تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب اردیبهشت 1393
دو شرط اساسی در دعا!
نظرات | ادامه مطلب

استغفار
داستان حضرت یوسف علیه السلام در قرآن کریم از جمله داستان هایی است که نکات ریز و ظریف بسیاری در آن نهفته است از جمله آیه 98 این سوره و این موضوع که چرا حضرت یعقوب علیه السلام در خواست پسرانش برای طلب مغفرت را به تأخیر انداختند؟


آیه 98 سوره یوسف

" قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ". یعقوب (علیه السلام) در این جمله فرمود: بزودى برایتان استغفار مى‏كنم.

فرزندان یعقوب افتادند، دست به دامن پدر زدند و گفتند پدرجان از خدا بخواه كه گناهان و خطاهاى ما را ببخشد چرا كه ما گناهكار و خطاكار بودیم. اما پدر درخواست آنان را به تأخیر انداختند، با رجوع به تفاسیر این آیه، به نکات قابل تأملی رسیدیدم که توجه بدان خالی از لطف نیست.

 

علت به تأخیر انداختن دعا

در تفسیر نمونه علامه طباطبایی برای این امر دو دلیل را ذکر کرده و می فرمایند: علت اینكه استغفار براى فرزندان را تاخیر انداخت شاید این باشد كه تا نعمت خدا با دیدار یوسف تكمیل گشته دلش به تمام معنا خوشحال گردد، و قهراً تمامى آثار شوم فراق از دلش زایل شود، آنگاه استغفار كند، و در بعضى اخبار هم آمده كه تاخیر انداخت تا وقتى كه در آن وقت دعا مستجاب مى‏شود.(تفسیر المیزان/ج11/ص336)

 

دو شرط اساسی در دعا

این آیه دو شرط اساسی دعا را در بر دارد:

اوّلاً، در موضوع دعا زمینه موجود باشد، تا درخواست و طلب به مورد و به صلاح صورت بگیرد.

و ثانیاً، حال قلبى و معنوى دع کننده مساعد و موافق دعا و توجّه باشد، نه محجوب و گرفته و آلوده.

و چون این دو شرط موجود شد: از لحاظ نتیجه جاى تردیدى نخواهد بود، زیرا هرگز إمساك و بخلى در طرف پروردگار متعال متصوّر نباشد، و او ذاتاً رحمان و رحیم است. (تفسیر روشن، ج‏12، ص: 102)

رسول خدا (صلی الله علیه) فرموده: بهترین وقتى كه مى‏توانید در آن وقت دعا كنید و از خدا حاجت بطلبید وقت سحر است، آن گاه این آیه را تلاوت فرمود كه: یعقوب به فرزندان خود گفت:" سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی" و منظورش این بود كه در وقت سحر طلب مغفرت كند

اوقات مناسب جهت راز و نیاز

علامه طباطبایی در بحث روایی، روایات موجود در ذیل این آیه را بیان می دارند که در این روایت آنچه مورد توجه است ساعات و زمان مناسب برای دعا است.

در" فقیه" به سند خود از محمد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه در ذیل گفتار یعقوب به فرزندانش، كه فرمود:" سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی" فرموده: استغفار را تاخیر انداخت تا شب جمعه فرا رسد.

مۆلف: در این معنى روایات دیگرى نیز هست. و در الدر المنثور است كه ابن جریر و ابى الشیخ، از ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه) روایت كرده‏اند كه فرمود: اینكه برادرم یعقوب به فرزندان خود گفت:

" بزودى برایتان از پروردگارم طلب مغفرت مى‏كنم" منظورش این بود كه شب جمعه فرا رسد.

و در كافى به سند خود از فضل بن ابى قره از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه فرمود: " رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده: بهترین وقتى كه مى‏توانید در آن وقت دعا كنید و از خدا حاجت بطلبید وقت سحر است، آنگاه این آیه را تلاوت فرمود كه: یعقوب به فرزندان خود گفت: " سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی" و منظورش این بود كه در وقت سحر طلب مغفرت كند.

مۆلف: در این معنى روایات دیگرى نیز هست از جمله الدر المنثور از ابى الشیخ و ابن مردویه از ابن عباس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت كرده كه شخصى از آن جناب پرسید : چرا یعقوب استغفار را تاخیر انداخت؟ فرمود: تاخیر انداخت تا هنگام سحر فرا برسد، چون دعاى سحر مستجاب است. (ترجمه المیزان، ج‏11، ص: 346)

به هنگام اقرار خلافكار، او را ملامت نكنید. هنگامى كه گفتند: «إِنَّا كُنَّا خاطِئِینَ» ما خطاكار بودیم. پدر گفت: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ»

یک آیه و سیزده پیام



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/31
زمان : 08:15 ق.ظ
قبری که صاحبش را گردش داد!
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

همه ما روایت مشهور پیامبر: «أنا مدینة العلم و علی بابها» را مکرراً شنیده ایم، این روایت یكى از روایاتى است كه اعلمیت و برترى مطلق امیرمۆمنان(علیه السلام) را بر دیگر اصحاب و خلفاى سه‌گانه به اثبات مى‌رساند، و ثابت مى‌كند كه مسلمانان وظیفه دارند سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را تنها از طریق امیرمۆمنان (علیه السلام) و فرزندان ایشان دریافت كنند، راه هدایت تنها منحصر به این خانه است.

 

هفت پاسخ امام به هفت سۆال

محضر، محضر علم و عرفان بود. عاشقانِ معرفت همچون پروانه گرد شمع پرفروغ پیشوای عارفان و وارستگان حضرت علی (علیه السلام) جمع شده بودند، شخصی از آن حضرت پرسید:

1. صِف لنَا العاقلَ: «انسان عاقل را برای ما توصیف کن». امام در پاسخ فرمود: «عاقل کسی است که هر چیز را در جای خود قرار می دهد.»

2. او پرسید: «انسان جاهل و نادان را برای ما وصف کن». امام فرمود: «جاهل به عکس عاقل است و او کسی است که اشیاء را در جای خود قرار نمی دهد.»(1)

3. شخص دیگری پرسید: «خداوند در روز قیامت چگونه حساب آن همه انسانها را با آن کثرت و زیادی تعداد آنها می رسد؟» امام فرمود: همانگونه که به همه آنها روزی می دهد.

4. او پرسید: چگونه خدا حساب آنها را رسیدگی می کند، با اینکه آنها خدا را نمی بینند؟ فرمود: همانگونه که آنها را روزی می دهد، در حالی که آنها او را نمی بینند.(2)

5. شخص دیگری پرسید: «ای امیر مۆمنان! تو به چه وسیله در میدانهای نبرد بر همآوردهای خود پیروز می شدی؟!» امام در پاسخ فرمود: ما لقیتُ رجُلاً الّا اعانَنی علی نفسهِ. «من با هیچکس رخ به رخ نشدم، جز آنکه او مرا بر ضد خودش یاری کرد».(3)

شریف رضی می گوید: «منظور امام، هیبت و شکوه آن حضرت است که در دل دشمن، رعب و وحشت ایجاد می کرد و در نتیجه خود دشمن، آن حضرت را بر ضد خویش کمک می نمود.»

صِف لنَا العاقلَ: «انسان عاقل را برای ما توصیف کن». امام در پاسخ فرمود: «عاقل کسی است که هر چیز را در جای خود قرار می دهد»

این كلام اشاره به مطلبى است كه بسیار مۆثر است زیرا صرف خیال اینكه من ‏از بالاى رخت ‏یا دیوار مى‏افتم و یا احیانا حریف بر من غالب می شود كاملا در تضعیف روحیه اثر دارد و لذا افرادى كه در نبرد با امام(علیه السلام) روبرو می شدند روى ‏سوابق امام سخت مرعوب می شدند و نیروى مقاومت را از دست می دادند.

6. شخص دیگری پرسید: «عدالت بهتر است یا سخاوت؟» امام در پاسخ فرمود: «عدالت، هر چیز را در جای خود قرار می دهد ولی سخاوت، آن را از مرز عدالت فراتر می برد، عدالت قانون عمومی است، ولی سخاوت جنبه خصوصی دارد، بنابراین عدالت بهتر از سخاوت و شریفتر از آن است.»(4)



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/31
زمان : 08:14 ق.ظ
نکند از دسته مگسان كوچك و ناتوان باشیم؟!
نظرات | ادامه مطلب

حضرت  کی ولادت کا جشن

كمیل كه از خواص و نیكان و یاران امیرالمۆمنین علیه السلام بود، می گوید: آن بزرگوار روزی دست مرا گرفت و مرا به صحرا برد. آنگاه همچون دردمندان دل سوخته آهی جانسوز از دل پراندوه خود بركشید و فرمود:

«یا كمیل بن زیاد، ان هذه القلوب اوعیة فخیرها اوعاها فاحفظ عنی ما اقول لك »:

ای كمیل بن زیاد، این دلها ظرفهای علوم و حقائق و اسرار است و بهترین آن دلها، نگاه دارنده ترین آنهاست. پس آنچه به تو می گویم، از من (بشنو) و در نگاه داری آن كوشا باش.

از این سخن حكیمانه، به خوبی معلوم می شود كه ارزش انسان به قلب او و ارزش قلب به این است كه ظرف علوم و حقائق و اسرار باشد چرا كه همان طوری كه گفته اند: شرف مكان به كسی است كه درآن، استقرار می یابد، معلوم می شود كه: شرف ظرف هم به مظروف است.

گوهر دل را باید از بیرون و درون، از آلودگیها پاك كرد. آلودگی درونی دل، خیالات و وساوس و اوهام و ظنون و پندارها و بدبینی به نظام آفرینش و كژاندیشی و بدسگالی و سوء نیت و پلیدی باطن است و آلودگی برونی آن، رذائل اخلاقی و پلیدی در گفتار و رفتار است. تا دل از رذائل درونی و برونی پاك نشود و انسان در فضائی سالم قرار نگیرد و خانه دل از آنچه مزاحم صفا و پاكی است، جاروب نشود، علوم و حقائق و اسرار درآن راه نمی یابد.

آنگاه كه كمیل را به حفظ و نگاه داری حكمت های پرارج خویش سفارش می كند، می فرماید:




:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/31
زمان : 08:08 ق.ظ
محكمترین سند حقانیّت دین اسلام!
نظرات | ادامه مطلب

دو راهی
مقدمه

هنگامی كه حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) از سوی پروردگار عالم  به عنوان آخرین پیامبر الهی، و دین و شریعتش نیز به عنوان آخرین دین معرفی شد، دیگر برای هیچ طالب حقیقتی جای شك و تردیدی باقی نمی ماند كه برترین دین كدام است و او باید به كدام یك از ادیان موجود پایبند باشد؟! با وجود روشن بودن موضوع خاتمیت، ممكن است كه عده ای در انتخاب و گزینش دین و آیین صحیح برای خود دچار شك و تردید باشند و هنوز هم به یك نتیجه ی مطلوب و قابل قبول در این زمینه دست نیافته باشند، بدیهی است كه آنها باید در این زمینه وسواس لازم را به خرج دهند تا با انتخاب صحیح خود، برترین دین را برگزینند چرا كه در غیر این صورت ممكن است به یك دین وآیینی پای بند شوند كه هرگز با آنچه خداوند خواهان آن است تطابق نداشته باشد كه بی شك در چنین موقعیتی سعادت ابدی آنها تأمین نشده و خالق بی همتا نیز در سرای باقی به جهت قصور و كوتاهی ای كه داشته‌اند عذر آنها را پذیرا  نخواهد بود.

در این مقاله  سعی شده تا حقیقت آخرین دین الهی شناخته شود.

 

محكمترین سند حقانیّت دین اسلام

اعلام ختم نبوت از سوی پروردگار هستی و بسته شدن باب نبوت خود به صورت عیان و آشكار این حقیقت را نمایان می سازد كه دین و شریعتی كه آمده نسخه ی كاملی از دین است كه به خوبی می تواند تمام نیازهای بشر را در مسیر سعادت و خوشبختی ابدی پاسخ گو باشد. بنابراین پس از آن دیگر نیازی به آمدن دین و شریعت جدید نخواهد بود.

به همین دلیل است كه خداوند بی همتا در كلام نورانی خود رسماً از حضرت محمد (صلی الله علیه واله) به عنوان خاتم الانبیا‌ء یاد نموده و در این باره فرموده است« ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیماً». 1

" محمد پدر هیچیك از مردان شما نبود، ولى رسول خدا و خاتم و آخرین پیامبران است و خداوند به هر چیز آگاه است."

در جای دیگر دین اسلام را تنها دین مورد پسند و رضایت خود ،معرفی می كند و در این باره می فرماید:« الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً».2

امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكمیل نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.

از زمان نزول قرآن كریم تا كنون بیش از 14 قرن می گذرد اما ما شاهدیم كه دشمنان قسم خورده ی دین اسلام همچنان در میدان مبارزه با قرآن كریم ناكام مانده و هر گاه به قصد ضربه زدن پای به این میدان گذاشته اند به جهت سستی عملكرد خویش خیلی زود در مقابل قرآن زانو زده

آنچه می تواند این دسته از انسان ها را یاری كند توجه به این مطلب است كه سند گویای هر دینی كتاب مقدس آن دین به شمار می آید به این معنا كه اگر ما بخواهیم با هویت و محتوای هریك از ادیان موجود آشنا شویم نخست باید با كتاب مقدس آن دین آشنا شویم كه ما در اینجا به نحو اختصار اندكی به این موضوع می پردازیم.

در مورد كتاب مقدس ادیان این نكته را باید پذیرفت كه در زمینه تأمین سعادت ابدی بشر، كتابی قابل اعتماد است كه كاملاً آسمانی و الهی باشد، تا انسان در گفتار و كردار و اندیشه ی خود بتواند آن را به عنوان یك نسخه ی مۆثر و كار آمد به كار گیرد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/30
زمان : 08:08 ق.ظ
راز تشویق به تکرار اذکار و اعمال
نظرات | ادامه مطلب


هنگامی که پای صحبت بزرگان اخلاق می نشینیم و از آن ها طلب ذکر یا عملی برای حل مشکلات مادی و معنوی مان می کنیم، توصیه آن بزرگواران معمولا ذکر اذکاری با تعدای خاص در مدت زمانی معین (و یا غیرمعین) و یا انجام عملی به صورت مداوم است. علت این مداومت بر بیان اذکار و یا انجام اعمال چیست؟


ذکر

برترین کار، با دوام‌ترین آن هاست، هر چند اندک باشد برای شکوفایی استعدادهای نهفته انسانی و رسیدن وی به هدف آفرینش، مهم‌تر از انجام اصل عمل صالح، تداوم بخشیدن به آن است؛ چرا که شروع یک کار، اگر چه جرأت و شهامت و اراده می‌خواهد، ولی ادامه و استمرار آن، از آنجا که با سختی‌ها و کارشکنی‌ها و یأس آفرینی‌ها و وسوسه‌های شیطانی همراه است، اهمیّت بیشتری دارد و صبر و استقامت سالک الی الله را بیشتر نمایان می سازد.

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: «ما من شیء أحب إلی الله من عمل یداوم علیه، و إن قلّ»(1): هیچ چیز نزد خداوند، محبوب‌تر از کاری نیست که بر آن مداومت شود، هر چند اندک باشد.

لذا در پاداش و اثر داشتن عمل نیز، باید خط نهائی و مرحله پایانی آن را در نظر گرفت نه نقطه شروع را چرا که بیشترین بهاها و ارزشها، از آنِ تداوم اعمال صحیح است نه شروع آنها. به گفته مشهور «حساب محصول را سرِ خرمن می‌رسند» و «جوجه را بایدآخر پاییز شمرد.»  

راز تشویق به تکرار اذکار اساساً مفاهیم دینی به گونه ای هستند که باید به دل بنشینند. فرق ایمان با علم نیز همین است. علم را انسان به صورت ذهنی یاد می گیرد. اما معرفت باید با قلب انسان دریافت شود. ایمان یک باور عمیق روحی است و اتفاقی است که باید در قلب انسان رخ دهد. بنابراین انتقال مفاهیم دینی با جان مخاطب ارتباط دارد .

راز تشویق به تكرار عبادات آن است كه این تکرار به صورت تدریجی بر قلب اثر می گذارد و قلب به مرور زمان با روح عبادت یکی می شود.

قلب، همانند طفلی است که زبان باز نکرده و نمی تواند صحبت کند. بسیار دیده ایم که چگونه پدر و مادر برای به سخن در آمدن نوزاد تازه متولد شده خود تلاش می کنند و دائما به تکرار بابا و مامان می پردازند و از گفتن این کلمات خسته نمی شوند. همین که برای اولین بار نوزاد لب به سخن بگشاید و با بیانی هر چند ناقص بگوید مامان یا بابا، پدر و مادر بسیار خوشحال می شوند. زین پس این نوزاد است که بابا و مامان می گوید.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/30
زمان : 08:07 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.