه یعنی تهیه جدول زمانی تقسیم کارها و مسئولیت‌ها، تهیه برنامه‌ای برای کار، عبادت، ورزش، تفریح، تغذیه، مطالعه و ضیافت به گونه‌ای که همه نیازهای طبیعی انسان برطرف شود؛ از این رو، برنامه‌ریزی یکی از کلیدهای کامیابی در مدیریت خانه و خانواده است.

7. اصل سازگاری و انعطاف

امیرالمۆمنین علی (ع) می‌فرماید: (الرِّفقُ مفتاحُ النَّجاح) (5) «نرم خویی، کلید کامیابی است.»

واژه‌های رفق، سازگاری و انعطاف‌پذیری، مفاهیم اخلاقی مقدس و لازمی برای حرکتی سالم و پرشتاب در چرخه‌ی زندگی به شمار می‌روند و هرگاه خداوند خیر اهل خانه‌ای را بخواهد، میان آنان رفق، همدلی و همراهی قرار می‌دهد.

8. اصل مادر محوری

در مدیریت نظام خانواده، باید جایگاه افراد به خوبی شناخته شود و حریم آن‌ها به خوبی رعایت شود تا هر کس بتواند نقش خود را به درستی ایفاء کند. مادر، مهم‌ترین رکن خانواده و دارای مهم‌ترین نقش تربیتی است، نقشی که به هیچ وجه جانشین‌پذیر نیست. هر چند پدر نیز در این امر سهیم است؛ لذا بایستی هم پدر و هم فرزندان به اصل مادر محوری توجه کنند و با احسان، احترام، اکرام و خدمت مادر، او را در ایفای نقش تربیتی خویش یاری دهند.

9. اصل قناعت و کنترل

حضرت علی (ع) می‌فرمایند: (جمالُ العیشِ القناعهُ.) (6) «زیبایی زندگی و رفاه، به قناعت است.»

قناعت یعنی خودکفایی و بسنده کردن به قدر ضرورت و به اندازه‌ی نیاز زندگی، لذا مدیریت خواهش‌ها و تمایلات و کسب مناعت طبع از ابزار لازم ساختن یک زندگانی شیرین است.

10. اصل توسعه‌ی اخلاق



:: مرتبط با: امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/21
زمان : 08:43 ق.ظ
امام عصر، لازمه حیات زمین
نظرات | ادامه مطلب

امام زمان

شیعه معتقد است كه برای ادامه حیات انسان‌ها در كره زمین، وجود یك حجت الهی، امری ضروری و حتمی است؛ زیرا ادامه حیات بشر بدون درك فیض از مبدأ فیاض میسر نیست. برای بشر مادی و خاكی، امكان درك فیض بلاواسطه خداوند ممكن نیست. بنابراین آدمی در ادامه حیاتش به یك واسطه محتاج است كه فیض را از مبدأ فیاض بگیرد و به نیازمندان برساند.

آن واسطه باید كسی باشد كه جنبه الهی و معنوی او قوی‌تر و بالاتر از جنبه جسمانی او باشد و او، همان كسی است كه در مسیر كمالات به جایی رسیده است كه قابلیت درك فیض را دارد.

شیعه این شخص را معصوم و منزه از هر آلودگی می‌داند و به عنوان حجت خدا بر خلق می شناسد و معتقد است اگر حجت خدا در زمین نباشد، ‌زمین اهلش را هلاك خواهد كرد؛ چنان‌كه در سخنی از امام باقر(علیه السلام) آمده است:

«لَو أَنَّ الإمامَ رُفِعَ مِنَ الأرضِ ساحَةً لَمَاجَت بِأَهلِهَا كَمَا یمُوجُ البَحرُ بِأهلِهِ؛ اگر زمین ساعتی خالی از امام بماند اهل خود را فرو خواهد برد و چون دریایی كه به موج اهلش را مضطرب و بی‌قرار سازد، در موج و اضطراب افتد».(1)

 

امامت، امری مستمر

نظام امامت، نظامی الهی و انقطاع‌ناپذیر است و دوره فترت ندارد. نبود امام و حجت خدا مساوی است با نابودی و هلاكت انسان در زمین. بنابراین تا دنیا باقی است، نظام امامت برقرار خواهد بود. البته لازم نیست امام حتماً ظاهر و در منظر عامه و صاحب قدرت و حكومت باشد. آن‌چه لازم است اصل وجود امام در كره زمین است وگرنه ظهور و خفا مشكلی را ایجاد نمی‌كند؛ از همین روست كه امام علی(علیه السلام) فرموده است:

«لا تَخلُوا الأرضُ مِن قَائمٍ للهِ بِحُجَّةِ إِمَّا ظَاهِراً مَشهُوراً وَ إمَّا خَائِفاً مَغمُوراً لِئَلاّ تَبطُلَ حُجَجُ اللهِ وَ بَینَاتُهُ؛ زمین از قائمی كه برای خدا حجت باشد، خالی نخواهد ماند (و این حجت) یا ظاهر و مشهور است و یا اینكه بیمناك و مستور برای اینكه حجت‌های خدا و بینات او باطل نگردد و از بین نرود».(2)

 

غیبت و آمادگی پذیرش

بی‌شك واپسین حجت الهی پدیده‌ای است كه به این صورت هرگز در تاریخ اتفاق نیفتاده و طبیعی است كه ذهن جستجوگر انسان همواره این پرسش را مطرح می‌كند كه چرا چنین رخدادی پدید آمده است؟

مردم جهان باید بدانند صنایع اگر به صورت بتی درآیند، بر حجم مشكلات كنونی می‌افزایند و به ابعاد ویرانی و ضایعات جنگ‌ها وسعت می‌بخشند. مردم باید تشنه شوند و تا تشنه نشوند، به سراغ چشمه‌های آب نمی‌روند. تا در مردم جهان تقاضایی نباشد، عرضه هر نوع برنامه اصلاحی مفید مۆثر نخواهد بود؛ چرا كه قانون عرضه و تقاضا، بیش از آن‌چه در مسائل اقتصادی مورد توجه باشد، باید در مسائل اجتماعی مورد توجه قرار گیرد


:: مرتبط با: امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/21
زمان : 08:22 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.