تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب پیامبر اکرم ص
راز خاتمیت یک پیامبر
نظرات | ادامه مطلب

مبعث

ظهور دین اسلام، با اعلام جاودانگی آن و پایان یافتن دفتر نبوت توام‏ بوده است. قرآن كریم با صراحت، پایان یافتن‏ نبوت را اعلام و پیغمبر بارها آن را تكرار كرده است. در میان مسلمین‏ اندیشه ظهور پیغمبر دیگر، مانند انكار یگانگی خدا یا انكار قیامت، با ایمان به اسلام همواره ناسازگار شناخته شده است. از این رو، تلاشی كه در میان دانشمندان اسلامی پیرامون این موضوع به عمل آمده‏ است، از یک سوی، در این جهت بوده كه می ‏خواسته ‏اند به عمق این اندیشه پی ببرند و راز ختم نبوت را كشف كنند. و از سوی دیگر، پاسخ به پرسش هایی بوده كه امروزه در قالب‌های نوینی شكل گرفته و در آینده نیز دگر باره در قالب‌های مدرن ‌تری به بازار عرضه خواهد شد. پرسش هایی از قبیل اینکه: آیا ختم نبوت و عدم ظهور نبی دیگر بعد از خاتم النبیین به معنی كاهش استعدادهای معنوی و تنزل بشریت در جنبه های روحانی است؟ چگونه ‏می ‏توان فرض كرد كه با اعلام ختم نبوت پلی‏ كه جهان انسان را به جهان غیبت متصل می‏كند یكسره خراب گردد و دیگر پیامی به بشر نرسد و بشریت بلاتكلیف گذاشته شود؟ چرا آن همه پیامبر بعد از هر شریعتی ظهور كردند و آنها را تبلیغ‏ و ترویج و نگهبانی كردند، اما بعد از اسلام حتی یك پیامبر اینچنین نیز ظهور نكرد؟ آیا قوانین عصر نبوت می‌توانند در این روزگار جوابگو باشند؟ و... .

اسلام كه خود عرضه كننده اندیشه ختم نبوت است پاسخ این پرسشها را نیز داده است‏. اسلام اندیشه ختم نبوت را آنچنان طرح و ترسیم كرده است كه نه تنها ابهام و تردیدی باقی نمی‏گذارد، بلكه آن را به صورت یك فلسفه بزرگ درمی‏آورد. از نظر اسلام، اندیشه ختم نبوت نه نشانه تنزل بشریت و كاهش استعداد بشری و نازا شدن مادر روزگار است و نه دلیل بی‏نیازی بشر از پیام‏ الهی است و نه با پاسخگویی به نیازمندیهای متغیر بشر در دوره‏ها و زمانهای مختلف ناسازگار است، بلكه علت و فلسفه دیگری دارد.

 

منتها درجه‌ی کمال

فرض این است كه بهترین میوه جهان طبیعت به عنوان پیامبر خاتم عرضه گشته، و ابر و باد و مه و خورشید و فلك افتخار دارند كه بهترین خلق اولین و آخرین را در دامن خود پروریده و جهان بشریت را از چنین نعمتی بهره‌مند ساخته‌اند. وقتی قرآن می‌فرماید: «و ان الی ربك المنتهی» (نجم: 42) پایان كار به سوی پروردگار تو است، بدین معنا است كه شخص پیامبر صلی الله علیه وآله تحت تربیت و ربوبیت حقتعالی به آخرین درجات كمال بار یافته و به منتها درجه رسیدن او از آیه «فكان قاب قوسین او ادنی» نیز فهمیده می‌شود، بنابراین «انا لله و انا الیه راجعون» بر قلب پیامبر نازل گشته و مصداق بارز آیه است، پس بالاتر از آن مقامی فرض ندارد و همتایی بر او فرض ندارد، در نتیجه دلیلی بر آمدن پیامبر بعد و سخن جدید نیست.

حقیقت دین كه بیان كننده خواستهای فطرت و راهنمای بشر به راه راست است یكی بیش نیست. بنابراین با بسته شدن دفتر نبوت، ارتباط انسان با جهان غیب در سایه ولایت، عقل، فطرت و شهود تام، قطع و برچیده نیست و در صورت عمل به دستاوردهای وحیانی از یك رهبر آسمانی سعادت بشر تامین می‌گردد

پشتوانه ‌ای محکم



:: مرتبط با: پیامبر اکرم ص ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/16
زمان : 08:50 ق.ظ
دانشی که دردسر می‌شود
نظرات | ادامه مطلب

مبعث

دانش، نور و روشنایی است، اما آنگاه كه همراه با تقوا و خدابینی باشد. وگرنه، دانش بدون دین، و علم بدون عمل، جز وبال بر گردن دانشمند، چیزی نیست.  علم، باید نافع باشد وگرنه آفت خواهد بود. در این رابطه روایتى را كه محور بحث قرار داده ‌ایم، از جمله مواعظ بسیار سودمند پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به یكى از صحابه والا مقام خود، به نام ابوذر، است.

 

پست‌ترین شخص

در بخشی از این روایت نورانی که با كمى تفاوت، در كتابهاى گران‌سنگ «مكارم الاخلاق»، «امالى شیخ طوسى»، «مجموعه ورّام» و در «بحارالانوار» جلد 74 (چاپ بیروت و جلد 77 چاپ ایران) ذكر شده است، خطاب پیامبر صلى الله علیه وآله به دانشمندان است. حضرت علما را تشویق مى‌كنند كه به علم خود عمل كنند و آثار عمل نكردن به علم را یادآور مى‌شوند. حضرت به ابوذر می فرمایند:

«یا اَباذَرٍّ؛ اِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللّهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ عالِمٌ لایَنْتَفِعُ بِعِلْمِهِ وَ مَنْ طَلَبَ عِلْماً لِیَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النّاسِ اِلَیْهِ لَمْ یَجِدْ ریحَ الْجَنَّةِ ».

عالمى كه به علمش عمل نكند، در روز قیامت منزلت و مقام او از همه پست‌تر است و بوى بهشت به مشام او نمى‌رسد.

تفاوت اساسى عالم و جاهل در این است كه حجت الهى بر عالم تمام شده است و در مقابل ترك وظیفه، هیچ عذرى از او پذیرفته نخواهد شد و نسبت به آن سخت‌گیرى مى‌شود. در این باره خداوند در حدیث قدسى خطاب به حضرت داوود مى‌فرماید:

كمترین عقوبتى كه عالم بى‌عمل را به آن مبتلا مى‌كنم، از هفتاد عقوبت و عذاب سخت‌تر است و آن اینكه شیرینى مناجاتم را از دلش خارج مى‌كنم (و پس از آن از یاد من لذّت نمى‌برد).( بحارالانوار، ج 2، ص 32)

همچنین در تقسیم‌بندى و دسته‌بندى علما و دانشمندان، امیرالمۆمنین علیه السلام مى‌فرماید:

دانشمندان دو دسته‌اند: دسته اوّل دانشمندى كه به علم خویش عمل مى‌كند و رستگار مى‌گردد.

دسته دوّم دانشمندى كه به علم خود عمل نمى‌كند و هلاك مى‌گردد و بى‌تردید جهنّمیان از بوى بد عالم بى عمل، اذیّت مى‌شوند. همانا پشیمان‌ترین و حسرت زده‌ترین اهل جهّنم، كسى است كه دیگرى را به سوى خدا دعوت كند و دیگرى از او بپذیرد و خدا را اطاعت كند و سپس خدا او را به بهشت داخل سازد، اما دعوت كننده را، به جهت عمل نكردن به علم خویش، وارد جهنّم مى‌نماید. (بحارالانوار، ج 2، ص 34)

برخى از هنگام اشتغال به تحصیل علم، انگیزه و نیت الهى و خدایى ندارند. نه تنها در تحصیل اخلاص ندارند، بلكه نیّت‌هاى بدى در سر دارند، مثل اینكه براى جلب توجه مردم و محبوبیّت مردمى و كسب شهرت و مقام، به دنبال تحصیل مى‌روند. طبیعى است كه چنین فردى از ابتدا رو به انحراف و سقوط مى‌رود و در نتیجه به منجلاب خوارى و ذلّت و بدبختى گرفتار مى‌آید و در قیامت بوى بهشت را نخواهد چشید

سوزان‌ترین عذاب

یكى از صحنه‌هایى كه در قرآن از قیامت ترسیم شده، این است كه بهشتیان بر جهنّمیان اشراف دارند و آنان را مى‌بینند و با آنان گفتگو مى‌كنند. پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در بخش دیگری از این روایت نورانی مى‌فرمایند:

«یا اباذرّ؛ یطلع قوم من أهل الجنّة على قوم من أهل النّار، فیقولون: ما أدخلكم النّار؟ و قد دخلنا الجنّة بفضل تادیبكم وتعلیمكم. فیقولون: انّا كنّا نأمر بالخیر ولا نفعله»

اى ابوذر؛ در روز قیامت گروهى از بهشتیان بر گروهى از جهنّمیان اشراف مى‌یابند، سپس از آنان سۆال مى‌كنند: چگونه شما وارد جهنّم شدید؟ با اینكه ما به بركت تربیت و تعلیم شما وارد بهشت گردیدیم. در جواب مى‌گویند: ما دیگران را به اعمال شایسته فرمان مى‌دادیم و خود به آن عمل نمى‌كردیم.

دردآور است كه انسان احساس كند، دیگران به واسطه راهنمایى‌هاى او به بهشت راه یافتند و او با اینكه مى‌توانست با بهره‌بردن از داشته‌هاى خود درجات عالى‌ترى را كسب كند، به مهلكه جهنّم درافتد و مریدانش به تماشاى او بنشینند! آنها در بهشت متنعم گشته‌اند و او در جهنّم معذّب است. اگر او هیچ عذابى نداشت، جز محروم گشتن از نعمت‌هایى كه تربیت شدگان او بدان رسیده‌اند، برایش كافى بود.



:: مرتبط با: پیامبر اکرم ص ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/16
زمان : 08:48 ق.ظ
مسیح از پیامبر موعود می‌گوید
نظرات | ادامه مطلب

مبعث

بر خلاف تصور گروهى، راه شناسایى پیامبران واقعى منحصر به این نیست كه مدعى نبوت، داراى معجزه باشد، بلكه همان طور كه معجزه مى تواند ما را به صدق گفتار مدعى نبوت رهبرى كند و موجب مى شود پیامبران واقعى را از مدعیان دروغین تشخیص دهیم، هم چنین گواهى پیامبران پیشین در مورد فرد بعدى، یكى از راه هاى شناسایى پیامبران است.

قرآن مدعى است كه حضرت مسیح ـ كه نبوت وى با دلایل قاطع ثابت شده است ـ با صراحت و قاطعیت كامل، از آمدن پیامبرى به نام احمد خبر داده است. ولى ملت لجوج بنى اسرائیل، پس از شناسایى آن نبى موعود ـ آن هم از روى علایم و مشخصاتى كه حضرت مسیح در اختیار آنان گذارده بود، به تكذیب او برخاسته و دلایل و معجزات او را ـ كه به تنهایى با قطع نظر از گواهى مسیح، مى تواند صدق ادعاى او باشند ـ سحر و جادو خواندند و شعور باطنى خود را نادیده گرفتند.

در قرآن مجید می خوانیم كه حضرت مسیح به آمدن پیامبر پس از خود به نام «احمد» كه پیامبر اسلام است گزارش داده است:

«... وَ إِذْ قَالَ عِیسىَ ابْنُ مَرْیمَ‏َ یَبَنىِ إِسْرَءِیلَ إِنىّ‏ِ رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكمُ مُّصَدِّقًا لِّمَا بَینْ‏َ یَدَىَّ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ مُبَشِّرَا بِرَسُولٍ یَأْتىِ مِن بَعْدِى اسمُْهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُواْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِین؛

و عیسى بن مریم گفت: اى بنى اسرائیل، من پیامبر خدا بر شما هستم. توراتى را كه پیش از من بوده است تصدیق مى‏كنم، و به پیامبرى كه بعد از من مى ‏آید و نامش احمد است، بشارتتان مى‏دهم. چون آن پیامبر با آیات روشن خود آمد، گفتند: این جادویى است آشكار » (صف: 6)

محققان اسلامی می گویند بشارتی كه این آیه از حضرت مسیح نقل می كند، در انجیل یوحنا در باب های 14 و 15 و 16 وارد شده است و حضرت مسیح به نقل انجیل «یوحنا» از آمدن شخصی پس از خود به نام «فارقلیط» خبر داده است و قراین زیادی گواهی می دهد كه مقصود از آن پیامبر اسلام می باشد و ما برای روشن شدن مطلب ناچاریم متون آیات را با تعیین باب و شماره آن، نقل نماییم.

 

فارقلیط، روح حق و راستى



:: مرتبط با: پیامبر اکرم ص ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/16
زمان : 08:46 ق.ظ
تصویری زیبا از پیامبر پاکی‌ها در عصر جاهلی
نظرات | ادامه مطلب

بعثت

در میان همه پیغمبران‏ جهان، پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله یگانه پیغمبری است كه تاریخ كاملا مشخصی دارد. در این میان به پاره ای از سوابق درخشان آن رسول گرامی اشاره ای مختصر می نماییم.

 

پاک از هرگونه آلودگی

یكی‏ از سوابق بسیار مشخص پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله این است كه در همه آن‏ چهل سال قبل از بعثت، و بلکه در همه عمرش، از اول كودكی تا آخر، در محیط آلوده حجاز كه فقط و فقط محیط بت ‏پرستی بود، هرگز بتی را سجده نكرد . این، یكی از مشخصات ایشان است. و اگر یك بار كوچكترین تواضعی در مقابل بتی كرده بود، در دوره‏ای كه با بتها مبارزه‏ می ‏كرد به او می ‏گفتند : تو خودت بودی كه یك روز آمدی اینجا مقابل لات و هبل تواضع كردی .

نه تنها بتی را سجده نكرد، بلكه در تمام دوران كودكی و جوانی، در مكه كه شهر لهو و لعب بود، به این امور آلوده نشد. مركز عیش و نوش اعیان و اشراف همین شهر بود. انواع لهو و لعبها، شرابخواریها، نواختنها، رقاصی‏ها، به طوری كه می ‏رفتند كنیزهای سپید و زیبا را از روم، از همین شام و سوریه می خریدند و می ‏آمدند در مكه به اصطلاح عشرتكده‏ درست می ‏كردند و از این عشرتكده‏ها استفاده مالی می ‏كردند كه یكی از چیزهایی كه قرآن به خاطر آن سخت به اینها می‏تازد، همین است.(نور: 33)

پیغمبر صلی الله علیه وآله در تمام عمرش هرگز در هیچ مجلسی از این مجالس‏ دائر مكه شركت نكرد .

 

صداقت و امانتی زبانزد

دیگر سابقه درخشان پیغمبر صلی الله علیه وآله در دوران قبل از رسالت، صداقت و امانت و عقل و فطانت اوست. همگان به صداقت و امانت آن حضرت‏ اعتماد فراوان داشتند و در بسیاری از كارها به عقل او اتكا داشتند.

بنا بر عنایت ازلی، برای آنكه آیت بودن قرآن كریم و وحی بودن آن كتاب عظیم آسمانی بیشتر روشن شود، آن را با این همه معارف در باب‏ مبدا، معاد، انسان، اخلاق، قانون، قصص، عبرتها، مواع1 و با آن همه لطف و زیبایی و فصاحت، بر زبان بنده‏ ای از بندگانش جاری کرد كه یتیم، فقیر، چوپان‏، صحراگرد و درس ناخوانده و مكتب نادیده بود

حتى هنگامى كه سیلى از كوههاى مكّه سرازیر شد و كعبه را آسیب رسانید، در بازسازى كعبه میان قبایل چهارگانه مكّه، اختلافى رخ داد و هر رئیسى مى گفت: افتخار نصب «حجر الأسود» باید نصیب من گردد. در این لحظه مردى پیشنهاد كرد اختیار این كار را به دست كسى بسپارید كه قبل از همه از یكى از درهاى مسجد الحرام وارد شود. در این انتظار به سر مى بردند كه پیامبر صلی الله علیه وآله وارد شد و صداى همه به رضایت بلند شد. گفتند: این مرد امین است و هرچه بگوید مورد قبول ما است. او دستور داد پارچه اى آوردند، سنگ را در میان پارچه نهاد و به هریك از سران چهارگانه دستور داد یكى از گوشه هاى پارچه را بگیرند و به پاى دیوار كعبه بیاورند. آنگاه خود با دست خود «حجر» را بر جایش نصب كرد و از این طریق از یك خونریزى جلوگیرى نمود(تاریخ الخمیس: 1/258)

بررسى زندگانى پیامبر صلی الله علیه وآله قبل از بعثت گواهى بر صدق و راستگویى او در ادعاى نبوّت، مى دهد. زیرا این مرد چهل سال در میان مردم به درستى و پاكى معروف بود تا آنجا كه او را «محمّد امین» نامیدند.

بعثت
شاگرد مکتب الهی



:: مرتبط با: پیامبر اکرم ص ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/16
زمان : 08:45 ق.ظ
در انتظار بعثت پیامبر آخرالزمان
نظرات | ادامه مطلب

مبعث

هنگامی که چهل سال از سنّ پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله گذشت، حقّ تعالى دل او را بهترین دلها و خاشع‏تر و مطیع‏تر و بزرگ‏تر از همه دلها یافت، پس دیده آن حضرت را نور دیگر داد و امر فرمود كه درهاى آسمان را گشودند و فوج فوج از ملائكه به زمین مى‏آمدند و آن حضرت نظر مى‏كرد و ایشان را مى‏دید و رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت متّصل گردانید. پس جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت و بازوى آن حضرت را حركت داد و گفت: یا محمّد! بخوان، فرمود: چه چیز بخوانم؟ گفت: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ. پس وحى‏هاى خدا را به او رسانید.[1]

قبل از اینکه رسول خدا صلی الله علیه وآله به پیامبری مبعوث شود علمای بزرگ یهود و راهبان مسیحی از آمدن ایشان مطلع بودند. و به تعبیر قرآن کریم همانند فرزندانشان او را می شناختند. «یعرفونه کما یعرفون ابنائهم».(انعام/29- بقره/ 146) از همین رو خبر مبعوث شدن حضرت را به دیگران بشارت می دادند. نمونه های تاریخی این بشارت ها در ذیل آمده است.

 

تنها یک محمّد                                                                                             

1.سراقة بن جعشم مى‏گوید: براى تجارت به شام مى‏رفتیم كه نزدیك دیر عابدى فرود آمدیم. راهب از دیر، پایین آمد و به ما گفت: شما كیستید؟ گفتیم: قومى از قریش. گفت: آگاه باشید! به زودى در میان شما پیامبرى مبعوث خواهد شد كه اسمش «محمّد» است. وقتى به مكه برگشتیم، پسرانى متولد شدند ولى فقط اسم پیامبر صلی الله علیه وآله را «محمّد» گذاشتند.

 

فرزند اسماعیل

2.تبع بن حسان‏ به یثرب حمله برد و 350 نفر از یهودیان را كشت و خواست كه آنجا را خراب كند و از بین ببرد. پیرمردى از یهود كه 250 سال داشت، برخاست و به او گفت: پادشاها! مثل تو سخن باطل را قبول نمى‏كند و مردم را از سر خشم نمى‏كشد. و تو نمى‏توانى اینجا را خراب كنى. پرسید: چرا؟

گفت: آیا فرزند عموى او ابو طالب كه به او علىّ گفته مى‏شود متولّد شده است؟ گفتیم: خیر، گفت: یا متولّد شده و یا در همین سال به دنیا خواهد آمد، او اوّلین كسى است كه بدو ایمان مى‏آورد، ما او را مى‏شناسیم و مى‏دانیم كه او وصىّ است همچنان كه مى‏دانیم محمّد نبىّ است

گفت: چون پیامبرى از فرزندان اسماعیل از اینجا ظهور مى‏كند. در این هنگام تبع از آنها دست كشید و با یهودیان به مكّه رفت و خانه كعبه را با پرده پوشانید و به مردم احسان داد.[2]

 

از مكه تا یثرب

3. وقتى كه سیف بن ذى یزن بر حبشى‏ها پیروز شد، یك گروه از قریش براى تهنیت پیش او رفتند. و در میان آنها عبد المطلب نیز بود. در خفا از عبد المطلب در مورد حضرت محمّد- صلّى اللَّه علیه و آله- پرسید. او نیز جواب داد.

بعد از مدت زیادى، آنها بر سیف بن ذى یزن وارد شدند. از آنها نیز در مورد محمّد- صلّى اللَّه علیه و آله- پرسید. و صفات او را به آنان گفت. همه اقرار كردند كه محمّد- صلّى اللَّه علیه و آله- همه این صفات را داراست. بعد گفت: او در مكه‏ مبعوث مى‏شود سپس به یثرب مى‏رود و در آنجا مستقر مى‏شود و در همان جا نیز رحلت مى‏كند.[3]



:: مرتبط با: پیامبر اکرم ص ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/16
زمان : 08:43 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.