تبلیغات
زائربقیع
[مدیر اصلی]
سایت هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان.این سایت به حول قوه خدا و به كمك آقام كریم اهل بیت علیه السلام در تاریخ 17/12/1384افتتاح شد كه بحمد خدا تا كنون در مسیر راهی كه داشته موفق بوده .این سایت متعلق به هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان می باشد.این سایت آمادگی خود را برای تبادل لینك با ولاگ های ارزشی و مذهبی دارد.یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون
::
كلوپ هیئت محبان امام حسن مجتبی زاهدان
[-]
::
کریم اهل بیت
[-]
::
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران{ مشاوره پزشكی اعتیاد ایدز بیماری هاو..}
[-]
::
عرشیان خاك نشین {شهید بصیری}
[-]
::
اولین وبلاگ تخصصی حضرت معصومه س {کریمه اهل بیت }
[-]
::
لینک باکس کریم اهل بیت
[-]
::
تنها ترین سردار
[-]
::
آموزش تصویری رساله توضیح المسایل
[-]
::
مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل
[-]
::
مجموعه كامل ادعیه ویژه موبایل
[-]
::
فیلم و صوت سیاحت غرب
[-]
::
كلیپ های مذهبی موبایل
[-]
::
نرم افزارهای اسلامی موبایل
[-]
::
نرم افزارهای موبایل
[-]
::
تم های مذهبی موبایل
[-]
::
مرحوم آغاسی
[-]
::
عبدالرضا هلالی
[-]
::
حمید علیمی
[-]
::
دانلود مداحی و عکس از سید محمد جواد ذاکر
[-]
::
دانلود مداحی
[-]
کربلا، ام القرای عشق
کربلا، ام القرای عشق و دیار خونبار یار است.
هر کس در سینهاش قلبی کربلایی نتپد و شریانش با شریان بریده عاشورا پیوند نخورد از طواف کعبه عشق بازمانده و از قافله بریده است.
کربلا، قتلگاه سروهای باغ نبوت است، اما خون سبز رستن از رگ سروها در جویبار رگهای تاریخ جریان یافته است.
از کربلا تا امروز کدام شکفتن را میشناسیم که از ساحل کربلا سیراب نشده باشد، کدام قیام را میشناسیم که بیپیوند با عاشورا بماند و بیاتصال به کربلا به ربایش دلها و باروری اندیشهها توفیق یابد؟
کربلا، یک آسمان ستاره به افق تاریک خاک بارید.
اگر کربلا نبود امروز در ظلمت دیرپای ستم، یزید قهرمان بود و معاویه اسطوره عدالت و سیاست و جوانمردی!
اگر کربلا نبود حق برای همیشه در محاق بود و امپراطوری بیداد همه مرزهای خاک را در مینوردید و تمامی ارزشهای اصیل را در صرصر نحس خویش به کام میکشید و بر باد میداد.
اگر کربلا نبود، طوفان انقلاب، شالوده شرارت و شقاوت را فرو نمیشکست و عزت امروز رقم نمیخورد اگر کربلا نبود، امروز مکه و مدینه و جغرافیای پهناور اسلام ناشناخته و گمنام میماند.
کربلا همه چیز ماست و این کوثر جوشنده پوینده، در بستر زمان، تا خیزش آخرش سفیر، بذرها را به رستن و شکفتن خواهد خواند.
منبع:
سنگری، محمد رضا، سوگ سرخ
سلام بر« پیام بر » عاشورا
سلام بر زینب، "پیامبر" خون شهیدان كربلا. سلام بر تجلى دوباره على علیه السلام در زبان و كالبد و پیام خواهر حسین علیه السلام. سلام بر آنكه« گوهر عفاف»و« فرهنگ صورى» را در راه خدا به زنان جامعه ما آموخت. اى بانوى قهرمان كربلا! اى آینه فاطمهنما! اى تندیس صبر و وفا، اى چكیده فضیلتها و عصاره خوبىها! حماسه عاشورا،وامدار همیشه توست، خاطره حماسه آفرینىهایت زینتبخش تاریخ كربلاست. حضور صبورانهات در تداوم« نهضتحسینى»، آموزنده جهاد و مقاومت و حیا و عفت است، در عین قیام به تكلیف و پاسدارى از انقلاب و عمل به وظیفه سیاسى اجتماعى! تو در آن روز خون و شرف، به تماشاى زیباترین جلوههاى هستى ایستادى و با آن ایستادگىات در برابر جباران و فریبكاران، جلوه زیبا و ماندگار «عمل به تكلیف» و حمایت از رهبرى و وفا به آرمان ولایت و امامت را به تماشا گذاشتى.
تو، اى صبور زن مقاوم، اى مادر و خواهر و دختر شهید، هفتاد و دو ستاره را با چشم دیدى و بر پیكر خورشید و حنجر خونین بوسه زدى.
در اوج قدرت دشمن، علىوار خطبه خواندى. با خطبههایت، غرور جاهلى امویان را درهم شكستى و یزید را به هراس افكندى. آرى!... «نهضتحسینى»، جدا از كتاب« صبر زینبى» قابل مطالعه و بررسى نیست. تو بودى كه موج خونهاى مقدس كربلا را فراتر از آن دشتخون گرفته و سرخ، تا ساحل بیدارى ملتها رساندى.
تو بودى كه با اسارت آزادى بخش خویش، براى چندمین بار سند جنایت آل امیه را به همگان نشان دادى و دفتر ننگین آل ابو سفیان را در پیشگاه عقل همه فرزانگان گشودى.
تو بودى كه« كتاب سرخ شهادت» را تفسیر كردى. تو بودى كه پیام رسان خونهاى عاشورا شدى. آرى!... اى زینب! تو مدرس بشریت و تاریخى. هنوز هم طنین سخنان بیدارگرت، در گوش تاریخ است. زنان و دخترا نما اینك بیش از هر زمان دیگر، به درسهاى حجاب و عفاف تو نیازمندند و به زبان حقگو و عدالتگستر و باطل ستیز تو محتاج!
«شهادت»،میراث گرانباهى شما خاندان شرف بود. «كرامت»، درسى بود از رفتار تو، كه هرگز از یاد نمىرود. «بزرگوارى» و «متانت»، تابلویى درخشان بود كه در مرحله پس از عاشورا، در پیش نگاه همگان نهادى تا جلوههاى متعالى دین را در آن بنگرند.
اى زینت عقل و عفاف! اى بانوى حیا و صبورى! اى عقیله بنىهاشم، اى دختر على! كدام دل است كه مهر تو را نداشته باشد. كدام بانوى نجیب و عفیف است كه در پاكدامنى و تدین، وامدار تو نباشد. كدام مادر شهید و خواهر شهید است كه شكوه صبر و طاقت تو را، آرام بخش دل داغدیده خویش نسازد؟ تو«مسكن الفؤاد» دلهاى سوخته و مرهم جانهاى زخمى از فراق و شهادتى. كدام خانواده جانباز است كه از تو، راه و رسم پرستارى و فداكارى نیاموخته است؟ كدام دفتر دل و دیوان عشق است كه رابطه ویژه تو و برادرت سید الشهدا را در همه عمر نشناسد و تاوان عشق به ولایت را نیاموزد؟
كدام حماسه مقدس است كه زنان قهرمانش، تو را الگوى خویش نساختهاند؟ كدام حماسه مقدس است كه زنان قهرمانش، تو را الگوى خویش نساختهاند؟ اى زینب! نامتبلند و جاودانه باد. یادت، كه هماره قرین عزت و شرف است، براى ما پرچمى باد، نشانه آزادى و بیدارى. و مزارت، كه قبلهگاه عشاق است، براى همیشه، خرمى معنویت و صفا را نگاهبان باد.
منبع:
ماهنامه كوثر، شماره 38
عاشورا و نگاهها
چرایى قیام عاشورا، از پگاه شكلگیرى این نهضتسترگ، توجه دانشمندان و احیاگران دینى و مصلحان سیاسى و اجتماعى را به خود معطوف ساخته و در شمار مهمترین پروژههاى پژوهشى تحلیلگران و ژرف اندیشان قرار گرفته است .
این رخداد از جهت انگیزه، ابزارها و شیوههاى به كار گرفته شده در آن، به موضوعى جاودانه براى نظریهپردازى مبدل گشته و در طول تاریخ انسانهاى حقیقت جو و ژرف اندیش را به كشف ناگفتههاى خود فرا خوانده است تا با توجه به توان علمى و ذوق سلیم خویش به تحقیق در این رویداد پردازند و به نتایجى تازه دستیابند .
از گذشتههاى دور كارهاى نسبتا بزرگ و جالب و آثار تقریبا قابل قبولى درباره قیام عاشورا عرضه شده است; اما این به معناى پایان كار نیست . حادثه كربلا چون سلسله كوههایى است كه حوادث بسیار پشت آن قرار گرفته، از دیدرس انسانهاى عادى دور مانده است . باز شناخت همه دیدگاهها درباره این قیام جاودانه فرصتى فراتر از یك مقاله مىجوید . از این رو، نوشتار حاضر به ذكر برجستهترین نظریهها كه عمدتا در چند دهه اخیر ارائه شده، مىپردازد . نگارنده در میان این رهیافتها «انجام تكلیف دینى و تحقق وظیفه شرعى» (نظریه 11) را زاویه نگاه خود به قله بلند عاشورا دانسته، مهمترین رهیافتها درباره نهضت عاشورا عبارت است از:
1 . تشكیل حكومت اسلامى و براندازى نظام ستم پیشه حاكم
در این نگره، استراتژى امامتبر دو ركن مهم پایه گذارى شده است:
الف) تبیین ایدئولوژى اسلام ومقابله با برداشتها و نگاههاى تحریفى به دین
ب) به دست گرفتن قدرت اجرایى (حكومت) براى اجراى احكام اسلام
بدون طرح و برنامه، قدرت اجتماعى و سیاسى به نظام اسلامى نمىانجامد و داشتن طرح و ایدئولوژى بدون قدرت اجرایى كارى از پیش نمىبرد . پس هدف امام دستیابى به حكومت اسلامى بود تا در پرتو آن به اسلام عینیتبخشد . بزرگانى چون سید مرتضى، شیخ طوسى، امام خمینى و با اندك تفاوتى ابن خلدون این دیدگاه را پذیرفتهاند; البته ابن خلدون بر آن است كه عدم دریافت اطلاعات جامع درباره قدرت حاكم و وضعیت فكرى - سیاسى جامعه به ناكامى نهضت انجامید . (1) هر چند كه امام خمینى (ره) علاوه بر این این نگرش، بر رهیافت انجام تكلیف دینى و تحقق وظیفه شرعى تكیه داشته و نهضت و انقلاب اسلامى را با همین نگرش آغاز كردند .
2 . شهادتطلبى و مرگ سرخ گزینى
در این دیدگاه، امام حسین به تجربهاى دست زد كه درك آن جز براى كسانى كه آن را لمس كردهاند، امكانپذیر نیست . امام (ع) در موقعیتى قرار گرفت كه بتواند از میان انواع مرگها برترین (مرگ سرخ) را برگزیند . این نوع مرگ بهترین شیوه لقاى پروردگار است و در پرتو آن اندیشه بى هیچ محمل مادى به حیات خویش ادامه مىدهد . حسین (ع) خود را فدا كرد تا دین پیامبر (ص) بماند و چنان پیام داد كه ایده باید بماند هر چند همه طرفدارانش نابود شوند . رد پاى این تفسیر در آثار پژوهشگرانى چون صافى گلپایگانى، مرتضى مطهرى، محمد تقى شریعتى، على شریعتى، سنایى غزنوى، سید بن طاوس، هاشمى نژاد و اقبال لاهورى مشاهده مىشود . (2) البته بین دیدگاه شهید مطهرى و على شریعتى در این مورد تفاوتى اندك وجود دارد . شریعتى روش امام را پیكار خونین و انقلابى مىداند و مطهرى اصلاح اجتماعى از طریق امر به معروف و نهى از منكر .
3 . تنازع بر سر كسب قدرت
از این منظر، عاشورا تخاصم دو رقیب بر سر قدرت است . البته برخى نظام حاكم را حق مىدانند; جمعى امام حسین (ع) را حق مىشمارند و دسته اى حق و باطل را ناشناخته دانسته، معتقدند خداوند هرگونه بخواهد میانشان داورى خواهد كرد . این تحلیل را برخى علماى اهل سنت مانند غزالى، ابن خلدون، ابوبكر بن العربى و خاورشناسانى مثل «لامنس» ارائه دادهاند . (3)
4 . منازعه تاریخى قومى
در این دیدگاه، حادثه كربلا با توجه به پیشینه اختلافات قبیلهاى بنى هاشم و بنى امیه تحلیل مىشود و اختلافات تاریخى این دو خاندان عامل اصلى قیام به شمار مىآید . به عقیده «عباس محمود عقاد» حسین (ع) و یزید دو نمونه از دو خانواده مصداق حق و باطلند و عاشورا دنباله نزاع همیشگى این دو خانواده است . (4) دكتر شهیدى نیز با مبنا قرار دادن اسناد تاریخى، امام حسین (ع) را نماینده كامل جبهه حق، یزید را مجسمه جبهه باطل و قیام عاشورا را شدیدترین و بارزترین رویارویى حق و باطل مىداند . (5)
5 . حركتى دموكراتیك در پاسخ به خواست مردم
در این نگاه، قیام ماهیتى دموكراتیك دارد كه به خواست مردم آغاز مىشود و تا وقتى مردم به خواستشان وفا دارند، تداوم مىیابد; اما وقتى مردم از خواستخود سر برتافتند، عقب مىنشیند و رهبرى قیام پیشنهاد ترك مخاصمه مىدهد . در این تحلیل، قیام عاشورا از یك شخصیت دموكرات سرزده است . (6)
6 . دفاع از كیان اسلام
نهضت عاشورا از این منظر ماهیتى خدایى دارد; نهضتى كه در راستاى دفاع از كیان اسلام و قوانین قرآن آگاهانه و مسؤولانه و حق محور تحقق یافت و مهمترین شاخصه حقانیت آن جامعنگرى دینى است . (7)
7 . گریز از بیعت و پرهیز از ذلت
در این تحلیل، امام از یك سو مسؤول حفظ دین است و از دیگر سوى، آزادهاى قهرمان كه هرگز در برابر یزید سر تسلیم فرود نمىآورد و براى احتراز از بیعت قیام مىكند . در این دیدگاه، امام در جهت تحقق خواستخویش به هر كار مشروعى دست مىزند . (8)
8 . اصلاح امور اجتماعى و احیاى امور دینى
در این تفسیر، اقدام امام حسین (ره) حركتى اصلاحى بود تا تفكر سیاسى مردم و حاكمان و نیز رفتار سیاسى مردم مسلمان بر اساس اصول اسلامى سامان یابد . امام خود را در برابر نظامى كه كتاب و سنت و حقوق مردم را نادیده مىگیرد، مىبیند . در این موقعیت، با هدف اصلاح به قیام روى مىآورد تا این ساختار را، متناسب با اصول و مبانى اسلامى، باز سازى كند . (9)
9 . تحقق انقلاب در تعقیب رسالت الاهى
در این تحلیل، هدف قیام تحقق انقلاب براى تشكیل نظام مطلوب است و به وسیله امام كه تداوم بخش سیاست است، انجام مىگیرد .
در این نظریه، گاه امام در قالب جریان كاملى كه درباورهاى مذهبى شیعه ریشه دارد، مطرح مىشود و گاه در قالب مردى انقلابى و فداكار كه قصد دارد با براندازى حكومتبنى امیه زمام امور مسلمانان را به دست گرفته، عدالت را در جامعه برقرار سازد . (10)
10 . تدبیرى دفاعى براى رویارویى با خطرات احتمالى آینده
در این تحلیل، امام موضع دفاعى دارد و حكومتبرخورد تهاجمى . امام تنها دو راه در پیش دارد: تسلیم یا مقاومت . در آن موقعیت، براندازى ممكن نمىنمود و تسلیم شدن جز مشروعیت نظام حاكم كه خلاف مصالح اسلام و مسلمانان به شمار مىآمد، معنایى نداشت، از این رو، امام به تدبیرى دفاعى روى آورد . (11)
11 . انجام تكلیف دینى و تحقق وظیفه شرعى
در این نگاه، انجام دادن تكلیف الاهى عامل عمده قیام شمرده مىشود و رهاورد آن یا حكومت استیا شهادت . این تحلیل در برداشتى بنیادین از انسان ریشه دارد . در این برداشت، نظام هستى بر اساس مسؤولیتشكل گرفته، آب حیات مسؤولیتبه جامعه و بشر روح و زندگى مىبخشد; پدید آوردن انسانهاى متعهد فلسفه شمرده مىشود و در مسیر مسؤولیت قرار گرفتن، مهمترین امتیاز انسان . امام (ع) جامعه اسلامى را با ظلمات و انحرافات آمیخته مىبیند، نظام حاكم را دچار فسادى بنیادین مىیابد و از تغییر كامل آموزههاى الاهى بیمناك مىگردد، قیام براى تجدید بناى نظام و جامعه اسلامى را بر خود فرض مىبیند . (12)
این تحلیل از مستندات گفتارى و كردارى برخوردار است; همچون این فراز از سخنان امام حسین (ع) در برابر ولید در مدینه: «و على الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید; اگر امتبه سرپرستى چون یزید مبتلا شد، باید با اسلام خدا حافظى كرد .» (13) كه جامعه اسلامى را در شرف سقوط معرفى كرد . امام (ع) در فراز «خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى; براى اصلاح در امت جدم [پیامبر اكرم (ص]) قیام نمودم .» (14) نیز بر انجام تكلیف و مسؤولیتباز گرداندن جامعه اسلامى از انحراف به اصلاح پاى مىفشارد . همچنین در نامه به مصریان مىفرماید: «فان السنة قد افنیت و البدعة قد احییت فان تسمعوا اهدیكم الى الرشاد; سنت [پیامبر (ص]) نابود شده و بدعت در دین زنده گشته است اگر شنوا باشید، شما را به سوى راه راست هدایت مىكنم» . (15) این عبارت وجود انحرافى بزرگ را یادآور مىشود و سرانجام این فراز «انى لارجو ان یكون خیرا ما اراد الله بنا قتلنا ام ظفرنا; به بهترین چیزى كه خدا براى ما خواسته است، امید دارم; چه كشته شویم یا پیروز گردیم .» (16) نشان مىدهد كه وى به وظیفه مىنگرد نه نتیجه .
در این تحلیل، امام حسین (ع) به عنوان یك الگو مطرح مىشود . الگویى كه هنگام تهاجم گسترده فرهنگى دشمنان اسلام، در ایجاد انگیزش و خودسازى و جامعه سازى، كاربردى معجزه آسا دارد و مصداق روشنى از «كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا» است .
غلامنبى گلستانى
پىنوشتها:
1 . تنزیه الانبیاء، سید مرتضى علم الهدى، ص 179- 182; تلخیص الشافى، محمد بن جعفر طوسى; قیام عاشورا در كلام و پیام امام خمینى، ص 39; شهید جاوید صالحى نجف آبادى، ص 29- 43; مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمدپروین گنابادى، ج 1، ص 415 .
2 . شهید آگاه، صافى گلپایگانى; حماسه حسینى، شهید مطهرى، ج 2; چرا حسین قیام كرد، محمدتقى شریعتى; شهادت و پس از شهادت، على شریعتى; لهوف، سید بن طاوس، ترجمه سید احمد فهرى; درسى كه حسین به انسانها آموخت، شهید هاشمى نژاد; كلیات اشعار، اقبال لاهورى; دیوان سنایى غزنوى .
3 . مقدمه ابن خلدون; سید الشهدا الحسین بن على، عمر ابوالنصر، ترجمه غضبان; فلسفه شهادت حسین و یاران او، یوسفیه; رهبر آزادگان، رجبعلى مطلوبى .
4 . ابوالشهداء، عباس محمود، عقاد .
5 . قیام حسین، جعفر شهیدى .
6 . آخرت و خدا هدف بعثت انبیا، مهدى بازرگان .
7 . اندیشه حوزه سال چهارم شماره چهارم، مسلسل 16 .
8 . على و فرزندانش، طه حسین، ترجمه محمد على شیرازى .
9 . ارزیابى انقلاب امام حسین، محمدمهدى شمس الدین، ترجمه مهدى پیشوایى .
10 . انقلاب عاشورا، عطاء الله مهاجرانى .
11 . نظریههاى عاشورا، علیزاده .
12 . امانتداران عاشورا، آیت الله خامنهاى، ص 30 .
13 . بحارالانوار ج 44، ص 325
14 . همان .
15 . همان، ص 324 .
16 . همان، ص 381 .
منبع:
مجله پرسمان، پیش شماره 8
عاشورا و این همه تأكید، چرا؟
علاوه بر پاداش زیادتر و تأكید بیشتر نسبت به زیارت قبر حسین بن على (ع)، از نظر مناسبتهاى زمانى هم، آن فوق العادگى كاملا محسوس است.
همانگونهكه شیعیان آن حضرت، در هر مناسبت و مجلس و محفلى - حتى مراسم شادى و جشن هم - از حسین یاد مىكنند و یاد او را نمك هر مجلس مىدانند، ائمههم نسبت به زیارت او - از دور یا نزدیك - اینگونه اصرار و تأكید داشتهاند.
در روایات مربوط به زیارت هم، در هر فرصت و مناسبتى، در تمام ایامو فصول سال، در همه حالات سفر و حضر، غم و شادى ، اعیاد و وفیات، شبهاى قدر، مبعث، فطر،نیمه شعبان، غدیر، عاشورا، و ...دستور به زیارت حسین بن على(ع) دادهاند.و بیش از همه ائمه و حتى رسول خدا، به زیارت سیدالشهدا تأكید شده است.
اینها براى چیست؟مىتوان گفت براى این است كه، عاشوراى حسین و حادثه كربلا، ( سمبل ) است.
همچنانكه مخالفتو دشمنى دشمنان هم، بیش او همه، با نام و یاد و مزار مظلوم كربلا بوده است چرا كه كربلا در نظرشان سمبل مقاومت بوده است.
البته باید به تاریخ نگاه كرد، تا هم عمق تأثیر عاشورا را در سرنوشت اسلام و مسلمین دریافت، و هم میزان خصومت دشمنان را با این (مزار) و ( تربت )، شناخت.تبلور درخشان خط ائمه، در حركت عاشورا بود و كینه توزى شدید دشمنان حق و اهل بیت هم، در مخالفت با آن حضرت، و اثرات شهادتش انجام مىگرفت.حتى سالها بعد از نابودى امویان هم، بخش عظیمى از جامعه، همچنان دچار ضایعات و عوارض و آثار سوء تبلیغاتو تعلیمات مسمومى بود كه در آن دوره خفقان و در آن ( هزار ماه سیاه ) ایجاد شده بود.
تشویق موكد به زیارت كربلا، در جهت خنثى كردن و محو نمودن هر چه بیشتر آن ضایعات و سموم بود.
كربلا، از یك سو، سمبل مظلومیت آن پیشوایان عدل بود، و از سویى، مظهر دفاع بزرگ آل على و عترت پیامبر، از اسلام و قرآن، حتى به قیمت جانهاى عزیز و گرانقدر و قتل عامهاى شگفت و هولناك.
توجه و روىآوردن به مزار سید الشهدا، در واقع تكرار و یادآورى همه روزه و همواره حق و مظلومیت و تكلیف و تعهد بود، تا دلها به آن جهت و آن سو، تمایل پیدا كند و امت اسلام، ( كربلایى ) شود و فكر و ذكر و نشست و برخاست و آغاز و انجام شیعه، همواره ( حسینى ) گردد.
خداوند اگر براى زیارت كربلاى حسین، پاداش هزار حج و عمره مىدهد، چون حج هم به بركت عاشورا باقى مانده است.حج را هم حسین زنده كرد.حیات اسلام در سایه خون پاك شهیدان كربلا بود. اگر نامى و سخنى از پیامبر و كعبه و قبله و وى و دین و قرآن مانده است، به بركت وجود حسین و خون و شهادت اوست.
اسلام، مدیونسید الشهداء است.از اینجاست كه مىگوییم:كربلا، همه چیز ماست، چون اساس دین را حفظ كرد.
مگر نه اینكهامویان، كمر به هدم اسلام بسته بودند؟! مگر نه اینكه برنامههاى ضد اسلام رجعت طلبان، در راستاى ارزشهاى جاهلى، یكى پس از دیگرى احیا مىشد؟مگر نه اینكه آل امیه، اسلام را به بازیچه گرفته بودند و خلافت اسلام را همچون توپى میان خود دست به دست مىگرداند؟! مگر نه اینكه حسین بن على فرمود:
در شرایطى كهامت اسلامى به والى و زمامدار ناپاك و نالایقى همچون ( یزید ) گرفتار شده است، ( فعلى الاسلام السلام ) باید با اسلام خداحافظى كرد و با دین، بدرود گفت؟! بنابراین، حركت عاشورا، پیش از آنكه یك نهضت شیعى و در جهت احیاى حق آل محمد باشد، یك حركت اسلامى و براى نجات دین خدا بود، كه در آستانه زوال و نیستى قرار داشت.
پس كربلا، تنها مربوطبه شیعیان نیست، بلكه قبله گاه همه مسلمین است، چرا كه فسق علنى یزید و بدعتها و تحریفها و ستمها و اسلام زدایىهاى بنىامیه،از نظر اهل سنت هم مطرود و محكوم است و ایستادن در مقابل آن رجعت فاحش یك عمل ارزشمند!... سخن خود حسین، این بود كه اگر استوارى و استقامت دین جدم با مرگ من است، پس:اى تیغها بیایید بر فرق من فرود...ان كان دین محمد لا یستقم الا بقتلى فیا سیوف خذینى.
آن همه تأكید، براى آن است كه حسین، اسلام را زنده كرد و خون او، بقاء دین را بیمه نمود.و .... پیامبر، در وجود حسین، تداوم یافت.
حدیث معروف حسینمنى و انا من حسین ) شاید یكى از معانىاش این باشد كه همچنانكه حسین از من است، من هم از حسینم، یعنى اگر نام من و دینم و كتاب آسمانىام، حیات وابدیت یافته است.به بركت حسین است و من نیز از حسینم.
پس، چونكربلاى حسین، مظهر و سمبل و اسوه است، مزار او نیز چنین است و زیارت قبرش هم، بیش از همه مورد سفارش پیشوایان دین است.
منبع:
كربلا كعبه دلها، جواد محدثى
کاوش در اسناد زیارت ناحیه مقدسه
زیارت ناحیه مقدسه، یكى از زیارات مشهور امام حسین(ع) است. این زیارت در روز عاشورا و غیر آن خوانده مىشود و به اصطلاح، از زیارات مطلقه است. این زیارات، آموزههایى از عشق، معرفت، سوز، حماسه و توسل زائر به شمار مىرود كه در عین مرثیه بودنش مسئولیت آفرین و حركتساز است. این زیارت، از امامزمان(ع) صادر شده است و صحنه كربلا و حادثه بزرگ عاشورا را به زیباترین وجه در مقابل چشمان اشكبار و قلب داغدار شخص زائر مجسم مىنماید و او را در متن واقعه عاشورا قرار مىدهد. و آنگاه كه سراسر وجود انسان را سرشار از عشق و معرفت كرد، جانش را با تولّى و تبرى مأنوس مىسازد و سلام بر حسین و یارانش، و بیزارى از یزید و یزیدیان تاریخ را ورد قلب و زبانش مىنماید.
این زیارت با سلام بر پیامبران الهى و اولیاى دین، ائمه اطهار(ع) آغاز مىشود سپس، با سلام بر امامحسین(ع) و یاران با وفایش ادامه مىیابد. پس از آن، به شرح كامل اوصاف و كردار امام حسین(ع) پیش از قیام، زمینههاى قیام حضرت، شرح شهادت و مصایب آن حضرت، و عزادار شدن تمام عالم و موجودات زمینى و آسمانى مىپردازد. در پایان، با توسل به ساحت قدس ائمه اطهار و دعا در پیشگاه خداوند متعال، پایان مىپذیرد.
مصادر زیارت ناحیه مقدسه
این زیارت مسلما از سوى امام معصوم(ع) صادر گردیده، و در كتب متقدمان و علماى شیعه از زمانهاى دور تاكنون، ثبت و ضبط شده است. نخستین كسى كه از این زیارت در كتاب خویش نام برده، شیخ مفید (م.413ق.) است كه آن را در كتاب مزار خویش جزء اعمال روز عاشورا ثبت كرده است. اكنون، این كتاب در دست نیست؛ ولى علامه مجلسى مىنویسد:
قال الشیخ المفید ـ قدس الله روحه ـ فى كتاب المزار ماهذا الفظه: زیارة أخرى فى یوم عاشورا بروایة اخرى، إذا أردت زیارته بها فى هذا الیوم فقف علیه (ع) و قل: السلام على صفوةاللّه...1 پس از مفید، شاگردش سیدمرتضى علمالهدى (م.436 ق.)، از آن در كتاب مصباح الزائر خویش ـ یا المصباح2 یاد كرد. این كتاب هم، اكنون موجود نیست و تنها نشانهاى كه از آن در دست داریم، عبارات سیدبن طاووس در مصباح الزائر است، كه مىنویسد:
زیارة ثانیة بألفاظ شافیة یزاربها الحسین ـ صلواتاللّهعلیه ـ زاربها المرتضى علم الهدى ـ رضوان الله علیه ـ قال: فإذا أردت الخروج فقل: أللّهمّ إلیك توجهت.... ثم تدخل القبة الشریفة و تقف على القبر الشریف و قل: السلام على آدم صفوة الله...3.
این زیارت سند دارد؛ به طورى كه با اسناد محكم، به شیخ مفید، سیدمرتضى و ابن المشهدى مىرسد. احتمالاً با سند در كتاب مزار شیخ مفید و مصباح سیدمرتضى روایت شده، اما با فقدان این دو كتاب، و حذف اسناد زیارات در مزار ابن المشهدى ـ به دلیل اختصار ـ سند این زیارت هم مفقود شده است. خود ابنمشهدى در آغاز كتابش، تصریح مىكند كه این زیارات با سند متصل به من رسیده است.
علامه مجلسى هم در نقل این زیارت، به كتاب سید مرتضى(ره) اشاره كرده است.4
سومین كس، ابنالمشهدى (م. 595 ق.)، شاگرد شاذان بن جبریلقمى، عبدالله بن جعفر دوریستى و ورام بن ابىفراس، و استاد ابننماحلّى و فخاربن معد حائرى است. ابن المشهدى درباره زیارت ناحیه در كتاب المزار الكبیر، مىنویسد:
زیارة أخرى فى یوم عاشورا لأبى عبدالله الحسین ممّا خرج من الناحیة إلى أحد الأبواب. قال: تقف علیه و تقول: السلام على آدم صفوةالله...5.
چهارمین عالم شیعه كه به نقل آن پرداخته، سیدبن طاووس، رضى الدین علىبن موسىبن طاووس حسنى بغدادى (م.664 ق.)، است كه این زیارت را در مصباحالزائر نقل كرد6 و پس از این دو كتاب بود كه زیارت ناحیه در كتابهاى حدیثى و مزار متأخران نقل گردید، و ترجمهها و شرحهاى متعدد بر آن نگاشته شد. دراین باره، مىتوان به كتابهاى ذیل اشاره كرد:
1. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 98، ص 317 و تحفة الزائر، ص333، زیارت چهارم امام حسین(ع)؛
2. محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج10، ص335؛
3. شیخ ابراهیم بن محسن كاشانى، الصحیفة المهدیه، ص203؛
4. محدث قمى، نفس المهموم، ص233 و ترجمه كمرهاى، ص104؛
5. میلانى، قادتنا كیف نعرفهم، ج6، ص115؛
6. گروه نویسندگان (زیر نظر آیت الله بروجردى)، جامع أحادیث الشیعه، ج15، ص405؛
7. سید محمود، دهسرخى، رمزالمصیبة، ج3، ص10.
پس، این زیارت، سابقهاى هزار ساله دارد، و در كتابها و گفتارهاى عالمان شیعه مشهور بوده است.
صدور زیارت ناحیه
اصل صدور زیارت ناحیه از سوى امام معصوم(ع)، در كتب قدما پذیرفته شده بود. علماى بزرگ شیعه آن را به عنوان یك زیارت مأثور و حدیث مشهور، در كتابهاى خویش ذكر كردهاند. شیخ مفید (م.413ق.) در مزار خود، مىنویسد:
زیارة أخرى فى یوم عاشورا بروایة اخرى.
از این جمله معلوم مىشود كه این روایت، مروى بوده و از جمله احادیث صادره از معصوم به شمار مىرفته است7.
سید مرتضى (م.436 ق.) به هنگام زیارت امام حسین(ع)، نخست این زیارت را مىخواند و سپس زیارت دیگر را قرائت مىكرد. سیدبن طاووس در مصباح الزائر مىنویسد:
زاربها المرتضى علم الهدى ـ رضوان الله علیه.8
و هم، در نسخه خطى كتاب المزار ـ از نویسندهاى كهن و نامعلوم، كه نسخه آن به شماره 426 در كتابخانه آیت الله مرعشى قم موجود است ـ نوشته شده است:
زیارة أخرى تختص بالحسین ـ صلوات الله علیه ـ و هى مرویة بأسانید مختلفة و هى أوّل زیارة زاربها المرتضى علم الهدى ـ رضوان الله علیه.9
و معلوم است كه تا زیارتى مروى از امام معصوم (ع) نبوده باشد، فقیهى بزرگ و عالمى سترگ مانند سید مرتضى، آن را بر زیارات دیگر ـ مانند زیارت عاشورا ـ مقدم نمىداشته و نمىخوانده است.10
ابن المشهدى (م.595ق.) هم صریحاً مىنویسد:
زیارة أخرى فى یوم عاشورا لأبىعبدالله الحسین ممّا خرج من الناحیة إلى أحد الابواب11.
از این جمله، به صراحت روشن مىشود كه زیارت ناحیه، از سوى امام زمان(ع) صادر گردیده و به یكى از نواب خاصه و ابواب اربعه داده شده است. پس از آن، از طریق راویان بعدى به دست شیخ مفید رسیده و از ایشان به سید مرتضى و راویان پس از وى، منتقل شده است. از همین رو، اسناد این زیارت به امام زمان(ع) در كتب متأخران، بدون هیچ شك و شبههاى بوده است.
شیخ ابراهیم بن محسن كاشانى هم در الصحیفة المهدیة مىنویسد:
زیارة صدرت من الناحیة المقدسة إلى أحد النواب الأربعة.12
محدث قمى در نفس المهموم مىنویسد:
فكان كما وصفه ابنه الإمام المهدى.13
آیت الله سیدمحمد هادى میلانى هم مىنویسد:
و نجد فى زیارة الإم المهدى ـ صلوات الله و سلامه علیه ـ وصفا دقیقا لما جرى على جده الحسین (ع).14
در كتاب حماسه حسینى استاد شهید مرتضى مطهرى هم بخشهایى از این زیارت نقل شده است.15
این زیارت مسلما از سوى امام معصوم(ع) صادر گردیده، و در كتب متقدمان و علماى شیعه از زمانهاى دور تاكنون، ثبت و ضبط شده است. نخستین كسى كه از این زیارت در كتاب خویش نام برده، شیخ مفید (م.413ق.) است كه آن را در كتاب مزار خویش جزء اعمال روز عاشورا ثبت كرده است. اكنون، این كتاب در دست نیست؛
اسناد زیارت ناحیه
این زیارت سند دارد؛ به طورى كه با اسناد محكم، به شیخ مفید، سیدمرتضى و ابن المشهدى مىرسد. احتمالاً با سند در كتاب مزار شیخ مفید و مصباح سیدمرتضى روایت شده، اما با فقدان این دو كتاب، و حذف اسناد زیارات در مزار ابن المشهدى ـ به دلیل اختصار ـ سند این زیارت هم مفقود شده است. خود ابنمشهدى در آغاز كتابش، تصریح مىكند كه این زیارات با سند متصل به من رسیده است. او مىنویسد:
فإنّى قد جمعت فى كتابى هذا من فنون الزیارات.... ممّا اتصلت به من ثقات الرواة إلى السادات.16
اما ابنالمشهدى براى اختصار كتابش و اطمینانى كه به صدور زیارات از معصوم داشت، آنها را حذف كرد. علامه مجلسى پس از نقل عبارت ابن مشهدى، مىنویسد:
فظهر أنّ هذه الزیارة منقولة مرویة.17
در نسخه كتاب المزار ـ كه به شماره 462 در كتابخانه آیتالله مرعشى موجود است (ورق 146) ـ درباره این زیارت چنین آمده است:
«و هى مرویة بأسانید مختلفة».
در مستدركالوسائل نیز این عبارت بدون واژه «مختلفه» آمده است18. شیخ مفید هم در كتاب مزار و در وصف این زیارت، چنین نگاشت:
زیارة أخرى فى یوم عاشورا بدرایة أخرى.19
مسلّم است تا این زیارت داراى سند عالى و استوار نباشد، شیخ مفید و سیدمرتضى آن را در كتابشان نمىآوردند، و سید مرتضى آن را بر زیارات دیگر ـ مانند زیارت عاشورا، كه داراى سندى محكم و متعدد است ـ مقدم نمىداشت و نمىخواند.
پس، زیارت ناحیه داراى سند صحیح و معتبر است، كه از امام زمان(ع) صادر شده و از طریق یكى از نایبان خاص آن حضرت، به راویان اخبار، از آنان به شیخ مفید، سپس به ابن المشهدى و از او به سیدبن طاووس، علامه مجلسى و دیگران رسیده است.
زیارت ناحیه ثانیه (رجبیه)
یكى دیگر از زیارات ناحیه، زیارتى است كه سیدبن طاووس در اقبال، ضمن اعمال روز عاشورا به سند خویش روایت كرد. این زیارت مشتمل بر نام شهیدان كربلاست، و با جمله: «السلام على اول قتیل من نسل خیر سلیل» آغاز مىشود20 نیز، پیش از سیدبن طاووس این زیارت در مزار شیخ مفید21 و مزار كبیر ابنالمشهدى22 آمده است. این زیارت با اضافاتى، شامل زیارت امام حسین(ع). علىاكبر(ع) و دیگر شهدا ـ بدون ذكر نام یكایك آنان ـ، بنابر نقل شیخ مفید و سیدبن طاووس، در اعمال اول ماه رجب و شب نیمه شعبان هم تكرار شده و معروف به «زیارت رجبیه» است23. سیدبن طاووس در پایان نقل این زیارت مىفرماید:
قد تقدم عدد الشهداء فى زیارت عاشورا بروایة تخالف ماسطرناه فى هذا المكان، و یختلف فى أسمائهم ایضا و فى الزیادة و النقصان، و ینبغى أن تعرف ـ أیدك الله بتقواه ـ إننّا تبعنا فى ذلك ما رأیناه او رویناه، و نقلنا فى كل موضع كما وجدناه».
سند زیارت ناحیه ثانیه
سید ـ و هم ابن المشهدى در مزار خود ـ به سند متصل خویش از جدّش، شیخ طوسى، از ابو عبدالله محمدبن احمدبن عیاش، از ابومنصور بن عدالمنعمبن نعمان بغدادى نقل مىكند كه در سال 252ق، از ناحیه مقدسه به دست شیخ محمد بن غالب اصفهانى، این زیارت خارج شد. متن عبارت، چنین است:
خرج من الناحیة سنة اثنتین و خمسین و مأتین على ید الشیخ محمد بن غالب الإصفهانى.
با اینكهسند این زیارت در كمال اتقان و اعتبار است، اما پرسشهاى چندى مطرح مىشود:
1. كلمه ناحیه، اشاره به كدام امام دارد؟
2. آیا این سال، صحیح است؟
محققان از علما درباره این جمله، چند احتمال دادهاند:
1. علامه مجلسى مىفرماید:
و اعلم أنّ فى تاریخ الخبر إشكالا لتقدمها على ولادة القائم (ع) بأربع سنین. لعلّها كانت اثنتین و ستین و مأتین و یحتمل أن یكون خروجه عن ابى محمد العسكرى(ع).24
2. ملا عبدالله بن نورالله بحرانى مىنویسد:
هكذا فى جمیع النسخ إلاّ أنّ هذا التاریخ لا یناسب ولادة و غیبة الإمام المهدى(ع) بفصل عدة سنوات فیحتمل تصحیف الرقم، أو أنّها وردت عن الإمام العسكرى(ع).25
3. حاج میرزا ابوالفضل تهرانى مىنویسد:
و ظاهرا، مراد به ناحیه، حضرت امام حسن عسكرى است؛ چنانچه در كثیرى از اخبار، این اطلاق شایع است، چه این تاریخ سابق بر ولادت امام زمان است.26
زیارت ناحیه مقدسه، یكى از زیارات مشهور امام حسین(ع) است. این زیارت در روز عاشورا و غیر آن خوانده مىشود و به اصطلاح، از زیارات مطلقه است. این زیارات، آموزههایى از عشق، معرفت، سوز، حماسه و توسل زائر به شمار مىرود كه در عین مرثیه بودنش مسؤلیت آفرین و حركتساز است. این زیارت، از امامزمان(ع) صادر شده است و صحنه كربلا و حادثه بزرگ عاشورا را به زیباترین وجه در مقابل چشمان اشكبار و قلب داغدار شخص زائر مجسم مىنماید و او را در متن واقعه عاشورا قرار مىدهد.
4. حاج فرهاد میرزا معتمدالدوله مىنویسد:
گویند: تاریخ خبر خالى از اشكال نیست، چون ولادت با سعادت امام زمان در سال 256 است و خروج این زیارت، چهار سال قبل از میلاد است، و احتمال دارد كه از امام عسكرى باشد و نساخ اشتباه كرده باشند.27
5. محمد ابراهیم آیتى مىگوید:
در زیارت ناحیه مقدسه كه در اقبال سیدبن طاووس نقل شده، نام هفتاد و دو نفر از شهدا ذكر شده است. و این زیارت، كه تاریخ صدور آن از ناحیه مقدسه سامراء، سال 252ق. مىباشد، باید از ناحیهمقدسه امام حسن عسكرى(ع) شرف صدور یافته باشد، نه از ناحیه مقدسه امام زمان(ع). چه در این تاریخ؛ یعنى سال 252ق، هنوز امام زمان تولد نیافته بود، و هشت سال دیگر؛ یعنى تا سال 260ق. پدرش امام یازدهم(ع) زنده بود.28
بنابراین، اگر سال 252 را صحیح بدانیم و احتمال تصحیف ـ كه در متون خطى قدیم بسیار است و اشباه و نظایر فراوان دارد ـ ندهیم، مراد از ناحیه، امام عسكرى(ع) است. اما اگر این سال را نادرست بدانیم و مانند علامه مجلسى و ملا عبدالله بحرانى، احتمال تصحیف بدهیم و صحیح آن را «ستین» بدانیم، مراد از ناحیه، ناحیه مقدسه امام زمان (ع) خواهد بود.
اما در زیارت رجبیه ـ كه در بخشى از آن با زیارت ناحیه، شباهت به چشم مىخورد ـ، احتمال فراوان است كه زیارت جداگانه و مروى از یكى از امامان (ع) بوده باشدكه با توجه به فقدان اصل مزار شیخ مفید و عدم سند، نمىتوانیم به گوینده آن پى ببریم.
پىنوشت ها:
*برگرفته از: مجله مسجد، ش66.
1 .محمدباقرمجلسى، بحارالانوار، ج 98، 317.
2 .ر.ك:سیدمحمد امین، اعیان الشیعه، ج 8، 219.
3 .ابنطاووس، مصباح الزائر، 221.
4 .بحارالانوار، ج98، 328.
5 .ابن المشهدى، المزار الكبیر، 496 ـ 519.
6 .ابن طاووس، مصباح الزائر، 192.
7 .بحارالانوار، ج 98، 317، ح 8؛ میرزاحسین نورى، مستدرك الوسائل، ج10، 335، ح 16؛ جامع احادیث الشیعه، ج 15، 405، ح 16 و 17.
8 .ابن طاووس، مصباح الزائر، 221.
9 .نامعلوم، المزار، ورق 146.
10.ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 10، 335، ح 17.
11.ابن المشهدى، المزار الكبیر، 496.
12.ر.ك: كاشانى، الصحیفة المهدیة، 203.
13.شیخعباس قمى، نفس المهموم، 233.
14.میلانى، قادتنا كیف نعرفهم، ج 6، 115.
15.مرتضى مطهرى، حماسه حسین، ح1، 191.
16.المزار الكبیر، 27.
17.بحارالانوار، ج 98، 328.
18.مستدرك الوسائل، ج 10، 335، ح17.
19.بحارالانوار، ج98، ص317، ح8.
20.بحارالانوار، ج 98، 269ـ274.
21.همان، ج98، 274.
22.المزار الكبیر، 162 ـ 164.
23.بحارالانوار، ج98، 336ـ341.
24.همان.
25.بحرانى، عوالم العلوم، ج 63 (مخطوط)، ص787، تحت عنوان: الأخبار، الائمة، القائم اوابیه.
26.تهرانى، شفاءالصدور، ج 1، 243.
27.معتمدالدوله، قمقام زخار، 677.
28.آیتى، بررسى تاریخ عاشورا، 123.
منبع:
ناصرالدین انصارىقمى، مجله موعود، شماره 42
مجموعه کاملی از ادعیه و زیارات (ویژه موبایل)
مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل
مجموعه نرم افزارهای سونی اریكسون
------------------------------------
نرم افزار كامپیوتر
نرم افزارهای کاربردی
نرم افزارهای اینترنت
نرم افزارهای سرگرمی وبازی
نرم افزارهای بهینه سازی
