تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب آبان 1394
پادزهری برای وسوسه شیطان
نظرات | ادامه مطلب

با وجود این همه دام های گسترده و رنگ رنگ شیطان، چگونه می توان در مصاف با او که تجربه چندین هزارساله در گمراهی آدمیان دارد، پیروز شد؟

چنانکه می دانید در داستان خلقت نیای بزرگ ما، حضرت آدم(ع)، شیطان از سجده بر او سرتافت. در نتیجه از قاف قله قرب خدا به حضیض عالم دنیا هبوط کرد. اما پیش از هبوط از خدا  خواست تا قدرتی و مکنتی بدو بخشد تا بتواند  تا از ابنای آدم (ع) انتقام کشد.
این گرگ ایمان خوار برای رسیدن به این هدف شوم به هر ابزاری دست می یازد. ابزاری همچون تسویل، تزیین، وسوسه و... اما از این میان، وسوسه از همه دامهای شیطان، خطرناک تر است.
او دائم بر فراز قلب آدمی چرخ می زند و پرواز می کند تا در لحظه بزنگاه، باند مناسب برای فرود بیابد چنانکه قرآن در بیان این حالت، از وصف طائف برای شیطان استفاده کرده می فرکاید:: إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون (اعراف/21)
اکنون سوال اینجاست که با وجود این همه دام های گسترده رنگ رنگ شیطان، چگونه می توان در مصاف با او که تجربه چندین هزارساله در گمراهی آدمیان دارد، پیروز شد؟
آن هم نبردگاه خطرخیزی که حضرت اله در فرجامین سوره حبل متینش، به رسول امینش خطاب می کند که به سه دستگیره بزرگ من (سه صفت ربوبیت، ملوکیت و الوهیت)، پناهنده شو. تا بوانی از شر او ایمن شوی.
در امالی مرحوم شیخ صدوق آمده است که : وقتى آیه " وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ"، نازل شد ابلیس به بالاى كوهى در مكه رفت كه آن را كوه" ثویر" مى نامند. و به بلندترین آوازش عفریت هاى خود را صدا زد، همه نزدش جمع شدند، پرسیدند اى بزرگ ما مگر چه شده كه ما را نزد خود خواندى؟ گفت: این آیه نازل شده، كدامیك از شما است كه اثر آن را خنثى سازد، عفریتى از شیطانها برخاست و گفت: من از این راه آن را خنثى مى كنم. شیطان گفت: نه، این كار از تو بر نمى آید. عفریتى دیگر برخاست و مثل همان سخن را گفت، و مثل آن پاسخ را شنید.
وسواس خناس گفت: این كار را به من واگذار، پرسید از چه راهى آن را خنثى خواهى كرد؟ گفت: به آنان وعده مى دهم، آرزومندشان مى كنم تا مرتكب خطا و گناه شوند، وقتى در گناه واقع شدند، استغفار را از یادشان مى برم. شیطان گفت: آرى تو، به درد این كار مى خورى، و او را موكل بر این ماموریت كرد، تا روز قیامت «1»
امام صادق علیه السلام فرمود: «ما من قلب الاّ و له اذنان علی احداهما ملك مرشد و علی الاخری شیطان مفتّن هذا یأمره و هذا یزجره: الشّیطان یأمره بالمعاصی و الملك یزجره عنها هو قول الله عزّوجّل عن الیمین و عن الشّمال قعید، ما یلفظ من قولٍ الاّ لدیه رقیب عتید.(2)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/08/27
زمان : 09:23 ق.ظ
رقیه ی حسین علیهماالسلام
نظرات | ادامه مطلب


حضرت رقیه علیهاالسلام جلوه دیگری از شکوه و عظمت حماسه عاشوراست و حضور این کودک خردسال در متن نهضت سرخ حسینی، بی تردید امری مهم و قابل توجه می باشد، چنانکه هر یک از کسانی که در آن واقعه عظیم حضور داشته اند، حامل پیامی شگرف بوده‌اند.

رقیه علیهاالسلام دلیلی آشکار بر حقانیت قیام امام حسین علیه السلام و مظلومیت عترت پاک پیامبر صلی الله علیه و آله بوده که اوج توحّش و سنگدلی سیاهکارانی که داعیه جانشینی رسول خدا را سر دادند، برای همیشه تاریخ اثبات می کند.

نوشتار حاضر سیری است در زندگانی کوتاه اما پرشکوه این بانوی خردسال.

 

رقیه ی حسین علیهماالسلام

پدر بزرگوار حضرت رقیّه علیهاالسلام، سالار شهیدان حضرت امام حسین بن على علیه السلام و مادر ایشان مطابق بعضى از نقلها «ام اسحاق» می باشد كه زنی صاحب فضیلت و همسر امام حسن مجتبی علیه السلام بوده که طبق وصیت آن حضرت پس از شهادتشان به عقد امام حسین علیه السلام در آمدند. (1)

سن مبارك حضرت رقیه علیهاالسلام هنگام شهادت، طبق پاره اى از روایات سه سال و مطابق پاره اى دیگر چهار سال بود. برخى نیز پنج سال و هفت سال نقل كرده اند. (2)

نام رقیه علیهاالسلام در بعضی کتب‏ تاریخیِ مستند و مشهور همچون کتاب شریف «لهوف» سید بن طاووس و «معالی السبطین» علامه حائری و «مقتل الحسین» ابن ابی مخنف ذکر شده است چنانکه مرحوم شیخ علی فلسفی در کتاب «حضرت رقیه علیهاالسلام» می گوید در بیش از بیست کتاب، نام ایشان را رقیه دیده است

نام رقیه علیهاالسلام

کلمه ی رقیه از «رقی» به معنی بالا رفتن و ترقی گرفته شده است.(3) نخستین فردی که در اسلام به این اسم، نام گذاری گردید، دختر پیامبر اکرم صلی‏الله ‏علیه ‏و آله بود و پس از این نام گذاری، نام رقیه به عنوان یکی از نام‏های خوب و زینت بخش اسلامی درآمد.

نام رقیه علیهاالسلام در بعضی کتب‏ تاریخیِ مستند و مشهور همچون کتاب شریف «لهوف» سید بن طاووس(4) و «معالی السبطین» علامه حائری (5) و «مقتل الحسین» ابن ابی مخنف (6) ذکر شده است چنانکه مرحوم شیخ علی فلسفی در کتاب «حضرت رقیه علیهاالسلام» می گوید در بیش از بیست کتاب، نام ایشان را رقیه دیده است.

ولی در برخی دیگر از کتب تاریخی نامی از ایشان برده نشده است که این امر همچون دیگر پدیده های تاریخی به علل متعددی می تواند باشد، همچون کمبود امکانات نگارشی، کم توجهی به ثبت و ضبط جزئیات رویدادها، فشار حکومت بر سیره نویسان، فقر منابع تاریخی به دلیل تاخت و تازهای دشمنان، همنامی فرزندان امام حسین علیه السلام و... .

مرحوم آیة الله حاج میرزا هاشم خراسانى در کتاب ارزشمند خود می نویسد:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/08/26
زمان : 09:24 ق.ظ
یا نحسی ماه صفر، حقیقت دارد؟
نظرات | ادامه مطلب

آیا درست است که می گویند ماه صفر بخصوص چهارشنبه آخر این ماه، نحس است؟ آیا قرآن، نحوست ایام را تایید می کند؟

ماه صفر که از راه می رسد دوباره این عقیده نخ نما، در ذهن و زبان مردم جان می گیرد که صفر، ماهی است مشئوم و نحس و باید مراقبت کرد تا این روزهای نحس، سپری شود.
برخی، بر اثر پافشاری و مسلم انگاشتن این عقیده، در اعمال و حیات فردی و اجتماعی خود، قائل به توقف شده و در ورطه هولناک تعطیل فرو می افتند. تا آنجا که در طول این ماه، از دست یازیدن به امور سرنوشت ساز زندگی، خودداری می کنند تا مبادا، فرجام ناخوشایند این کارها، گریبانشان را بگیرد!
براستی آیا نحوست ایام واقعیت دارد؟
از منظر عقل، نمی توان بر سعادت روزى از روزها، و یا زمانى از زمان ها و یا نحوست آن، دلیل و برهان آورد؛ چون طبیعت و حقیقت زمان از نظر مقدار، طبیعتى است كه دارای اجزای مثل هم هستند، و یک چیزند، پس از نظر خود زمان فرقى میان این روز و آن روز نیست، تا یكى را سعد و دیگرى را نحس بدانیم.(1)
از نظر شرع، چطور؟
آیا آیات قرآن و روایات رسیده از پیشوایان پاک، بر این انگاره  مشهور، مهر تایید می نهد؟
بررسی و تحلیل شواهد قرآنی نحوست ایام
وقتی مساله سعد و نحس ایام را در پهنه آیات قرآن رصد می کنیم در می یابیم که اتفاقا کتاب خدا، هم بر نحوست برخی روزها، دلالت دارد و هم بر سعد، میمنت و برکت برخی دیگر. نمونه را:
یک. فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ ریحاً صَرْصَرأ فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمر»»،  ما تند باد وحشتناك و سردی را در یك روز شوم مستمر بر آنان فرستادیم.
دو. فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ ریحاً صَرْصَرأ فی أیامٍ نَحساتٍ»، سرانجام تندبادی شدید و هول انگیز و سرد و سخت در روزهای شوم و پرغبار بر آنان فرستادیم.
در این دو آیه، چنانکه می بینید روزهایی را که قوم لجوج عاد بر اثر نافرمانی به عذاب الهی گرفتار شدند، روز نحس دانسته شده است. اما با تدبر در این آیات می توان فهمید که شومی و نحوست این روزها، امری ذاتی نیست بلکه به دلیل عذابی است که در این ایام، بر سر این قوم فرود آمده است.
دلیل بر این مدعا این است که اگر یک خصوصیتی در ذات و نهاد یک ماهیت مستقر باشد همه افراد آن ماهیت نیز متصف به آن وصف خواهند بود. به دیگر سخن، اگر نحوست یک زمان، در نهاد و ماهیت عنصر زمان، خانه داشته باشد، باید به همه زمان ها سرایت یابد در حالیکه چنین نیست.
در مقابل برخی آیات نیز بر سعد و مبارکی پاره ای اوقات اشاره دارند مانند: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ»؛[دخان/3] كه ما آن را در شبى پر بركت(شب قدر) نازل کردیم.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/08/25
زمان : 09:34 ق.ظ
فتنه ای که مردم از شیطان پیروی کردند!
نظرات | ادامه مطلب

کسی که شعار عدالت و اعتدال سر می دهد و به واقع علاقه مند است در مسیر اعتدال حرکت کند باید سیره و سنت اهل بیت علیهم السلام را بشناسد و بعد رفتار خود را با آنها تنظیم کند. نه جلو بیفتد و نه عقب بماند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امت را به حال خود رها نکرد بر خلاف باور عده ای از مسلمانان که معتقدند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای دوران بعد از خود، امت را رها کرد و کار هدایت و رهبری را به خودشان واگذار کرد؛ امیرمۆمنان علیه السلام آشکارا بیان می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را به حال خود رها نکرد و پیش از رحلت، راه و نشان هدایت را به روشنی تمام بر ایشان نمایاند.

امام علی علیه السلام در خطبه اول نهج البلاغه با اشاره به لحظه پایانی عمر شریف آن حضرت می فرماید:

فَقَبَضَهُ إِلَیْهِ كَرِیماً ص وَ خَلَّفَ فِیكُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِیَاءُ فِی أُمَمِهَا إِذْ لَمْ یَتْرُكُوهُمْ هَمَلًا بِغَیْرِ طَرِیقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ

پس خداوند جان او را با اکرام گرفت. و آن حضرت [به وقت درگذشت] هر آنچه را انبیاء گذشته در میان امت خود برجای می گذاشتند در میان شما باقی گذاشت؛ چرا كه پیامبران مردمشان را بدون معرفی راه روشن و نشانه های پا برجا، رها نساختند.

یکی از مهمترین عوامل بستر ساز برای وقوع فتنه و جولان یافتن شیطان و شیطان صفت ها در جامعه، سکوت علما و دانشمندان و یا منزوی کردن آنها از یک سو و بها دادن به افراد ناآگاه از سوی دیگرست

این سخن، بیان حقانیت غدیر و ابطال اختلافها و کشمکشهایی است که بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تصاحب خلافت و رهبری امت اسلامی صورت گرفت. حرکتی که منجر به اختلاف در بین امت اسلامی شد و باعث گردید عده ای از مسلمانان با سیره و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله زاویه پیدا کنند و این فاصله به مرور تا آنجایی افزایش یابد که امروز به نام اسلام و مسلمانی، مسلمان بکشند و در بزم جنایات وحشیانه خود، قرآن بخوانند و تکبیر بگویند.

این در حالی است که امیرمۆمنان علیه السلام فرمود پیامبر صلی الله علیه و آله راه روشن هدایت را نشان داد و پرچم همیشه برافراشته این راه را به مردم نمایاند و رفت؛ پس اگر امروز به نام اسلام و مسلمانی و حتی قرآن و روایات نبوی، بر خلاف قرآن و روح اسلام حرفی زده و یا حرکتی انجام می شود به مانند کافر دانستن مسلمانان و جهاد نکاح؛ همه برای آن است که عده ای از مسلمانان آن راهی که پیامبر صلی الله علیه و آله نشان داد را نرفتند و آن بیرقی را که رسول خدا صلی الله علیه و آله نمایاند نادیده گرفتند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/08/24
زمان : 09:26 ق.ظ
مذاکره ای که خدا و اهل بیت می پسندند!
نظرات | ادامه مطلب

احیای امر اهل بیت علیهم السلام کار من نیست، کار مدیران و مسئولان کشور و کسانی که امور فرهنگی جامعه را به دست دارند، است....

تا به حال در سخنرانی ها، مقالات، کتاب ها و از کلام بزرگان زیاد شنیده و خوانده ایم که اهل بیت علیهم السلام از ما خواسته اند که امر آنان را احیا کنیم که در این صورت رحمت خداوند شامل ما خواهد شد ... اما در این میان یا در این مورد فکر نکرده ایم و یا اینکه این احیای امر اهل بیت علیهم السلام را شامل خودمان نمی دیدیم و می گفتیم: احیای امر اهل بیت علیهم السلام کار من نیست، کار مدیران و مسئولان کشور و کسانی که امور فرهنگی جامعه را به دست دارند ، است....
در این مقاله در صدد هستیم ببینیم واقعا احیای امر اهل بیت علیهم السلام کاری است خارج از توان و وظیفه ی ما مردم و تنها بزرگان و عالمان دین باید انجام دهند یا هر کدام ما در این قضیه نقشی داریم... در ادامه با ما همراه باشید ....

 از امام صادق (علیه السلام) شنیدم به اصحاب خویش می فرماید: از خدا پروا کنید و نسبت به یکدیگر نیکوکار و خوش رفتار باشید و برای خدا یکدیگر را دوست بدارید و با یکدیگر ارتباط و تماس داشته باشید و نسبت به هم مهر و محبت بورزید و به دیدار یکدیگر بروید و ملاقات داشته باشید و در امر ما با یکدیگر مذاکره کنید و آن را تذکر دهید و آن را زنده نگه دارید

در روایات امام صادق علیه السلام مكرر داریم که می فرمایند: «رحم الله من احیاء امرنا» دشمنان اسلام سعی كردند این مكتب را نابود كنند، شما هم متقابلاً برای احیاء آن و زنده نگه داشتن آن اقدام كنید.
این احیای امر که آنقدر مورد توجه اهل بیت علیهم السلام واقع شده چه چیزی است؟
در روایتی از امام رضا علیه السلام نیز است که می فرمایند: رحمت خدا بر كسی باد كه أمر ما را زنده نماید، سؤال شد: چگونه امر شما احیا می شود؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد. «بحارالانوار، ج 2، ص 30، ح 13»
احیای امر یعنی برپا داشتن و زنده کردن و جاری کردن امر خداوند که همان دین حقیقی است و تمامی اعمال که موجب جاری شدن این امر و برپایی آن و انتقال آن به دیگران می شود از مصادیق احیای امر الهی است.
امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: خداوند عبادت نشده به چیزی که برتر از ادا کردن حق مؤمن باشد. (اصول کافی ج2 ص170 ح4)
بنابراین احیای امر اهل بیت علیهم السلام با ارتباط داشتن با دیگران میسر می شود و در این نیست که من گوشه ای بنشینم و فقط نماز و دعا بخوانم؛



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/08/23
زمان : 09:17 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.