تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب شهریور 1393
میخوام زن خوبی برای شوهرم باشم!
نظرات | ادامه مطلب

همسر

بیان کلی پارسا بودن زن به عنوان معیاری برای یک زن خوب، انسان را در تعیین مصادیق آن دچار تردید می کند بنابراین ملاک هایی را برای زن خوب بیان می کنیم. مشخص ترین معیار زن شایسته خوب شوهرداری است. در خبر از حضرت امام باقر نقل شده است حضرتش فرمود: «خداوند بر مردان و زنان هر دو جهاد نوشته است جهاد مرد بذل مال و جان است تا کشته شود و جهاد زن آن است که بر غیرت و ناراحتی های شوهر صبر کند».

بنابراین صبر زن در مقابل ناملایمات و ناسازگاری شوهر در حد جهاد شوهر ستوده شده است و هم چنین جهاد زن خوب شوهر داری توصیف شده است.

بهترین زنان در توصیف پیامبر اسلام زیباترین آنان هستند که کم مهر ترین باشند، هم چنین فرمود می خواهید بهترین زنان را معرفی کنم؟ گفتند: آری یا رسول ا... فرمود: بهترین زنان آن است که بچه زیاد می آورد و با عاطفه و محبت و عفیف و پوشیده باشد، در خانواده اش عزیز و محترم و برای شوهر متواضع و فروتن باشد، با شوهر شوخ و مزاحگر و نسبت به دیگران و اغیار مستور و خوددار باشد به سخن شوهر گوش فرا دهد، فرمانبرداری نماید در خلوت خود را برای او بیاراید.

مردی به محضر پیامبر اسلام آمد و گفت: ای رسول خدا، همسری دارم که چون به خانه می روم به پیشوازم می آید و وقتی بیرون می روم بدرقه ام می نماید و اگر مرا غصه دار ببیند می گوید غم مخور که اگر غم روزی می خوری خداوند آن را به عهده گرفته و اگر برای آخرت غم داری و فکر می کنی خداوند بر فکر و غم تو بیفزاید. پیامبر فرمود: او را بشارت بهشت ده و به وی بگو که تو یکی از عاملان خداوندی و در هر روز پاداش 70 شهید برای تو خواهد بود. (مکارم الاخلاق ج 1 ص 382)

در کتاب تهذیب شیخ طوسی جلد 7 آمده است ابی حمزه از جابر انصاری، صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرد که شنیدم جابر انصاری سخن می گفت از جلسه ای که در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داشتند و درباره زنان و فضیلت بعضی از آنان نسبت به بعضی دیگر سخن به میان آمده بود پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا مایلید از بهترین زنان شما خبر دهم؟

حضار گفتند: بلی یا رسول ا... سپس پیامبر فرمود بهترین زنان شما زنانی هستند که فرزند به دنیا آورند و محجوب و پوشیده باشند در بین خانواده خود با عزت، و نزد شوهرشان متواضع و فروتن باشند برای شوهرشان خود را بیارایند و از اغیار خود را بپوشانند و امر شوهر را اطاعت کنند و خود را در اختیار وی قرار دهند.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است: بهترین زنان آن است که اگر خشمگین شود به شوهر گوید دست من در دست توست یعنی در اختیار تو هستم به بستر خواب نخواهم رفت تا این که از من خشنود شوی از تمام روایات پیش گفته این مهم استفاده می شود. که بهترین زنان آنانی هستند که صفات جمال و کمال را با هم داشته باشند و زیبایی زن در چهره و اندام و موهای بلند او است و کمال زن در فهم و تواضع در برابر شوهر و غیرت در مقابل اغیار است


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/06/26
زمان : 08:27 ق.ظ
از صبح تا شب فقط حسرت می خورم!!
نظرات | ادامه مطلب

حسرت

دو نفر از خیابانی عبور می کنند. در ابتدای خیابان جوی آبی است که بوی تعفّن می دهد. نفر اوّل وقتی به جوی آب و بوی بد آن برخورد می ‌کند، تا آخر خیابان فکر خود را مشغول این جوی آب می کند و با افکار مختلف آن را سوهان روح و آرامش خود می نماید.

نفر دوم در کنار جوی آب، بوته ی گل زیبایی می آ‌بیند و فکر خود را متمرکز در این گل می کند. چه گل زیبایی! واقعا چقدر این گل زیبا و قشنگ بود! و تا آخر خیابان به این گل زیبا فکر می کند.

این دو نفر هر دو از یک خیابان عبور کردند؛ اما نفر اوّل با منفی نگری چیزی جز اندوه و ناراحتی برای خود نخرید و نفر دوم با مثبت نگری، آرامش خود را مضاعف نمود.

همه ی ما از خیابان زندگی عبور می کنیم. در خیابان زندگی زشت و زیباهای فراوانی وجود دارد. برخی از مردم فقط متمرکز در نداشته ها و زشتی های زندگی می شوند، و مدام به آن فکر می کنند! هر جا می ‌نشینند از کمبودها می گویند و اظهار گلایه و شکایت می کنند. چنین افرادی آرامش و سکون ندارند و محصول هم نشینی با این افراد هم چیزی جز ناامیدی و یأس نیست. برخی دیگر به جای تمرکز در نداشته‌ ها، می گردند و از دل مشکلات و تاریکی ها، نقطه ی روشن و امید بخشی پیدا می کنند و افکار خود را مشغول آن می کنند. بودها و زیبایی‌ های زندگی را ویترین فکری خود می کنند، و خاطرات تلخ را از حوزه‌ ی افکار خود به دور می ‌اندازند. چنین افرادی ارزش خود را فراتر از آن می‌ بینند که به خاطرات تلخ بپردازند و سرمایه ی گرانقدر عمر خود را صرف آن آ‌ها کنند! (فراموشی نعمت)

عوامل منفی نگری

منفی گرایی می تواند از عوامل مختلفی ناشی شود؛ از جمله:

1 - آلودگی باطنی: افردی که آلوده اند، دیگران را نیز آلوده می بیند. امیر مومنان(علیه السلام) می فرماید: «آدم بد به هیچ کس گمان خوب نمی برد، زیرا دیگران را همچون خود می پندارد.»

2 - کینه توزی: معمولاً افراد حسود و کینه توز از راه بدبینی نفرت خود را بروز می دهند.

3 - عقده حقارت: کسی که گرفتار عقده حقارت و خودکم بینی است، سعی می کند دیگران را در محیط فکر خود حقیر و پست به حساب آورد تا از عقده خود بکاهد.

احساس غربت در دنیا، حاصلی جز بدبینی به دیگران و نظام هستی ندارد. اما ارتباط با خدا، اتخاذ جهان بینی الهی و اصلاح نگرش، موجب می شود انسان به مرحله یقین برسد و به همه آفرینش عشق بورزد

4 - پیش داوری: گاهی عدم تحقیق و عجله در قضاوت، انسان را وادار به متهم کردن دیگران و صدور حکم ناصواب می کند؛ مثلاً شخصی می بیند دوستش بی تفاوت با او برخورد کرد، بدون این که احتمال دهد شاید توجه نداشته است، قضاوت می کند که دوستش با وی خوب نیست.

5 - خودخواهی: خوی خود برتر بینی باعث می شود انسان خود را برتر از دیگران بداند و چون نمی تواند برتری را نسبت به همه کس و در همه جا برای خود احراز کند، می کوشد از راه تحقیر دیگران، بزرگی خود را ثابت نماید و تمایل بی جای خویش را ارضا کند. از این رو همواره برای دیگران نقاط ضعف می تراشد و برای آنان حکم صادر می کند.

6 - محیط تربیتی: یکی از علل منفی نگری، برخوردهای خشن یا تبعیض آمیز و سخت گیری های والدین نسبت به فرزندان است. اگر مناسبات پیشین و کنونی پدر و مادر با فرزندان بر محور تخاصم و ناسازگاری باشد و یا مناسبات والدین با یک دیگر مبتنی بر روحیه رفاقت نباشد، منفی گرایی در نوجوانان و جوانان بروز می کند.

7 - هم نشینی با نااهلان: اگر افراد نادرست معاشران انسان باشند طبعاً به همه مردم بدبین خواهد شد، چون آدمی، خوپذیر است و به صفت هم نشین خود در می آید. امام علی(علیه السلام) می فرماید: «هم نشینی با بدان، بد گمانی به نیکان را در پی دارد.»

8 - وراثت: بسیاری از صفات مثبت و منفی ممکن است از طریق وراثت منتقل شود. پدران و مادران بدبین غالباً فرزندانی بدبین دارند.

افسردگی

 9- عدم شناخت نظام آفرینش:

 به حکم عبارت معروف «الناس اعداء ما جهلوا؛ مردم دشمن چیزی هستند که به آن نادانند» می توان گفت: به هر میزان که شناخت آدمی، کامل تر و عمیق تر شود، نگرش او به مسائل، واقع بینانه تر و شفاف تر می گردد. در مواردی، عدم اطلاع از علت وقوع حوادث و تحلیل ناصحیح از وقایع و جریان ها، باعث گرایش انسان به مقولاتی خرافی مانند: شانس، اقبال و... می شود. انتقاد از زمانه و اعتراض و دشنام به چرخ و فلک در قالب نثر و یا شعر اگر جنبه هزل نداشته باشد، حاکی از همین امر است.

بدبینی فلسفی نیز بر این اساس قابل تبیین است. معمولاً افرادی که با خدا رابطه ندارند - مانند ماتریالیست ها - به این نوع منفی گرایی بسیار تمایل دارند، زیرا از نظام آفرینش، شناخت درستی ندارند و بر طبق بینش مادی خود، جهان را هدف دار نمی پندارند و به تبع آن برای انسان نیز هدفی ترسیم نمی کنند. از این رو احساس پوچی و خودکشی در بین این افراد، بسیار مشاهده می شود.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/06/26
زمان : 08:24 ق.ظ
با دو مثال زیبای قرآنی آشنا شوید!!
نظرات | ادامه مطلب

انفاق

كارهاى خالص، همچون مزرعه‏اى در نقطه‏اى مرتفع است كه از خرابى سیل محفوظ است.

انفاق خالص نیز، همانند مزرعه ا‏ى در دامنه كوه و زمین مرتفع است كه همه مردم آن را مى‏بینند و از آن لذّت مى‏برند و منّت و آزار بعد از انفاق، همچون باد سوزانى است بر باغى سرسبز و آتشى بر بوستانى خرّم.


وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (بقره ـ 265)

و مَثل كسانى كه اموال خود را در طلب رضاى خداوند و استوارى روح خود انفاق مى‏كنند، همچون مَثل باغى است كه در نقطه‏اى بلند باشد (و از هواى آزاد به حدّ كافى بهره بگیرد) و باران‏هاى درشت به آن برسد و میوه‏ى خود را دو چندان بدهد. و اگر باران درشتى نبارد، باران‏هاى ریز و شبنم (ببارد تا همیشه این باغ، شاداب و پر طراوت باشد.) و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.

 

نکات آیه

1ـ جمله " ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ" انگیزه‏هاى انفاق صحیح و الهى را بیان مى‏كند و آن دو چیز است: "طلب خشنودى خدا" و "تقویت روح ایمان و ایجاد آرامش در دل و جان"

این جمله مى‏گوید: انفاق كنندگان واقعى كسانى هستند كه تنها به خاطر خشنودى خدا و پرورش فضائل انسانى و تثبیت این صفات در درون جان خود و همچنین پایان دادن به اضطراب و ناراحتی هایى كه بر اثر احساس مسئولیت در برابر محرومان در وجدان آنها پیدا مى‏شود، اقدام به انفاق مى‏كنند. (بنابراین "من" در آیه به معنى "فى" خواهد بود).

2ـ جمله "وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ" كه در آخر آیه ذكر شده، هشدارى است به همه كسانى كه مى‏خواهند عمل نیكى انجام دهند كه مراقب باشند كوچك‏ترین آلودگى از نظر نیت یا طرز كار پیدا نكنند؛ زیرا خداوند كاملاً مراقب اعمال آنها است.

پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله فرمودند: هر كس «لا اله الا الله» بگوید به واسطه آن كار، درختى در بهشت براى او كاشته مى‏شود و همچنین است هر كس «الله اكبر» بگوید. شخصى به پیامبر گفت: پس درختان ما در بهشت بسیار است! حضرت فرمودند: آرى، به شرط آنكه آتشى به دنبال آن نفرستید و آن را نسوزانید

پیام‏های این آیه

1ـ اگر هدف، تحصیل رضاى خداوند و رشد و كمال روحى باشد، كارها بارور مى‏شود. «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»، «فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَیْنِ»

2ـ اخلاص، ساده به دست نمى‏آید، باید به سراغ آن رفت. «ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»

كارهاى خالص، همچون مزرعه‏اى در نقطه‏اى مرتفع است كه از خرابى سیل محفوظ است. «بِرَبْوَةٍ أَصابَها»

4ـ اگر هدف خدا باشد، از جلوه‏ها و جمال‏ها هم محروم نمى‏شویم.

مخلصین در جامعه محبوب‏تر از ریاكارانند. «جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ» انفاق خالص، همانند مزرعه‏ اى در دامنه كوه و زمین مرتفع است كه همه مردم آن را مى‏بینند و از آن لذّت مى‏برند.

5ـ مهم‏تر از امكانات، بهره‏گیرى از امكانات است. بارانِ ریز یا درشت مهم نیست، مهم آن است كه زمین بتواند آن را جذب كند. «فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ»

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/06/23
زمان : 08:25 ق.ظ
مشکلاتی که به خاطر گناهان ایجاد می شود!
نظرات | ادامه مطلب

تحمل

یک استاد بیولوژی (BIOLOGY) شاگردان خودش را درس می‏داد که پروانه چگونه از قالب بیرون آمده و به شکل پروانه در می‏آید. او به شاگردان خودش گفت که وقتی پروانه تلاش می‏کند که از قالب بیرون بیاید هیچ کس در بیرون آمدن، به او کمکی نکند. این را گفت و از کلاس بیرون رفت.

شاگردان منتظر بودند. پروانه برای بیرون آمدن تلاش می‏کرد. دانشجویی از راه ترحم کمک کرد و قالب را شکست. پروانه بیرون آمد اما چند دقیقه بعد مرد. وقتی استاد برگشت، علت مرگ را جویا شد. او گفت پروانه برای بیرون آمدن سعی می‏کند و رنج و زحمت می‏کشد، این رنج و زحمت همانند ورزشی است که بال و پر او را تقویت می‏کند و او را برای زندگی در این دنیا آماده می‏گرداند. این دانشجو نگذاشت که او با تلاش خودش را تقویت کند، ضعیف ماند و نتوانست زنده بماند.


حضرت علی(علیه السلام) می‏فرماید:

روزی انسان‏ها را اندازه‏گیری و مقدر فرمود. گاهی کم و زمانی زیاد و به تنگی و وسعت به گونه‏ای عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگی روزی یا وسعت آن بیازماید، و با شکر و صبر، غنی و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد. پس روزی گسترده را با فقر و بیچارگی درآمیخت و تندرستی را با حوادث دردناک پیوند داد، دوران شادی و سرور را با غصه و اندوه نزدیک ساخت، اجل و سرآمد زندگی را مشخص کرد، آن را گاهی طولانی و زمانی کوتاه قرار داد و مقدّم یا موخر داشت.»

امتحان معنی دیگر هم دارد و آن از قوّه به فعل آوردن و تکمیل است. خداوند که به وسیله بلایا و شداید امتحان می‏کند، به معنی این است که به وسیله اینها هر کسی را به کمالی که لایق آن است می‏رساند. فلسفه شداید و بلایا فقط سنجش وزن و درجه و کمیت نیست. همچنین زیاد کردن وزن و بالا بردن درجه و افزایش دادن به کمیت است. خداوند امتحان نمی‏کند که وزن واقعی و حد و درجه معنوی و اندازه شخصیت کسی معلوم شود، امتحان می‏کند یعنی در معرض بلایا و شداید قرار می‏دهد که بر وزن واقعی و درجه معنوی و حد شخصیت آن بنده افزوده شود. امتحان نمی‏کند که بهشتی واقعی و جهنمی واقعی معلوم شود. امتحان می‏کند و مشکلات و شداید به وجود می‏آورد تا آنکه می‏خواهد به بهشت برود در خلال همین شداید خود را شایسته و لایق بهشت کند و آن که لایق نیست سر جای خود بماند.»

مشکلاتی که سبب آنها گناه انسان‏ها است. این یک حقیقتی است که دین بیان می‏کند که در این جهان همه مشکلات حساب مادی ندارند بلکه برخی از مشکلات به امور معنوی هم پیوند دارند.

در مشکلات و سختی ها باید به لطف و قدرت بی منتهای الهی توجه کرد و از آنها نهراسید. در این صورت، آدمی با توکل و روح امیدوار، بر همه مشکلات غلبه می کند. اما اگر تکیه گاه انسان غیرخدا باشد، به یقین سودی نمی برد

مشکلات برای انسان‏ها مفید هستند هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی. فایده معنوی این است که انسان به سوی خدا متوجه می‏شود و گناهانش کم می‏گردد و برای توبه و استغفار زمینه می‏یابد. امام در این باره می‏فرماید:

«هر مقدار آزمایش و مشکلات بزرگتر باشد ثواب و پاداش نیز بزرگتر خواهد بود.»

البته مشکلات و مصیبت‏ها زمینه‏ساز رشد و پاک شدن و تعالی یافتن هستند و کسانی که با مشکلات در می‏افتند و جهاد و مبارزه می‏کنند و از آنها عبرت می‏گیرند، سود می‏برند ولی کسانی که عبرت نمی‏گیرند و مبارزه نمی‏کنند، رشد نمی‏یابند و پاک نمی‏شوند.

نکته دیگر اینکه کافی نیست ما مشکلات را بشناسیم بلکه باید حد و اندازه آنها را بسنجیم. بعضی‏ها مشکلات کوچک را خیلی بزرگ می‏شمارند و در مقابل آن خود را می‏بازند و توان تصمیم‏گیری را از دست می‏دهند و به مشکلات بزرگتر گرفتار می‏گردند. امیرالمومنین(علیه السلام) شاید با توجه به همین نکته می‏فرمایند: «کسی که مصیبت‏های کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصیبت‏های بزرگ مبتلا خواهد کرد.»

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/06/23
زمان : 08:15 ق.ظ
ایهاالناس من شرمنده زن و بچه ام!
نظرات | ادامه مطلب

کارگر شهرداری

من در محله ای زندگی می کنم که هزینه هایش بسیار بالاست. همسایه ها خانه هایشان را مدام بازسازی می کنند و ماشین های شیک و آخرین مدل سوار می شوند. آنها به مسافرت های بسیار پرهزینه می روند و بچه هایشان با گران ترین اسباب بازی ها بازی می کنند. قسمتی از من دوست دارد که با این همسایه ها دمخور شود و در خرج کردن از آنها پیروی کند اما واقعیت این است که از پس این هزینه ها برنمی آییم. قسمت دیگر من واقعاً نگران است که مبادا بچه هایم با نشست و برخاست کردن با این آدم ها درگیر این مسائل شوند. نکند این مسائل باعث شوند آرامش از زندگی من برود! آیا اصلا پولدار بودن آرامش میاره یا قانع بودن به اونچه که داریم! آیا توصیه ای برای من دارید؟

پاسخ شما مثبت است زیرا.....

بین قناعت و آرامش رابطه‌ای مستقیم برقرار است. آرامش نیروی مثبت روحی و روانی است که به خودی خود حاصل نمی‌شود بلکه توسط عواملی دیگر حاصل می‌شود. مثلاً رضایت و خرسندی ناشی از قناعت عاملی آرامش آفرین است. امام علی علیه السلام در وصف و ستایش یکی از «خباب بن الارت» می‌فرماید: خدا رحمت کند خباب بن الارت را، با کمال میل اسلام آورد و با اختیار هجرت کرد و به اندازه کفایت در معیشت قناعت ورزید و از خدا راضی گشت و با مجاهدت زندگی کرد. (نهج‌البلاغه، 1384: حکمت 43)

امام در این حدیث رضایت از خداوند و زندگی توأم با مجاهدت را نتیجه منش قناعت‌جویی، بیان می‌فرماید. انسان قانع در آرامش است زیرا نگران روزی فردای نیامده خود نیست و توجه‌اش را به داشته‌هایش معطوف کرده است. برانگیخته شدن خوی قناعت محرکی است که شرایط ناهموار زندگی را برای انسان هموار می‌سازد. حیات طیبه که در قرآن آمده است در تفسیر امام علی علیه السلام همان زندگی همواری است که تنها با قناعت نصیب انسان می شود. (همان: ح 229)

عوامل نگرانی‌زا را می‌توان در دو قسم بیان کرد؛ عامل نگران‌کننده‌ای که از اختیار انسان خارج است مانند حوادث طبیعی چون سیل و زلزله و ... و عامل نگران‌کننده‌ای که اضطراب‌زا و در اختیار انسان و قابل کنترل‌اند که باید عامل کنترل‌ آن ‌را یافت و با آن آرامش را به‌دست آورد. انسانی که گرفتار حب دنیا و حرص است، قناعت می‌تواند آن‌ را کنترل و نگرانی‌ها را با توکل و امید به مدد الهی مبدل کند و باعث ایجاد آرامش شود. امام علی علیه السلام فرمود:

افرادی که در پی پول و دارایی بیشتر یا مقام و منزلت اجتماعی بالاتری هستند. اینها از دو گونه نگرانی رنج می‌برند؛ یکی مزمن است که پیوسته ادامه دارد و آن اضطراب و نگرانی از جدا شدن از موقعیت موجود است و دیگری نگرانی حاد است که در نتیجه روبه‌رو شدن با مشکلات ایجاد می‌شود و فشار روانی سختی را وارد می‌کند

چه نیکو است فروتنى توانگران نسبت به بینوایان براى به دست آوردن ثواب و پاداشى از خدا، و نیکوتر از آن بى‏اعتنایى و گردن کشى بینوایان در برابر توانگران و امید و توکلشان به کرم خداى بخشنده است ... .(همان: ح 406) از نشانه‌های امیدواری تجلی امید، در رفتارهای فردی و اجتماعی انسان است. امام علی علیه السلام مى‏فرماید: هرکس به خدا امیدوار باشد باید امید او در کردارش آشکار شود، هر امیدواری جز امید به خدای تعالی، ناخالص است و هر ترسی جز ترس از خدا نادرست است. (همان: خ160)

روحیه قناعت از عدم دلبستگی به دنیا ایجاد می‌شود فرد قانع از انجام گناه و کسب مال حرام نگران است و این نگرانی او را از معاصی دور می‌کند. امام علی علیه السلام در توصیه به قناعت خطاب به پسر حنیف می‌فرماید: به من گزارش دادند که مردی از سرمایه‌داران بصره، تو را به مهمانی خویش فراخواند و تو به ‌سرعت به ‌سوی آن شتافتی، خوردنی‌های رنگارنگ برای تو آوردند و کاسه‌های پر از غذا پی‌درپی جلوی تو می‌نهادند، گمان نمی‌کردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند، اندیشه کن در کجایی؟ و برسر کدام سفره می‌خوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی‌دانی کنار بگذار



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/06/22
زمان : 08:20 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.