زائربقیع
[مدیر اصلی]
سایت هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان.این سایت به حول قوه خدا و به كمك آقام كریم اهل بیت علیه السلام در تاریخ 17/12/1384افتتاح شد كه بحمد خدا تا كنون در مسیر راهی كه داشته موفق بوده .این سایت متعلق به هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان می باشد.این سایت آمادگی خود را برای تبادل لینك با ولاگ های ارزشی و مذهبی دارد.یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون
::
كلوپ هیئت محبان امام حسن مجتبی زاهدان
[-]
::
کریم اهل بیت
[-]
::
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران{ مشاوره پزشكی اعتیاد ایدز بیماری هاو..}
[-]
::
عرشیان خاك نشین {شهید بصیری}
[-]
::
اولین وبلاگ تخصصی حضرت معصومه س {کریمه اهل بیت }
[-]
::
لینک باکس کریم اهل بیت
[-]
::
تنها ترین سردار
[-]
::
آموزش تصویری رساله توضیح المسایل
[-]
::
مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل
[-]
::
مجموعه كامل ادعیه ویژه موبایل
[-]
::
فیلم و صوت سیاحت غرب
[-]
::
كلیپ های مذهبی موبایل
[-]
::
نرم افزارهای اسلامی موبایل
[-]
::
نرم افزارهای موبایل
[-]
::
تم های مذهبی موبایل
[-]
::
مرحوم آغاسی
[-]
::
عبدالرضا هلالی
[-]
::
حمید علیمی
[-]
::
دانلود مداحی و عکس از سید محمد جواد ذاکر
[-]
::
دانلود مداحی
[-]
راز رشید
به گونهی ماه
نامت زبانزد آسمانها بود
و پیمان برادریت
با جبل نور
چون آیههای جهاد
محکم
تو آن راز رشیدی
که روزی فرات
بر لبت آورد
و ساعتی بعد
در باران متواتر پولاد
بریده بریده
افشا شدی
و باد
تو را با مشام خیمهگاه
در میان نهاد
و انتظار در بهت کودکانهی حرم
طولانی شد
تو آن راز رشیدی
که روزی فرات
بر لبت آورد
و کنار درک تو
کوه از کمر شکست
زنده یاد سید حسن حسینی
بشنو از علقمه و مشك و عَلَم
آیتى بیرجندى
بشنو از علقمه و مشك و عَلَم
نام عباس و دو بازوى قلم
عَلَم عاطفه بر دوش كشید
مشك پر آب در آغوش كشید
خالق از همت او آگاه است
مقصدش خیمه ثاراللّه است
الغرض دشمن غدار و لعین
حملهور شد زكمین از ره دین
خنجر از پشت به آن حضرت زد
ضربتى سخت بر آن پیكر زد
بازوى حیدرى از كار افتاد
علم از دست علمدار افتاد
عاقبت رشته امید گسست
تیر خصم آمد و بر مشك نشست
نابكارى دگر آورد فرود
ناگهان بر سر عباس عمود
رخنه بر دایره دین افتاد
یادگار على از زین افتاد
نظر افكند به دل معنى را
دید بالاى سرش زهرا را
گشت با منبع كوثر همراز
گفتگوى دگرى شد آغاز
عجبا گفت اخا ادركنى
منبع جودُ و سخا ادركنى
حجت روى زمین شد آگاه
شد شتابان به سوى قربانگاه
چون به بالین برادر بنشست
گفت الان كمر من بشكست
لالهگون شد شفق سرخ فلق
غرقه خون شد پسر حجّت حق
خاك سر كوى تو زنده كند مرده را
"فؤاد كرمانى"
اى كه به عشقت اسیر خیل بنى آدمند
سوختگان غمت با غم دل خرمند
هر كه غمت را خرید عشرت عالم فروخت
با خبران غمت بى خبر از عالمند
در شكن طرهات بسته دل عالمى است
و آن همه دل بستگان عقده گشاى همند
یوسف مصر بقا در همه عالم توئى
در طلبت مرد و زن آمده با درهمند
تاج سر بوالبشر خاك شهیدان تست
كاین شهدا تا ابد فخر بنى آدمند
در طلب اشك ماست رونق مرآت دل
كاین درر با فروغ پرتو جام جمند
چون به جهان خرمى جز غم روى تو نیست
باده كشان غمت مست شراب غمند
عقد عزاى تو بست سنت اسلام و بس
سلسله كائنات حلقه این ماتمند
گشت چو در كربلا رایت عشقت بلند
خیل ملك در ركوع پیش لوایت خمند
خاك سر كوى تو زنده كند مرده را
زانكه شهیدان او جمله مسیحا دمند
هر دم از این كشتگان گر طلبى بذل جان
در قدمت جان فشان با قدمى محكمند
سرّ خداى ازل غیب در اسرار تست
سرّ تو با سرّ حق خود ز ازل توأمند
محرم سرّ حبیب نیست به غیر از حبیب
پیك و رسل در میان محرم و نامحرمند
در غم جسمت «فؤاد» اشك نبارد چرا
كاین قطرات عیون زخم ترا مرهمند
آه ای مرگ تو معیار
درختان را دوست می دارم
كه به احترام تو قیام كرده اند
و آب را
كه مهر مادر توست،
خون تو شرف را سرخگون كرده است:
شفق ، آینه دار نجابتت,
و فلق محرابی
كه تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای.
در فكر آن گودالم
كه خون تو را مكیده است
هیچ گودالی را چنان رفیع ندیده بودم
در حضیض هم می توان عزیز بود
از گودال بپرس!
شمشیری كه بر گلوی تو آمد
هر چیز و همه چیز را
به دو پاره كرد:
هر چه در سوی تو ،حسینی شد
و دیگر سو , یزیدی.
اینک ماییم و سنگ ها
ماییم و آب ها
درختان ، کوهساران، جویباران ، بیشه زاران
که برخی یزیدی
وگرنه حسینی اند
خونی که از گلوی تو تراوید
همه چیز و هرچیز را در کائنات به دوپاره کرد!
در رنگ!
اینک هر چیز ، یا سرخ است
یا حسینی نیست!
***
آه ای مرگ تو معیار!
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
و آن را بی قدر كرد
كه مردنی چنان،
غبطه بزرگ زندگانی شد!
خونت
با خونبهای حقیقت
در یک طراز ایستاد
و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
- که جهان با دروغ می پاشد –
و خون تو امضای "راستی" است.
***
تو را باید در راستی دید
و درگیاه ،
هنگامی كه می روید
در آب ،
وقتی می نوشاند
در سنگ ،
چون ایستادگی است
در شمشیر ،
آن زمان كه می شكافد
و در شیر ،
كه می خروشد
در شفق كه گلگون است
در فلق كه خنده خون است
در خواستن
برخاستن
تو را باید در شقایق دید
در گل بویید
تو راباید از خورشید خواست
در سحر جست
از شب شكوفاند
با بذر پاشاند
با باد پاشید
در خوشه ها چید
تو را باید تنها در خدا دید
هر كس ،هر گاه ، دست خویش
از گریبان حقیقت بیرون آورد
خون تو از سرانگشتانش تراواست
ابدیت آینه ای ست :
پیش روی قامت رسای تو در عزم
آفتاب لایق نیست
وگرنه می گفتم
جرقه نگاه توست
***
تو تنهاتر از شجاعت
در گوشه ی روشن وجدان تاریخ
ایستاده ای
به پاسداری از حقیقت
و صداقت
شیرین ترین لبخند
بر لبان اراده ی توست
چندان تناوری و بلند
كه به هنگام تماشا
كلاه از سر كودك عقل می افتد
بر تالابی از خون خویش
در گذرگه تاریخ ایستاده ای
با جامی از فرهنگ
و بشریت رهگذار را می آشامانی
- هر كس را كه تشنه شهادت است-
***
نام تو خواب را بر هم می زند
آب را توفان میكند
كلامت قانون است
خرد در مصاف عزم تو جنون
تنها واژه ی تو خون است ، خون
ای خداگون!
مرگ در پنجه ی تو
زبون تر از مگسی ست
که کودکان به شیطنت در مشت می گیرند
و یزید ، بهانه ای
دستمال کثیفی
که خلط ستم را در آن تف کردی
و در زباله ی تاریخ افکندی
یزید کلمه نبود
دروغ بود
زالویی درشت
که اکسیژن هوا را می مکید
مخنثی که تهمت مردی بود
بوزینه ای با گناهی درشت:
"سرقت نام انسان"
و سلام بر تو
که مظلوم ترینی
نه از آن جهت که عطشانت شهید کردند
بل از این رو که دشمنت این است
***
مرگ سرخت
تنها نه نام یزید را شكست
و كلمه ستم را بی سیرت كرد
كه فوج كلام را نیز در هم می شكند
هیچ كلام بشری نیست
كه در مصاف تو نشكند
ای شیرشكن!
خون تو بر كلمه فزون است
خون تو در بستری از آن سوی كلام
فراسوی تاریخ
بیرون از راستای زمان
می گذرد
خون تو در متن خدا جاری است
***
یا ذبیح الله
تو اسماعیل برگزیده ی خدایی
و رویای به حقیقت پیوسته ی ابراهیم
كربلا میقات توست
محرم میعاد عشق
و تو نخستین كسی
كه ایام حج را
به چهل روز كشاندی
- و اتممناها بعشر – 1
آه ،
در حسرت فهم این نكته خواهم سوخت
كه حج نیمه تمام را
در استلام حجر وانهادی
و در كربلا
با بوسه بر خنجر تمام كردی
مرگ تو
مبدا تاریخ عشق
آغاز رنگ سرخ
معیار زندگی است
منبع:
بر گرفته از کتاب خط خون، دکتر اسدی گرمارودی
عاشورا و امام حسین علیه السلام در آئینه احادیث
امامان شیعه علیهم السلام براى اینكه نهضتخونین كربلا و محرم و عاشورا براى همیشه زنده و جاوید بماند، سعى و تلاش فراوانى نمودند و در این راستا از پنج شیوه استفاده كردند:
1- یادآورى مصائب امام حسین علیه السلام و یاران فداكارش در مناسبتهاى مختلف، بخصوص در ایام محرم و عاشورا.
عن ابى عمارة المنشد قال: «ما ذكر الحسین بن على عند ابى عبدالله علیه السلام فى یوم قط فرئى ابو عبدالله علیه السلام متبسما فى ذلك الیوم الى اللیل» (1) ابوعماره منشد مىگوید: هر گاه در حضور امام صادق علیه السلام نام حسین علیه السلام برده مىشد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمىشد.
حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام مىفرماید:
«كان ابى اذا دخل شهر المحرم لایرى ضاحكا و كانت الكابة (2) تغلب علیه حتى یمضى منه عشرة ایام فاذا كان یوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه و یقول: هو الیوم الذى قتل فیه الحسین علیه السلام » (3) وقتى ماه محرم مىرسید پدرم را كسى خندان نمىدید و غم و اندوه بر او چیره مىگشت تا روز عاشورا فرا مىرسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و مىفرمود: این همان روزى است كه حسین علیه السلام كشته شد.
زمانى كه منصور دوانیقى دستور داد در منزل حضرت صادق علیه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش كردند و زنان و دختران وحشتزده از آتشسوزى را دلدارى دادند:
«فلما كان الغد دخل علیه بعض شیعته یسالونه فوجدوه حزینا باكیا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البكاء؟ امن الجراة علیكم اهل البیت و لیس منهم باول مرة فقال الامام علیه السلام : لا ولكن لما اخذت النار ما فى الدهلیز نظرت الى نسائى و بناتى یتراكضن فى صحن الدار من حجرة الى حجرة و من مكان الى مكان هذا و انا معهن فى الدار فتذكرت فرار عیال جدى الحسین علیه السلام یوم عاشوراء من خیمة الى خیمة و من خباء الى خباء و المنادى ینادى: احرقوا بیوت الظالمین» (4) فرداى آن روز دستهاى از شیعیان خدمت آن حضرت رسیدند تا از حالش جویا شوند، دیدند آن حضرت اندوهناك و گریان است پرسیدند: این همه اندوه و گریه از چیست؟ آیا از گستاخى و بىحرمتى آنان نسبت به شما - اهل بیت - این همه ناراحتید و حال آن كه این اولین بار نیست كه چنین مىكنند.
امام علیه السلام فرمود: نه، بلكه اندوه و گریه من از این جهت است كه وقتى آتش، آستانه خانه را فرا گرفت، زنان و دخترانم را دیدم كه از این اطاق به آن اطاق و از اینجا به آنجا پناه مىبردند در حالى كه من پیش آنان حضور داشتم و تنها نبودند. از این صحنه به یاد فرار خانواده جدم حسین علیه السلام در روز عاشورا افتادم كه از خیمهاى به خیمه دیگر و از پناهگاهى به پناهگاه دیگر فرار مىكردند و دشمن فریاد مىزد: خیمه ستمكاران را به آتش بكشید!
در مورد حضرت على بن الحسین علیه السلام آمده است كه روزى ابوحمزه ثمالى بر حضرت وارد شد و حضرت را در حال گریه دید; عرض كرد:
«سیدى! ما هذا البكاء و الجزع؟ الم یقتل عمك حمزة؟ الم یقتل جدك على علیه السلام بالسیف انالقتل لكم عادة و كرامتكم من الله الشهادة».
«فقال له الامام علیه السلام : شكر الله سعیك یا ابا حمزة كما ذكرت القتل لنا عادة و كرامتنا من الله الشهادة و لكن یا اباحمزة هل سمعت اذناك ام رات عیناك ان امراة منا سبیت و هتكت قبل یوم عاشورا؟ و الله یا ابا حمزة ما نظرت الى عماتى و اخواتى الا و ذكرت فرارهن فى البیداء من خیمة الى خیمة و من خباء الى خباء و المنادى ینادى احرقوا بیوت الظالمین» (5)
مولاى من، این همه گریه و بىتابى براى چیست؟ آیا عموى شما حمزه كشته نشد؟ آیا جد شما - على علیه السلام - با شمشیر كشته نشد؟ كشته شدن، عادت شما خانواده است و شهادت عطیهاى الهى از آن شما است.
امام علیه السلام فرمود: اى ابوحمزه خداوند به تو جزاى خیر دهد چنانكه گفتى كشته شدن براى ما عادت است و خداوند نیز به ما شهادت را ارزانى داشته است ولى اى ابوحمزه آیا هرگز شنیدهاى یا دیدهاى كه تا قبل از عاشورا زنى از خانواده ما به اسارت رفته باشد و هتك حرمتشده باشد؟ به خدا سوگند اى ابوحمزه هر وقت به عمهها و خواهرانم نگاه مىكنم به یاد فرار آنها در بیابان مىافتم كه از خیمهاى به خیمهاى و از پناهگاهى به پناهگاهى فرار مىكردند و دشمن فریاد مىزد: خیمه ستمكاران را به آتش بكشید!
حضرت صادق علیه السلام به داود رقى فرمود:
«انى ما شربت ماء باردا الا و ذكرت الحسین» (6) من هرگز آب سرد ننوشیدم مگر اینكه به یاد حسین علیه السلام افتادم.
حضرت رضا علیه السلام فرمود:
«ان یوم الحسین اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزیزنا بارض كرب و بلاء و اورثناءالكرب و البلاء الى یوم الانقضاء» (7) حادثه عاشورا اشك ما را روان ساخت و خون از چشم ما جارى كرد و عزیز ما را در سرزمین غم و اندوه، خوار ساخت و تا روز قیامت براى ما غم و غصه به میراث گذاشت.
و همچنین حضرت رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود:
«ان المحرم هو الشهر الذى كان اهل الجاهلیة فیما مضى یحرمون فیه الظلم و القتال لحرمة فما عرفت هذه الامة حرمة شهرها و لا حرمة نبیها لقد قتلوا فى هذا الشهر ذریته و سبوا نساءه» (8) محرم ماهى است كه اهل جاهلیت در گذشته، تجاوز و جنگ را در آن حرام مىدانستند و آن را محترم مىشمردند ولى این امت، حرمت ماه خود را و حرمت ماه پیامبر خود را نگاه نداشتند. در این ماه فرزندان او را كشتند و خانواده او را به اسارت بردند.
2- امامان شیعه بر مصائب امام حسین علیه السلام و اهل بیت گرامىاش گریه مىكردند و با توجه به شرایط سیاسى زمان، مجالس عزادارى تشكیل مىدادند و شیعیان را به عزادارى و گریه بر مصائب سالار شهیدان ترغیب و تشویق مىكردند.
علقمه بن محمد حضرمى نقل مىكند كه حضرت باقر علیه السلام بر امام حسین علیه السلام گریه مىكرد:
«ثم لیندب الحسین علیه السلام و یبكیه و یامر من فى داره ممن لا یتقیه بالبكاء علیه و یقیم فى داره المصیبة باظهار الجزع علیه و لیعز بعضهم بعضا بمصابهم بالحسین علیه السلام » (9) سپس به گریه و زارى بر حسین علیه السلام مىپرداخت و دستور مىداد به افرادى كه در خانه بودند و از آنان تقیه نمىكرد، بر حسین علیه السلام گریه كنند; آن حضرت در خانه خود مجلس عزا برپا مىداشت و به یكدیگر مصیبتحسین علیه السلام را تسلیت مىگفتند.
«عن عبدالله بن غالب قال: دخلت على ابى عبدالله علیه السلام فانشدته مرثیة الحسین بن على علیهما السلام فلما انتهیت الى هذا الموضع:
لبلیة تسقوا حسینا بمسقاة الثرى غیر التراب
صاحت باكیة من وراء الستر: «یا ابتاه» (10) عبدالله بن غالب گوید:
بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و براى او مرثیه حسین بن على علیهما السلام را خواندم وقتى به این جمله رسیدم كه: «چه مصیبتى كه حسین را در كنار آب از خاك سیراب كردند»، از پشت پرده زنى فریاد زد: «یا ابتاه». (11)
«عن هارون المكفوف قال: دخلت على ابى عبدالله علیه السلام فقال لى: «انشدنى». فانشدته; فقال: «لا، كما تنشدون و كما ترثیه عند قبره» فانشدته:
امرر على جدث الحسین فقل لاعظمه الزكیة
قال: فلما بكى امسكت انا فقال مر; فمررت، قال: ثم قال: «زدنى» قال: فانشدته:
یا مریم قومى واندبى مولاك و علىالحسین فاسعدى ببكاك
قال: فبكى و تهایج النساء. قال: فلما ان سكتن قال لى: «یا ابا هارون! من انشد فى الحسین فابكى عشرة فله الجنة .
هارون مكفوف گوید: وارد بر امام صادق علیه السلام شدم فرمود: برایم بخوان، برایش خواندم. آن حضرت فرمود: نه، آنچنان كه در كنار قبرش مرثیه مىخوانید بخوان و من خواندم:
از كنار نعش حسین گذر كن و به آن استخوانهاى پاك بگو وقتى آن حضرت به گریه افتاد سكوت كردم ولى فرمود: ادامه بده، ادامه دادم. فرمود: باز هم بخوان تا به اینجا رسیدم كه:
اى مریم برخیز و بر مولاى خود ندبه كن و با گریه ات بر حسین رستگار شو امام علیه السلام گریه كرد و زنها شیون سر دادند. وقتى آرام شدند، حضرت فرمود: اى ابوهارون هر كس مرثیه حسین علیه السلام بخواند و ده نفر را بگریاند، پاداش او بهشت است.
3- تشویق شعرا و دانشمندان به سرودن شعر و خواندن آن در خصوص نهضتحسین بن على علیهما السلام و مصائب دردناك كربلا و بیان ارزش و ثواب این كار بزرگ.
حضرت صادق علیه السلام به ابى عماره شاعر فرمود:
«یا ابا عمارة! من انشد فى الحسین بن على علیهما السلام شعرا فابكى خمسین، فله الجنة و من انشد فى الحسین علیه السلام شعرا فابكى ثلاثین، فله الجنة» (12) اى ابوهارون! هر كس در رثاى حسین قصیدهاى بخواند و پنجاه نفر را بگریاند پاداش او بهشت است و هر كس در رثاى حسین علیه السلام ، قصیدهاى بخواند و سى نفر را بگریاند پاداش او بهشت است.
امام صادق علیه السلام به ابى هارون مكفوف فرمود:
«یا ابا هارون! من انشد فىالحسین شعرا فبكى و ابكى عشرة كتب لهم الجنة» (13) اى ابوهارون! هر كس در رثاى حسین قصیدهاى بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند، پاداش آنان بهشت است.
حضرت امام صادق علیه السلام به صالح بن عقبه فرمود:
«من انشد فى الحسین علیه السلام بیتا من شعر فبكى و ابكى عشرة فله و لهم الجنة» (14) هر كس در رثاى حسین علیه السلام یك بیت از قصیدهاى بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند پاداش آنان بهشت است.
داستان آمدن دعبل بن على خزاعى شاعر معروف عرب را در ایام محرم به محضر علىبن موسىالرضا علیه السلام و دعوت امام از وى براى سرودن مرثیه جدش حضرت حسین بن على علیهما السلام را مىتوان در جلد 45، صفحه 257 كتاب بحارالانوار مطالعه نمود.
ائمه معصومین علیهم السلام : از شاعرانى همچون كمیت، دعبل، سید حمیرى و... كه در آن جو خفقان، مصائب حسین علیه السلام را به شعر در آوردند، تقدیر نمودهاند.
4- ائمه طاهرین علیهم السلام : علاوه بر اینكه خودشان به زیارت حضرت حسین بن على علیهما السلام و شهداى كربلا مىرفتند شیعیان را هم براى رفتن به زیارت آن حضرت در هر شرایطى ترغیب و تشویق مىنمودند و اجر و ثواب فراوان این زیارت را براى شیعیان تبیین مىكردند.
روایات مربوط به زیارت امام حسین علیه السلام و اصحاب و یاران فداكار آن حضرت در جلد 101 بحارالانوار، ج 10 وسائلالشیعه از صفحه 318 تا صفحه 408، كتاب كاملالزیارات از صفحه 131 تا صفحه 222 و در كتاب ثواب الاعمال مرحوم صدوق از صفحه 308 تا 338 آمده است.
روایات زیارت چند دسته هستند كه در این مورد به چند روایت اشاره مىشود و بقیه روایات را از منابع ارائه شده مىتوان استخراج كرد:
دسته اول: زیارت، فرض و واجب است
حضرت صادق علیه السلام به ام سعید احمسیه فرمود:
«یا ام سعید زوریه فان زیارة قبر الحسین علیه السلام واجبة على الرجال و النساء» (15) او را زیارت كن كه زیارت قبر حسین علیه السلام بر زن و مرد واجب است.
حضرت صادق علیه السلام به معاویة بن وهب فرمود:
«یا معاویة لاتدع زیارة قبر الحسین لخوف» (16) اى معاویه، زیارت قبر حسین را به خاطر هیچ ترسى، ترك مكن.
و همچنین آن حضرت به محمد بن مسلم فرمود:
«هل تاتى قبر الحسین علیه السلام ؟ قلت; نعم، على خوف و وجل، فقال: ما كان من هذا اشد فالثواب فیه على قدر الخوف» (17) آیا به مزار حسین مىروى؟ گفتم: آرى، ولى با ترس و وحشت. فرمود: هر چه سختتر و ترسناكتر باشد پاداشش بیشتر است.
دسته دوم: زیارت به همراه معرفت
«عن ابى الصامت قال: سمعت ابا عبدالله علیه السلام و هو یقول: من اتى قبر الحسین علیه السلام عارفا بحقه غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» (18) ابوصامت گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم كه: هر كس به زیارت قبر حسین علیه السلام بیاید و به حق او شناخت داشته باشد، گناهان گذشته و آینده او بخشیده مىشود.
دسته سوم: فوائد زیارت
«عن ابى مسكان عن ابى عبدالله قال: «من اتى قبر الحسین علیه السلام عارفا بحقه غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» (19) ابومسكان از امام صادق علیه السلام روایت كرده است: هر كس به مزار حسین علیه السلام برود و به حق او آشنا باشد گناهان گذشته و آینده او بخشیده مىشود.
دسته چهارم: اهمیت زیارت آن حضرت
«عن ابى الحسن الرضا علیهما السلام قال: من زار قبر ابى عبدالله بشط الفرات كان كمن زارالله فوق عرشه» امام رضا علیه السلام فرموده است: هر كس قبر امام حسین علیه السلام را در كنار شط فرات، زیارت كند همانند كسى است كه خدا را در عرش خود، زیارت كرده باشد.
دسته پنجم: عقوبت ترك زیارت آن بزرگوار
«عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر علیه السلام قال: من لم یات قبر الحسین علیه السلام من شیعتنا كان منتقص الایمان، منتقص الدین و ان دخل الجنة كان دون المؤمنین فى الجنة» (20) محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت كرده است: از شیعیان ما هر كس قبر حسین علیه السلام را زیارت نكند، ایمانش ناقص و دینش ناقص است و اگر اهل بهشت باشد مقامى پایینتر از دیگر مؤمنان خواهد داشت.
عن سیف بن عمیرة عن رجل عن ابى عبدالله قال: «من لم یات قبر الحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا بشیعة.» (21) سیف بن عمیره از شخصى روایت مىكند كه امام صادق علیه السلام فرمود: كسى كه تا آخر عمر به زیارت حسین علیه السلام نرود و تصور كند شیعه ما است، چنین شخصى شیعه ما نیست.
عن هارون بن خارجة عن ابى عبدالله علیه السلام قال: «سالته عمن ترك الزیارة زیارة قبر الحسین بن على من غیر علة قال: «هذا رجل من اهل النار» (22) هارون بن خارجه گوید: از امام صادق علیه السلام درباره كسى كه زیارت قبر حسین بن على علیهما السلام را بدون عذر ترك گوید، پرسیدم. فرمود: چنین شخصى اهل دوزخ است.
فلسفه اصرار ائمه بر زیارت حضرت سیدالشهدا این بود كه چون دشمنان اسلام; یعنى، بنىامیه، بنى مروان و بنىعباس با تمام قدرت تلاش مىكردند كربلا و عاشورا و قیام حسین را نابود كرده و نگذارند اثرى از قبر امام باقى بماند; لذا ائمه معصومین بر این امر عنایت ویژهاى مبذول مىفرمودند; چرا كه فرهنگ عاشورا و تاریخ كربلا و حرم حسین، همیشه براى حاكمان ستمگر زمان، خطرساز بوده و هست.
در جلد 45 بحارالانوار، صفحه 390 بابى تحت عنوان «جور الخلفاء على قبره الشریف»
تجاوز خلفا بر قبر شریف آن حضرت آمده است كه مىتوان به آن مراجعه كرد.
شخصى به نام دیزج مىگوید:
«بعثنى المتوكل الى كربلاء لتغییر قبر الحسین». «المتوكل یامر بحرث قبر الحسین علیه السلام مدة عشرین سنة» متوكل مرا به كربلا فرستاد تا آثار قبر حسین را از میان بردارم. متوكل در مدت بیستسال دستور مىداد قبر حسین علیه السلام را شخم بزنند.
بنىامیه و بنىعباس، هر دو در این مورد حساسیت داشتند و در آن مشترك بودند.
5- ائمه : خودشان در نمازها از تربت امام حسین علیه السلام استفاده مىكردند و شیعیان را به استفاده از آن توصیه مىنمودند. در حالات امام سجاد علیه السلام آمده است:
«فكان اذا حضرته الصلاة صبه على سجادته و سجد علیه» (23) هرگاه وقت نماز مىرسید آن (تربت كربلا) را روى سجادهاش مىریخت و بر آن سجده مىكرد.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«و من كانت معه سبحة من طین قبر الحسین كتب مسبحا و ان لم یسبح بها» (24) هر كس همراهش تسبیحى از تربت قبر حسین علیه السلام باشد، از تسبیحگویان محسوب مىشود گرچه با آن تسبیح نگوید.
«عن موسى بن جعفر علیه السلام قال: و لا تاخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فان كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهما السلام فان الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و اولیائنا» (25) موسى بن جعفر علیهما السلام فرمود: از تربت من هرگز براى تبرك بر ندارید زیرا همه تربتها جزتربت جدم حسین بن على علیهما السلام حرام استخداوند - عزوجل - آن را براى شیعیان و دوستداران ما شفا قرار داده است.
بقیه روایات را مىتوان در جلد 101 بحارالانوار از صفحه 118 تا 140; و از صفحه 140 كتاب ثواب الاعمال و جلد 10 وسائل الشیعه صفحه 408 مطالعه كرد.
اولین كسى كه بر تربت امام حسین علیه السلام سجده كرد حضرت على بن الحسین علیهما السلام بود كه پس از دفن پدر، مقدارى از خاك قبر را برداشته و بر آن سجده كرد و با آن خاك تسبیح درست كرد. برخى بیماران مدینه با همین تربتشفا یافتند. (26)
ائمه طاهرین علیهم السلام : با این پنجشیوه، در طول تاریخ كه حكومت به دست مخالفان شیعه بود نگذاشتند نهضتخونین كربلا فراموش شود و امروز این رسالت بزرگ به عهده شیعیان میباشد كه شیوهها را شناخته و دنبال كنند; چون با زنده ماندن قیام امام حسین علیه السلام و راه او، اسلام و تشیع زنده و جاوید مىماند.
پیروزى یا شكست
امسال با آغاز ماه محرمالحرام، 1360 سال از شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و یاران باوفایش مىگذرد; پیوسته در طول این تاریخ این سئوال مطرح بوده و هست كه آیا حسین بن على علیهما السلام در این قیام و مبارزه پیروز شد یا شكستخورد؟
واژه پیروزى در لغت
واژه فوز و فاز به معناى پیروزى آمده است. در كتاب مفردات راغب ذكر شده است:
«الفوز الظفر بالخیر» (27) پیروزى، دستیافتن به خوبى است.
و حضرت على علیه السلام هنگامى كه ضربت به فرق مباركش اصابت كرد، فرمود:
«فزت و رب الكعبة» یعنى، به خداى كعبه سوگند كه پیروز شدم.
«ان الله اشترى من المؤمنین... و ذلك هو الفوز العظیم» (28) خداوند از مؤمنان خریده است... و این است رستگارى بزرگ.
در زیارت اول ماه رجب آمده است:
«فزتم و الله فوزا عظیما» به خدا سوگند به رستگارى بزرگ، دستیافتید.
خطاب به شهداى كربلا آمده است:
«اشهد انكم الشهداء و السعداء و انكم الفائزون» (29) شهادت مىدهم كه به راستى شما شهید و سعید هستید و به راستى شما رستگار هستید.
پیروزى مردان خدا در قرآن
«كتب الله لاغلبن انا و رسلى» (30) خداوند چنین مقرر داشته كه من و رسولانم پیروز مىشویم.
لام و نون تاكید ثقلیه، نشانه قطعى و حتمى بودن پیروزى خداوند و رسولانش است.
«فان حزب الله هم الغالبون» (31) حزب خدا پیروز است.
در همه جبههها حزب الله پیروز است.
«و ان جندنا لهم الغالبون» (32) و لشكر ما پیروز است.
پیروزى در فرهنگ اسلام مفهوم پیروزى در فرهنگ اسلام با پیروزى در فرهنگهاى دیگر متفاوت است:
1- شهادت، اسارت و صدمه دیدن در راه انجام وظیفه، پیروزى است;
«و من یقاتل فى سبیلالله فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجرا عظیما» (33) و آنكس كه در راه خدا پیكار كند و كشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگى به او خواهیم داد.
«قال الحسین علیه السلام : اما و الله انى لارجو ان یكون خیرا ما اراد له ربنا قتلنا او ظفرنا» (34) به خدا سوگند من امیدوارم آنچه خدا براى ما خواسته استسرانجام نیك داشته باشد، كشته شویم یا پیروز گردیم.
2- رسیدن به هدف حتى با شهادت، پیروزى است. هدف امام علیه السلام در قیام عاشورا، معرفى چهره كثیف یزید بود كه در لباس جانشینى پیامبر 6 قصد نابودى اسلام و احیاى جاهلیت را در سر داشت; كه به آن رسید و علاوه بر این، امام علیه السلام مكتب خونین ضد استبداد و ستم را پایهگذارى كرد كه تا قیامت موجب بقاء، عظمت و حفظ اسلام و فرهنگ تشیع گردید.
3- گاهى پیروزى دفعى و كوتاه مدت حاصل نمىشود; بلكه آثار آن در دراز مدت ظاهر مىشود; چنانكه حضرت امام خمینى در قیام 15 خرداد، پیروز نشد; لكن زمینه آگاهى و رشد جامعه را فراهم كرد كه به پیروزى 22 بهمن سال 1357 منجر شد.
4- دشمنان در قیام كربلا به هیچ یك از اهداف خود نرسیدند. از جمله اهداف دشمنان اسلام، نابودى اسلام، احیاى جاهلیت، سركوب همه حركتهاى ضد استبداد، اعلام روز عاشورا به عنوان عید، فتح و پیروزى و به فراموشى سپردن خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله بود.
پیروزى و شكست در روایات
«قال على علیه السلام : ما ظفر من ظفر الاثم به، الغالب بالشر مغلوب» (35)
مغلوبى كه حق با او باشد، پیروز است. (36)
«قال رسول الله صلى الله علیه و آله : لاتزال طائفة من امتى ظاهرین على الحق لایضرهم من خذلهم حتى یاتى امرالله و هم كذلك» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: همواره دستهاى از امت من پشتیبان حقاند و دشمن گزندى به آنان نمىرساند تا امر خدا فرا رسد و باز هم ایشان پشتیبان حقاند.
پیروزى در سخنان سالار شهیدان
هنگامى كه حضرت تصمیم گرفت كه از مدینه حركت كند، كاغذى خواست و روى آن خطاب به بنىهاشم نوشت:
«بسماللهالرحمن الرحیم من الحسین بن علىبن ابىطالب الى بنىهاشم اما فانه من لحق بى منكم استشهد و من تخلف لم یبلغ الفتح» (37) به نام خداوند بخشنده مهربان از حسین بن على بن ابىطالب علیهم السلام : به بنىهاشم: آگاه باشید كه هر كس با من بیاید شهید خواهد شد و هر كس نیاید به فتح و پیروزى دست نخواهد یافت.
«قال الحسین علیه السلام : لیس الموت فى سبیل العز الا حیاة خالدة و لیست الحیاة مع الذل الا الموت الذى لاحیاة معه» (38) حسین علیه السلام : مرگ در راه عزت، زندگى جاودان است و زندگى با ذلت مرگى است كه حیات در آن راه ندارد.
«قال الحسین علیه السلام : و ان نغلب فغیر مغلبینا» (39) امام فرمودند: و اگر مغلوب شدیم، ما شكست ناپذیریم.
پیروزى در رجز علمدار كربلا
«لا ارهب الموت اذ الموت رقا» (40) از مرگ هراسى ندارم زیرا مرگ تكامل است.
پیروزى خون بر شمشیر
ابراهیم بن طلحه در مدینه از حضرت علىبن الحسین علیه السلام پرسید: چه كسى در این واقعه پیروز شد؟ فرمود: هنگام اذان معلوم مىشود:
«اذا دخل وقت الصلاة فاذن و اقم تعرف من غلب» (41) وقتى هنگام نماز رسید اذان و اقامه بگو، آنگاه پیروز را خواهى شناخت.
سهل بن سعد نقل مىكند: سر بریده حضرت ابوالفضل را بر بالاى نیزه دیدم كه خنده بر لب دارد (یعنى، بر مرگ خنده مىزند). (42)
ره توشه راهیان نور ویژه محرم 1379/1421
پىنوشت ها:
1 - بحارالانوار، ج 44، ص 280
2 - الكآبة: اندوه و غصه
3 - بحارالانوار، ج 44، ص 284، امالى صدوق، 288
4 - مجمع مصائب اهل البیت، الخطیب الهندوبى، ج 1، ص 24
5 - همان، ص 61
6 - امالى صدوق، ص 122
7 - بحارالانوار، ج 44، ص 284
8 - امالى صدوق، ص 112
9 - وسائل الشیعه، ج 10، ص 398
10 - بحارالانوار، ج 44، ص 286
11 - یعنى امام را سنگ باران كردند.
12 - بحارالانوار، ج 44، ص 282
13 - همان، ص 288
14 - همان، ص 289
15 - كامل الزیارات، ص 131، بحار الانوار، ج 101، ص 3، ح 9
16 - همان، ص 136 و 137
17 - همان، صفحات 149، 163، 165، 184
18 - همان، صفحات 149، 163، 165، 184
19 - همان، ص 211
20 - همان
21 - همان، ص 212
22 - وسائل الشیعه، ج 3، ص 608
23 - همان
24 - همان، ج 10، ص 410 تا 412
25 - زندگانى امام حسین، مرحوم حسین عمادزاده، ص 855
26 - مفردات راغب، ص 387
27 - توبه، 111
28 - مفاتیحالجنان، ص 440
29 - مجادله، 21
30 - مائده، 56
31 - صافات، 172
32 - نساء، 74
33 - موسوعة، ص 362
34 - قصار الحكم، حدیث 327
35 - موسوعة، ص 362
36 - مجموعه ورام، ص 7
37 - بحارالانوار، ج 44، ص 330
38 - ادب الحسین، ص 159
39 - كتاب بر شطى از حماسه و حضور، سازمان تبلیغات اسلامى، ص 185
40 - بطال العلقمى، ص 309، رقا به معناى تكامل و ترقى است
41 - الامام زینالعابدین، سیدعبدالرزاق مقرم، ص 370
42 - قهرمان علقمه، دكتر احمد بهشتى، ص 303
مجموعه کاملی از ادعیه و زیارات (ویژه موبایل)
مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل
مجموعه نرم افزارهای سونی اریكسون
------------------------------------
نرم افزار كامپیوتر
نرم افزارهای کاربردی
نرم افزارهای اینترنت
نرم افزارهای سرگرمی وبازی
نرم افزارهای بهینه سازی
