تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب آذر 1393
عامل اضطراب فكرى جوامع
نظرات | ادامه مطلب

نهج البلاغه

در كلمات امیرالمومنین‏ ادیان، به خصوص دین مبین اسلام، به عنوان عامل كلى تغییر در جوامع معرفى شده است. در برخى عبارات به‏طور كلى، درباره دین بحث‏شده و از تحرك‏آفرینى و تحول‏زایى آن یاد شده است. طبق بیانات حضرت، وقتى در یك جامعه عقاید و ارزش‏هاى دینى میان مردم جریان نداشته باشد، پراكندگى و تفرق اجتماعى پدید مى‏آید و قوه محركه‏اى كه بتواند انرژى موجود در جامعه را به فعلیت در آورد و آثار و نتایج عینى از آن تحصیل نماید، مفقود خواهد بود.

«فانظروا الى مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولا فعقد بملته طاعتهم و جمع على دعوته الفتهم، كیف نشرت النعمة علیهم جناح كرامتها و اسالت لهم جداول نعیمها»

پس بنگرید كه نعمت‏هاى خداوند چگونه بر آنان (امت‏هاى پیشین) فرو ریخت، هنگامى كه پیامبرى بر ایشان برانگیخت، پس آنان‏را به اطاعت‏خداوند درآورد و با خواندن به سوى خدا آنان‏را موتلف ساخت، چه سان بال هاى نعمت و كرامتش را بر سر آنان گسترانید و جویبارهاى .

‏آسایش و فراوانى برایشان جارى شد!

در فقره پیشین همین خطبه، اوضاع جوامع مزبور پیش از بعثت پیامبران الهى توصیف شده و تفرق و ضعف و زبونى آن جوامع توضیح داده شده است:

«فالاحوال مضطربة و الایدی مختلفة والكثرة متفرقة فی‏بلاء ازل و اطباق جهل من بنات موودة و اصنام معبودة و ارحام مقطوعة و غارات مشنونة‏»

حالت‏هایشان مضطرب و دست‏هایشان به خلاف هم در كار و جمعیت‏هایشان در بلایى سخت و جهالتى استوار پراكنده بود. در زنده به گور كردن دختران و پرستیدن بتان و قطع پیوند ارحام و غارت یكدیگر دست و پا مى‏زدند.

كاركردى كه در این عبارت به دین نسبت داده شده، جالب توجه است.

دین شامل مجموعه دستورات، احكام و عقایدى است كه رویكرد اهالى یك جامعه را نسبت‏به جهان و جامعه ترسیم مى‏نماید و مواضع انسان‏ها را در روابط متقابل تنظیم مى‏كند. بنابراین، اعضاى جامعه‏اى كه خلا دینى دارد (مانند جوامعى كه در نهج‏البلاغه توصیف شده است) دچار اضطراب فكرى، تشویش روحى و تشتت عملى مى‏شوند.

در كلمات امیرالمومنین‏ ادیان، به خصوص دین مبین اسلام، به عنوان عامل كلى تغییر در جوامع معرفى شده است. در برخى عبارات به‏طور كلى، درباره دین بحث‏شده و از تحرك‏آفرینى و تحول‏زایى آن یاد شده است. طبق بیانات حضرت، وقتى در یك جامعه عقاید و ارزش‏هاى دینى میان مردم جریان نداشته باشد، پراكندگى و تفرق اجتماعى پدید مى‏آید و قوه محركه‏اى كه بتواند انرژى موجود در جامعه را به فعلیت درآورد و آثار و نتایج عینى از آن تحصیل نماید، مفقود خواهد بود

وقتى آن حضرت در جامعه خود، كه مركب از جمعیت مسلمان است ‏با ضعف و سستى در عمل مواجه مى‏شود، بر مى‏آشوبد و دیانت آنها را به خاطرشان مى‏آورد و از اینكه على‏رغم دیندارى، متفرق و متزلزل‏اند، اظهار شگفتى مى‏نماید; زیرا توقع آن است كه اگر اعضاى جامعه‏اى حقیقتا دیندار و مومن‏اند، متحد و مستحكم باشند و در حركت اصلاحى و اجتماعى تردید به خود راه ندهند. آن حضرت در دو موضع از نهج‏البلاغه با یك عبارت مى‏فرمایند: «لله انتم اما دین یجمعكم‏» راستى‏شما چه مردمى هستید؟ آیا دینى نیست كه متحدتان سازد؟

توقع امام ‏علیه‏السلام از یك جامعه دینى آن است كه از نظر اجتماعى داراى پیوندهاى مستحكم باشد و با هدفمندى و راه‏شناسى، در موضع‏گیرى‏هاى اجتماعى از تردید، ضعف و دو دلى مبرا باشد. و این نتیجه چیزى جز ترویج و تشریع دین و پیاده شدن احكام و قوانین دینى نیست. به همین دلیل، با بعثت و ظهور پیامبران‏ علیهم‏السلام، مردم از پراكندگى و اضطراب به سوى همدلى و یگانگى و سیادت اجتماعى هدایت مى‏شوند و گروه‏هاى ضعیف و فرودست‏به ارجمندى و سالارى مى‏رسند. نهج‏البلاغه این موضوع را چنین توصیف مى‏كند:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/25
زمان : 09:43 ق.ظ
نقدی بر دوگانه انگاری فرهنگ عاشورا و فرهنگ اربعین(2)
نظرات | ادامه مطلب

وحدت فرهنگ عاشورا و فرهنگ اربعین در آثار اندیشمندان اسلامی

امام حسین

در مقاله گذشته با استناد به ویژگی های امامان معصوم-علیهم السلام- بیان شد که همه این گرامیان برای صیانت از اسلام و هدایت انسان ها، مجاهدت و مبارزه ای برخاسته از عقلانیت و محبت الهی سامان داده اند. در آغاز این نوشتار و به دنبال نقل قولی که از امام خمینی-قدس سره- در تأیید این رویکرد، در خاتمه مقاله پیشین به انجام رسید سخنان عده ای دیگر از اندیشمندان اسلامی را گزارش می کنیم. پس از آن و در مقاله بعدی ادعای دکتر حجاریان مبنی بر تفاوت میان فرهنگ اربعین با فرهنگ عاشورا را از زاویه ای دیگر به نقد می نشینیم.

 

قلمروی مقتضیات زمان تا شكل نه اصول 

اولین این بیانات از آنِ آیة الله شهید مطهری-رضوان الله علیه- است. سخن ایشان آنقدر گویا ست که بدون هیچ توضیحی آن را گزارش می کنیم:

«اینجا این سخن به میان مى‏آید كه سایر ائمه -علیهم السلام- چرا شهید شدند؟ آنها كه تاریخ نشان نمى‏دهد كه در مقابل دستگاه هاى جورِ زمان خودشان قیام كرده و شمشیر كشیده باشند. آنها كه ظاهر سیره‏شان نشان مى‏دهد كه روششان با روش امام حسین -علیه السلام- متفاوت بوده است. بسیار خوب، امام حسین-علیه السلام- شهید شد، چرا امام حسن -علیه السلام- شهید بشود؟ چرا امام سجّاد -علیه السلام-شهید بشود؟ چرا امام باقر و امام صادق و امام كاظم-علیهم السلام-شهید بشوند؟ و همین‏طور سایر ائمه-علیهم السلام-.

جواب این است: اشتباه است اگر ما خیال كنیم روش سایر ائمه -علیهم السلام- با روش امام حسین -علیه السلام-در این جهت اختلاف و تفاوت داشته است. برخى این‏طور خیال مى‏كنند، مى‏گویند:

"در میان ائمه-علیهم السلام-، امام حسین-علیه السلام-بنایش بر مبارزه با دستگاه جور زمان خود بود ولى سایر ائمه -علیهم السلام-این اختلاف را داشتند كه مبارزه نمى‏كردند."

اگر این‏جور فكر كنیم سخت اشتباه كرده‏ایم. تاریخ خلافش را مى‏گوید و قرائن و دلایل همه برخلاف است. بله، اگر ما مطلب را جور دیگرى تلقى كنیم، كه همین جور هم هست، هیچ وقت یك مسلمان واقعى، یك مومن واقعى- تا چه رسد به مقام مقدس امام- امكان ندارد كه با دستگاه ظلم و جور زمان خودش سازش كند و واقعاً بسازد، یعنى خودش را با آن منطبق كند، بلكه همیشه با آنها مبارزه مى‏كند. تفاوت در این است كه شكل مبارزه فرق مى‏كند.

یك وقت مبارزه علنى است، اعلان جنگ است، مبارزه با شمشیر است. این یك شكل مبارزه است. و یك وقت، مبارزه هست ولى نوع مبارزه فرق مى‏كند. در این مبارزه هم كوبیدن طرف هست، لجنمال كردن طرف هست، منصرف كردن مردم از ناحیه او هست، علنى كردن باطل بودن او هست، جامعه را بر ضد او سوق دادن هست، ولى نه به صورت شمشیر كشیدن.

باید یک انسانی را فرض کنیم که دویست و پنجاه سال عمر کرده و در سال یازدهم هجرت قدم در یک راهی گذاشته و تا سال دویست و شصت هجری این راه را طی کرده است. تمام حرکات این انسان بزرگ و معصوم با این دید قابل فهم و توجیه خواهد بود

این است كه مقتضیات زمان در شكل مبارزه مى‏تواند تأثیر بگذارد. هیچ وقت مقتضیات زمان در این جهت نمى‏تواند تأثیر داشته باشد كه در یك زمان سازش با ظلم جایز نباشد ولى در زمان دیگر سازش با ظلم جایز باشد. خیر، سازش با ظلم هیچ زمانى و در هیچ مكانى و به هیچ شكلى جایز نیست، اما شكل مبارزه ممكن است فرق كند. ممكن است مبارزه علنى باشد، ممكن است مخفیانه و زیر پرده و در استتار باشد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/25
زمان : 09:40 ق.ظ
نامحرم اما زن و شوهر
نظرات | ادامه مطلب


در این نوع ازدواج زن و مرد فقط برای تامین نیازهای جنسی خود و بر اساس احساسات لحظه ای در کنار یکدیگر زندگی میکنند.

ازدواج سفید

خانواده یکی از نهادهای ارزشمند جامعه است . و سلامت این رکن کوچک از جامعه تضمین کننده سلامت بخش اعظمی از افراد جامعه است. پایه اصلی خانواده بر ازدواج استوار است به همین مناسبت در اسلام به خانواده و ازدواج جایگاه ویژه ای داده شده است.و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) ازدواج را کامل کننده دین و ایمان افراد دانسته و در این زمینه می فرمایند کسی که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است .(1)

و همچنین تشکیل خانواده را عامل استواری جامعه دانسته می فرمایند:هرگاه کسی که اخلاق و دینش را می پسندید برای خواستگاری نزد شما آمد پس دختر خود را به نکاح او در آورید و اگر چنین نکنید باعث فساد بزرگی در زمین می گردید.(2)

امر ازدواج به دلیل وجود برخی مشکلات در حال تغیر شکل و ماهیت است ،واین مسئله باعث استحاله خانواده می شود که این به معنی نابود شدن دین ،ایمان و اخلاق افراد جامعه است.

ازدواج سفید واژه ایست که به تازگی وارد فرهنگ لغات اجتماعی شده است .ازدواج سفید پدیده ای است که دختر و پسر به عنوان هم خانه با یکدیگر زندگی میکنند بدون آنکه میان آنها پیوند رسمی ازدواج و رابطه زن و شوهری وجود داشته باشد این نوع ازدواج که در غرب رایج است فاقد مشروعیت اجتماعی ،حقوقی ودینی است.

البته می توان دلایلی را برای گرایش جوانان به این نوع ازدواج ذکر کرد دلایلی همچون عدم مسئولیت پذیری جوانان ،مشکلات اقتصادی ،آزادی روز افزون جوانان، ترس از وقوع طلاق و جدایی گریز از قانون حمایت از خانواده ،الگو برداری از رسانه های غربی و مهمترین عامل که ضعف ایمان و کم رنگ شدن امور دینی در میان جوانان است .(البته عدم توجه مسئولین به تامین امکاناتی نظیر مسکن و اشتغال برای جوانان در ایجاد اینگونه روابط بی تاثیر نبوده است .)

در این مدل زنان بیشتر دچار خشونت خانگی می شوند و به علت عدم ثبت قانونی ازدواج حتی از شکایت و پیگیری حقوق خود نیز محروم می شوند و شکست و فروپاشی این نوع رابطه بسیار بیشتر از ازدواج شرعی و قانونی است

در این نوع ازدواج یک خانواده تشکیل نمی شود بلکه زن و مردی فقط برای تامین نیازهای جنسی خود و بر اساس احساسات لحظه ای در کنار یکدیگر زندگی میکنند و بعد از فروکش کردن این احساسات و غرایز به راحتی از هم جدا شده و هیچ کدام هیچ نوع مسئولیتی را در قبال یکدیگر نمی پذیرند . در این نوع از رابطه مسئله سقط جنین به راحتی اتفاق می افتد به دلیل این که هیچکدام از طرفین حاضر به پذیرش فرزندی که دارای مشروعیت قانونی نیست نمی باشد. و اگر از سقط فرزند خود اجتناب کنند مرد به راحتی می تواند فرزند خود را انکار کند و در این صورت این زن است که باید با وجود سختی ها و مشکلات حضانت فرزند غیر قانونی خود را بر عهده گیرد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/24
زمان : 09:41 ق.ظ
مهمترین زیارتگاه های کربلا را بشناسید
نظرات | ادامه مطلب


در سفر به کربلای معلا اگرچه زیارت امام حسین(ع) و حرم حضرت ابوالفضل (ع) در اولویت قرار دارد. اما به جز این دو حرم که در مرکز شهر قرار گرفتند، حرم ها و زیارتگاه های دیگری هم هستند که کربلا و حوالی آن را تبدیل به یک تکه بهشت می کنند.

کربلا

اگر زائر کربلا هستید، می توانید بعد از زیارت آن دو بزرگوار، سری هم به این آرامگاه ها و زیارتگاه ها بزنید و دلی سبک کنید.

 

یار 80 ساله امام

حبیب بن مظاهر اسدی وقتی 80 ساله بود به یاری امام حسین رفت و در قیام عاشورا به فیض شهادت نایل شد. آرامگاه او تنها  10 متر از ضریح امام حسین(ع) فاصله دارد و در رواق جنوب غربی جای گرفته است. با ضریحی کوچک، دنج و آرام بخش.

 

آرامگاه مرد آزاده

آرامگاه حر، در شهرکی در جنوب غربی کربلا قرار گرفته و فاصله ای 9 کیلومتری از شهر دارد. آرامگاه حر که از ساخته های شاه اسماعیل صفوی است، صحن و رواق و گنبد کاشی کاری دارد و زیبایی آن حتما به چشمتان خواهد آمد.

 

خیمه گاه مولا



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/23
زمان : 09:47 ق.ظ
گمشده ی مومن چیست؟
نظرات | ادامه مطلب

حکمت

در این نوشتار کوتاه دربارة «حکمت» از دیدگاه قرآن کریم بحث می‌نماییم.


واژة حکمت در هفده مورد، در قرآن کریم استفاده شده است که به این شرح می‌باشد:

«وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» [بقره/129- آل عمران/164- جمعه/2] سه مرتبه؛ «وَیُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» [بقره/151] «وَیُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» [آل عمران/48] «وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ» [بقره/251] «وَمَن یُوْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا كَثِیرًا» [بقره/269] «فَقَدْ آتَیْنَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» [نساء/54] «وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَیْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» [نساء/113] «وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» [مائده/110] «وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ» [لقمان/12] «وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَیْنَاهُ الْحِكْمَةَ» [ص/20] «وَمَا أَنزَلَ عَلَیْكُمْ مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ» [بقره/231] «ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَیْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ» [اسراء/39] «وَاذْكُرْنَ مَا یُتْلَى فِی بُیُوتِكُنَّ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ» [احزاب/34] «وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّیْنَ لَمَا آتَیْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ» [آل عمران/81]

 

تحلیل اجمالی آیات مبارکه:

1- قرآن کریم همواره حکمت را موضوعی الهی و مقدس می‌داند. در شانزده مورد دهنده حکمت خداست و در یک مورد هم که به صورت فعل مجهول به کار رفته (و من یۆتی الحکمة) مشخص است که دهنده حکمت خداست.

خلاصه قرآن عنایت خاصی دارد که حکمت یک مطلب شریفی است که از جانب خدا به انسان ها عنایت شده است و بنابر این حکمت امری ارزشی و مقدّس است.

2- در یازده مورد حکمت مطلبی است که با نزول کتاب همراه است که در نه مورد آن مراد از کتاب، قرآن مجید است و در دو مورد دیگر کتب انبیاء (نبیین و آل ابراهیم) مقصود است که البته یکی از آنها هم قرآن می‌باشد.

3- در دو مورد، حکمت مطلبی است که خدا در کنار حکمرانی به افراد شایسته داده است:

«و آتاه الله الملک و الحکمة-  و شددنا ملکه و آتیناه الحکمة» حکمت در حکمرانی عبارت است از تدبیر و انجام اقدامات متقن و عقلانی. حکمت در اینجا دانشی است که مربوط به جنبه عملی (حکمرانی) می شود.

علامه مطهری(ره) هم، در تبیین معنای حکمت بیانی کوتاه و پر معنی دارد. ایشان می‌نویسد: «حکمت یعنی دریافت حقیقت. از آن جهت به دریافت حقیقت «حكمت‏» گفته مى‏شود كه استحكام دارد و پشتوانه‏اش واقعیت است؛ بر خلاف دریافت هاى غیر منطبق با واقعیت كه استحكام ندارد و مانند خانه عنكبوت سست و بى بنیاد است. فلسفه‏ها به هر اندازه صحیح و مطابق با واقع باشند شایستگى این واژه مقدس را دارند»

4- قرآن مجید در دو مورد، به مصادیق حکمت اشاره کرده است. یکی در سورة لقمان است که شکرگزاری خدا را به عنوان حکمت ذکر کرده است: «وَلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ» و دیگری در سوره اسراء است که فرمود «ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَیْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ»: این [سفارش ها] از حکمت هایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است.

برای روشن شدن مرجع اسم اشاره (ذلک) باید به آیات قبل مراجعه نماییم تا متوجه شویم که این سفارش های حکیمانه چه بوده است.

احترام به والدین، پرهیز از تبذیر، خوب سخن گفتن با مساکینی که توان کمک به آنها وجود ندارد، اعتدال در انفاق، پرهیز از سقط جنین و کشتن اولاد، پرهیز از زنا، پرهیز از قتل، پرهیز از خوردن مال یتیم، دقت در هنگام وزن کردن و پرهیز از کم‌فروشی، پرهیز از پیروی کردن از چیزی که معلوم نیست، پرهیز از راه رفتن به صورت متکبرانه، مصادیقی هستند که از آیه 23 تا آیه 39 سوره اسراء که محل بحث می‌باشد، مطرح شده است.

تمام این موارد احکام و اخلاق اسلامی هستند- حال به صورت واجب و حرام یا حداقل به صورت مستحب و مکروه- که مربوط به جنبه‌های عملی انسان است. یعنی حکمت در این موارد آموزه‌ای صرفاً علمی و نظری نیست، بلکه آموزه‌ای است که کاملاً به رفتار و عمل فرد ارتباط دارد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/23
زمان : 09:40 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.