تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - مطالب اسفند 1392
از گفتن «دلم خواست» بترسیم!
نظرات | ادامه مطلب

نفس

حضرت علی علیه السلام در خطبه 42 نهج البلاغه می فرمایند:

اى مردم شدیدترین خوف و هراسى كه درباره شما دارم، براى دو چیز است: پیروى از هوى و درازى آرزو. اما پیروى از هوى آدمى را از برخوردارى ‏از حق جلوگیرى مى‏كند و درازى آرزو، آخرت را به فراموشى مى‏سپارد.

 

پیروى از هوى مزاحم حق یابى

هوى عبارتست از امواجى كه از جوشش غرائز حیوانى سر مى‏كشد و فضاى درون را تیره و تاریك مى‏سازد و عوامل و وسایل درك و دریافت‏ حقیقت ‏را فلج مى‏كند. این هوى با اینكه داراى جوهر و مبناى اصیلى جز خواستن‏ بى‏محاسبه چیز دیگرى نیست، مى‏تواند همه اصالت‏ها و حقایق ریشه‏دار را از جلو چشم انسان و عقل و وجدان او دور كند. این همان ‏«میخواهم‏» است كه به هیچ علت و دلیلى جز خود تكیه نمیكند. و این یك سخن بى‏اساس‏ است كه در موقع سۆال از كسی كه مطابق هوى عملى كرده است، بعنوان‏ جواب بگوید: كه‏ «دلم خواست‏» كدام دل؟

 

دلم خواست ویرانگر موجودیت انسان

دل و هوى؟! دل جایگاه دریافت عالى‏ترین حقایق است، دل همان ‏جنبه ملكوتى انسان است كه خدا را بوسیله آن در مى‏یابد. دل جایگاه تصفیه ‏همه مفاهیم و موضوعاتى است كه حواس طبیعى آنها را به عقل نظرى تحویل ‏مى‏دهد و عقل نظرى بدون اینكه بتواند آنها را از جنبه ارزشها و عظمت‏ها درك كند،به دل تحویل مى‏دهد. «دلم خواست كردم‏» از آن جملات ویرانگر موجودیت آدمى است كه با صورت حق بجانبش، آتش به ریشه همه اصول‏ و قوانین مبتنى بر حق و حقیقت مى‏زند.هوى همان امواج بى‏محاسبه‏ایست كه ‏از جوشش غرایز انسانى سر بر مى‏كشند و بدون اعتناء به‏ «باید»ها و «شاید»ها و «نباید»ها و «نشاید»ها همه اصالت‏ها را به بازى گرفته و سرمایه‏هاى حیات‏ گرانبهاى آدمى را مستهلك مى‏سازند. گاهى‏«هوى محورى‏» بقدرى شدت ‏پیدا مى‏كند كه تا سرحد معبودیت پیش مى‏رود. این خطر تباه كننده را خداوند سبحان در قرآن مجید گوشزد فرموده است:

افرایت من اتخذ الهه هواه (جاثیه 23) آیا كسی كه هواى خود را براى خویشتن ‏معبود اتخاذ كرده است؟!)

وقتی کسی مالک نفس خود شد، زمام اختیارش در دست هوای نفس نخواهد بود و همچون سواری است که زمام در دست اوست؛ هر گاه که بخواهد، حرکت می کند و هر گاه که بخواهد، می ایستد؛ در برخورد با گناه ها «توقف» می کند؛ از بیراهه ها، بر می گردد؛ درآمدهای حرام را نمی پذیرد؛ ارتباط های خلاف شرع را نفی می کند؛ به لبخندهای مسموم و هولناک، اخم می کند؛ به ورطه شهوت ها نمی افتد؛ به شیطان، سواری نمی دهد و عاقبت و آینده اش را در قمار هوس و لذت های زودگذر نمی بازد

مهار هوی نفس، مهار کوه آتشفشان است



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/7
زمان : 08:17 ق.ظ
آراء قرآنی آیت الله خوئی(ره)
نظرات | ادامه مطلب


فقیه برجسته، مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی آقای خوئی (1317-1413 هجری قمری) علاوه بر نظرات مطرحی که در سه دانش فقه، اصول فقه و رجال دارند، در زمینة علوم قرآن هم داری نظرات ارزنده‌ای هستند که مورد توجه قرآن پژوهان معاصر قرار گرفته است.

کتاب شریف «البیان فی تفسیر القرآن» یکی از مهمترین آثار قرآنی معاصر در فرهنگ شیعه است که به قلم این عالم بزرگ نگارش یافته است. در این نوشتار کوتاه سیری در این اثر ارزشمند کرده و مهمترین نظرات قرآنی ایشان را به صورت خلاصه در اختیار خوانندگان محترم قرار می‌دهیم. امید است که مطالعة آن مفید و سودمند باشد.


آیت الله خوئی

خوشبختانه این کتاب به فارسی هم ترجمه گشته و هموطنان عزیز هم می‌توانند برای مطالعة بیشتر به اصل کتاب مراجعه نمایند.

«البیان فی تفسیر القرآن» از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول آن مباحث مقدماتی است که مهمترین مسائل «علوم قرآنی[1]» در آن بحث و بررسی شده و بیشتر حجم کتاب را به خود اختصاص داده است.

بخش دوم کتاب تفسیر سورة مبارکة حمد است. (متاسفانه آیت الله خوئی موفق به نگارش ادامة تفسیر ارزشمند خود نشدند.)

عناوین اصلی بخش علوم قرآنی که ما در این نوشتار به گزارش کوتاه آن می‌پردازیم عبارتند از: در فضیلت قرآن، اعجاز قرآن، دربارة قاریان قرآن و قرائات مختلف، رد دیدگاه «تحریف قرآن»، جمع آوری قرآن، حجیت ظواهر قرآن، نسخ قرآن، مسئلة «بدا»، اصول تفسیر و حدوث و قدم قرآن.

 

1- فضیلت قرآن

در این بخش از کتاب، مۆلف آیات و روایات مربوط به منزلت و جایگاه قرآن را ذکر می‌نماید و با اشاره به حدیث ثقلین معتقد است که اهل بیت هستند که آگاه‌ترین مردم به منزلت قرآن می‌باشند. ایشان در آخر این بخش با اشاره به آیة «افلایتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها»[2] و روایات وارده، تدبر در قرآن را سفارش اکید قرآن و سنت می‌داند. البته توضیحی دربارة معنای تدبر نمی‌دهند و ظاهراً آن را تفکر در معانی و مقاصد آیات الهی می‌دانند. [3]

 

2- اعجاز قرآن

«معجزه عبارت است از اینکه مدعی یکی از مناصب الهی برای اثبات ادعایش کاری که برخلاف قوانین طبیعی است و دیگران از انجام آن عاجز هستند، انجام دهد.[4]» بهترین معجزات، معجزه‌ای است که با برترین فن عصر مشابهت داشته باشد و به همین منظور معجزة پیامبر اسلام به بلاغت قرآن اختصاص پیدا کرد. البته پیامبر معجزات دیگری نیز داشتند اما برای فرد عرب که در آن زمان تنها به مسائل بلاغی احاطه داشت، راستی آزمایی این جنبه امکان پذیر بود.

اصل «آموزة بدا» در آیة 39 سورة رعد مورد توجه قرار گرفته است. آنجا که می‌فرماید: «یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب» خدا آنچه را بخواهد محو یا اثبات می‌کند، و اصل کتاب نزد اوست

نکتة دیگر در این بحث اینکه چون دین اسلام دین ابدی بشریت است از این رو لازم است تا معجزة آن هم همیشه قابلیت اثبات آن را داشته باشد و از همین جهت قرآن و اعجاز همیشگی آن انتخاب شده است. البته اعجاز قرآن منحصر به جنبه‌های ادبی نیست بلکه از جنبه‌های دیگر هم معجزه می‌باشد.

معارف قرآن، استقامت آن در عدم تناقض در آیات، نظام تشریعی قرآن، اخبارات غیبی قرآن و اشارة قرآن به برخی از اسرار خلقت از جمله جنبه‌هایی است که به طور حتم الهی بودن آن را می‌رساند. (توضیح هریک از این موارد و همچنین پاسخ به برخی از ایرادات مخالفان را در کتاب بخوانید.)

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/7
زمان : 08:16 ق.ظ
خدا چه کارهایی کرده است؟!
نظرات | ادامه مطلب

خلقت
مقدمه:

یکی از جنبه های اعتقادی بسیار مهم شناخت پروردگار عالمیان است و از جمله راههای شناخت الهی توجه در افعال خداوند متعال است. فعل خداوندی به معنای خلق و آفرینش اوست که با نظر به آن و شناخت افعال الهی می توان قدرت و عظمت پروردگار را شناخت!

 

افعال خداوندی!

افعال خداوند با توجه به ملاکهای متعددی قابل بررسی است. به نظر اولیه می توان فعل الهی را دو نوع دانست. یکی آفرینش الهی که مبسوق به عدم است که به اصطلاح صنع نامیده می شود و دیگری فعل الهی که خیر مسبوق به عدم می باشد که ابداع خوانده می شود و معنای آن، اشاره به آفرینش دو گروه از موجودات دارد که برخی از آنها از نظر مادی نبوده اند و گروه دیگر ماده ندارند و مادی نیستند.

اما با دقت در این موضوع می توان با توجه به 4 ملاک فعل الهی را تقسیم بندی نمود که می کوشیم در ادامه، این تقسیمات را مطرح نماییم.

 

با توجه به ملاک ماده و زمان!

فعل الهی به لحاظ ماده و زمان چهار احتمال دارد: اول فعلی که نه مسبوق به ماده است و نه مسبوق به زمان که این فعل را ابداع می نامند. مثل مجردات.

دوم فعلی که هم مسبوق به ماده است و هم مسبوق به زمان که این فعل تکوین گفته می شود که تمام پدیده های مادی از جمادات و نباتات و حیوانات از این قبیل اند.

سوم فعلی که تنها مسبوق به ماده است که این فعل اختراع خوانده می شود که بنابر طبیعیات قدیم، افلاک مسبوق به ماده اند و نه زمان که البته این نظریه در طبیعیات و هیأت جدید باطل شده است. و چهارم فعلی که تنها مسبوق به زمان است که برای آن مصداقی وجود ندارد بلکه صرف فرض و احتمال است در تقسیم بندی فوق با توجه به زمان و ماده، سه دسته از موجودات و یا به بیان دقیق تر امروزی دو دسته از موجودات آفریده ی خداوند از نظر آفرینش مطرح می شوند.

بررسی و تفحص درباره ی افعال خداوند در آفرینش مخلوقات خویش از جمله مباحث مهمی است که در طول تاریخ تفکر اسلامی نیز همواره مورد بحث و بررسی اندیشمندان واقع شده است و بر این اساس نظریات گوناگونی طرح و ارائه گردیده است. اهمیت این بحث به ویژه در مباحث خداشناسی و بحث های توحید طرح می گردد که دیدگاه مسلمان حقیقی در رابطه با چنین موضوع مهمی را مورد جرح و تعدیل قرار می دهد


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/7
زمان : 08:14 ق.ظ
قرآن در نهج البلاغه
نظرات | ادامه مطلب

نهج البلاغه

کتاب قرآن در نهج البلاغه شامل پنج فصل است: 1. فصل اول: شامل عناوین: انسان کامل، قرآن تکوینی است _ اطلاق کتاب الهی، بر موجود طبیعی و... 2. فصل دوم: شامل عناوین: استحقاق علی بن ابیطالب (علیه السلام) برای معرفی قرآن _ عظمت اهل بیت (علیه السلام) _ علی (علیه السلام) از زبان خودش _ عظمت علمی و عملی علی (علیه السلام) _ هماهنگی حقیقت انسان کامل با حقیقت قرآن و... 3. فصل سوم: بررسی نظام فاعلی قرآن، در نهج البلاغه 4. فصل چهارم: شامل عناوین: بررسی نظام داخلی قرآن در نهج البلاغه _ چگونگی تفسیر قرآن در نهج البلاغه _ تفسیر قرآن به قرآن در حدیث رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) و... 5. فصل پنجم: بررسی نظام غایی قرآن در نهج البلاغه _ هدف آفرینش جهان و نظام غایی قرآن در نهج البلاغه و ...


کتاب قرآن در نهج البلاغه

این کتاب یکی از آثار و تالیفات آیت الله جوادی آملی دام ظله است. در این کتاب می خوانیم که: عناصر محوری حضور قرآن در نهج البلاغه، و رهنمود نهج البلاغه درباره ی قرآن را سه رکن اساسی تشکیل می دهد:

1. تطبیق محتوای نهج البلاغه با مضمون قرآنی و تعلیل مطالب آن با آیات کتاب خدا، و ظهور مطالب قرآنی در سخنان علی بن ابیطالب (علیه السلام)

2. استشهاد امیر المومنین (علیه السلام) به آیات خاص قرآن و تمسک آن حضرت (علیه السلام) به بخشی از آیات الهی قرآن حکیم .

3. تعریف، ترغیب و تبیین حقیقت قرآن کریم از زبان علی بن ابیطالب (علیه السلام) در نهج البلاغه.

آنچه در این کتاب مطرح شده، تبیین حریم بحث در این رساله مختصر است و آن اینکه دو عنصر محوری اول و دوم از مدار کلام کنونی خارج است و آنچه رسالت این رساله تعیین می کند گفتگویی درباره ی عنصر محوری سوم از دیدگاه نهج البلاغه است که معرف قرآن از بیرون با دیدگاه کتاب مزبور باشد.

بخشی از مطالب این کتاب راجع به اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) به ویژه علی بن ابیطالب (علیه السلام) در قرآن شناسی و برخی از آن ناظر به سخنان امیرالمومنین (علیه السلام) درباره چگونگی قرآن است و از هر دو بخش نمونه مختصری ارائه می شود که به منزلهء فهرست اجمالی معارف حضرت علی (علیه السلام) درباره کتاب الهی است.

بخشی از مطالب این کتاب راجع به اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) به ویژه علی بن ابیطالب (علیه السلام) در قرآن شناسی و برخی از آن ناظر به سخنان امیرالمومنین (علیه السلام) درباره چگونگی قرآن است و از هر دو بخش نمونه مختصری ارایه می شود که به منزلهء فهرست اجمالی معارف حضرت علی (علیه السلام) درباره کتاب الهی است

معرفی اجمالی نویسنده



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/6
زمان : 08:12 ق.ظ
خدا کند این تلخی را هیچوقت نچشی!!
نظرات | ادامه مطلب

فقر

فقر یکی از معضلاتی است که بسیاری از مردم کره خاکی با آن دست و پنجه نرم می کنند و هر روز طعم تلخ آن را بیش از پیش می چشند و این  در حالی است که فقر همردیف با مرگ است. حضرت علی درود خدا بر او، فرمود: فقر مرگ بزرگ است و نیز فرمودند: آگاه باشید كه فقر نوعى بلا است. ‏(نهج البلاغة/ترجمه دشتى/665 ،723 ) 

 

چیزی تلخ تر از ناداری نیست

حضرت علی علیه السلام فقر را نوعی بلا معرفی کرده و از  آن به عنوان مرگ بزرگ یاد می کند، از لقمان، روایت شده كه به پسرش گفت: «پسرم! شیره درخت صبر را چشیدم و پوست درخت را هم خوردم؛ ولى چیزى كه از نادارى تلخ تر باشد، نیافتم. »

فقر و نداری بسی سخت و رنج آور است اما خدای ناکرده اگر کسی گرفتار این بلا شد چه باید کند؟ می بایست نزد اغنیا رفته و از آنان در جهت رهایی از مشکلش یاری خواهد؟

 

فقرت را پنهان کن

اولین قدم در مواجهه با این مرگ بزرگ پنهان داشتنش است، از سفارش لقمان به پسرش است كه گفت : ... پسرم پس اگر روزى به نادارى مبتلا شدى، آن را براى مردم، آشكار نكن؛ چون تو را خوار مى شمارند و هیچ فایده اى به تو نمى رسانند باز گرد به سوى كسى كه تو را به فقر مبتلا كرد و او بر گشایش كار تو تواناتر است، و از او حاجت بخواه. كیست كه از او درخواست كند و او عطایش ندهد یا به او اعتماد كند و او نجاتش ندهد». «پسرم! هر گاه فقیر شدى، تنها به درگاه پروردگار عز و جل آه و ناله كن و او را بخوان و به سوى او تضرّع نما و از فضل او و خزانه هاى او درخواست كن؛ زیرا غیر خدا، هیچ كس مالك خزانه هاى خدا نیست». عبد اللَّه بصرى در حدیثى مرفوعه از امام صادق (علیه السلام) نقل كرده است كه فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه) به امیر مۆمنان (علیه السلام) فرمود: اى على، خداوند فقر را به عنوان امانتى به مردم سپرده است، هر كس آن را پنهان دارد، پاداشش همچون پاداش روزه‏دارى است كه شب را در عبادت خدا به سر برده است، و هر كس آن را نزد ثروتمندى فاش سازد و او به وى كمك نكند گویى او را كشته است. آگاه باشید كه او را با نیزه و شمشیر نكشته بلكه با زخمى كه بر قلب او وارد ساخته وى را به قتل رسانده است. (ثواب الأعمال/ترجمه انصارى/353)

حضرت علی علیه السلام فقر را نوعی بلا معرفی کرده و از آن به عنوان مرگ بزرگ یاد می کند، از لقمان، روایت شده كه به پسرش گفت: «پسرم! شیره درخت صبر را چشیدم و پوست درخت را هم خوردم؛ ولى چیزى كه از نادارى تلخ تر باشد، نیافتم»

راهکارهای دور کردن فقر

1)‌ ذکر لاحول و لا قوّة إلّا باللَّه العلىّ العظیم: امام صادق علیه السّلام مى‏فرماید: هر كه نعمتى بر او رخ نمود بسیار بگوید «الحمد للَّه»، و هر كه را هم حزن بسیار بدو روى آورد باید طلب آمرزش كند، و هر كه فقر و تهیدستى گریبانش گرفت بسیار بگوید: «لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العلىّ العظیم» كه این فقر را از او بزداید.(بهشت كافى/ترجمه روضه كافى/128)

2) نماز: نبى اكرم (صلی الله علیه) چون براى اهل بیتش مشكلى پیش مى‏آمد میفرمود اى اهل من نماز بخوانید، نماز بخوانید. (مكارم الأخلاق/ ترجمه میرباقرى/ج‏2/145)

3) صدقه: امام پنجم فرمود نیكى و صدقه فقر را برطرف كنند، عمر را بیفزایند و هفتاد مرگ بد را دور كنند. (الخصال/ترجمه كمره‏اى/ج‏1/88)

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/6
زمان : 08:09 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.