تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - راه میان‌بری به بهشت
راه میان‌بری به بهشت
نظرات |

قران، از زبان برخی از  اهل بهشت، خانواده‌داری و شفقت نسبت به اهل خانواده را عامل ورودشان به بهشت می‌داند.

کلید رهیابی به بهشت از منظر آیات قرآن کریم چند چیز است:
 1. ایمان و عمل صالح
 2. تقوا
3. پاکی
4. شفقت نسبت به خانواده
و اینک تفصیل هر یک.
1. ایمان و عمل صالح
خداوند در تعدادی از آیات قرآن از جمله: بقره/82، اعراف/42، مریم/60 و هود/23، شرط ورود به بهشت را ایمان و عمل صالح دانسته است.
اما در آیه 23 سوره هود، در کنار ایمان و عمل صالح از «اخبات» نیز سخن رفته است. چنانکه می‌فرماید: إِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتوا إِلى رَبِّهِمْ أولئِكَ أَصْحاب الْجَنَّةِ همْ فیها خالِدون (هود/23)
واژه ى «أخبتوا» از «خَبت» گرفته شده، كه هم به معناى تسلیم و خضوع آمده و هم به معناى آرامش و اطمینان بكار رفته است.(1)

قرآن کریم، یکی دیگر از عوامل ورود بهشتیان به بهشت عدن الهی را مهرورزی، دغدغه، حس مسئولیت پذیری و در یک کلام دلسوزی آنان نسبت به کسان و خویشان نزدیکشان می‌داند.

قرآن کریم، یکی دیگر از عوامل ورود بهشتیان به بهشت عدن الهی را مهرورزی، دغدغه، حس مسئولیت پذیری و در یک کلام دلسوزی آنان نسبت به کسان و خویشان نزدیکشان می داند.بیان این سه وصف یعنى" ایمان" و" عمل صالح" و" تسلیم و خضوع در برابر دعوت حق" در حقیقت بیان سه واقعیت مرتبط با یكدیگر است، چرا كه عمل صالح میوه درخت ایمان است، ایمانى كه چنین ثمرى نداشته باشد، ایمان سست و بى ارزشى است كه نمى توان آن را به حساب آورد، همچنین مساله تسلیم و خضوع و اطمینان به وعده هاى پروردگار از آثار ایمان و عمل صالح مى باشد، چرا كه اعتقاد صحیح و عمل پاك سرچشمه پیدایش این صفات و ملكات عالى در درون جان انسان است(2)
2. تقوا و پرهیزگاری
در پاره ای از آیات از جمله: مریم/63 و شعرا/90، تقوا را عامل راه یابی به بهشت خدا بر می شمرد.چنانکه می فرماید: تِلْكَ الْجَنَّة الَّتی نورِث مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًّا(مریم/63)
3. پاکی
چنانکه می فرماید: وَ سیقَ الَّذینَ اتَّقَوْا رَبَّهمْ إِلَى الْجَنَّةِ زمَراً حَتَّى إِذا جاؤها وَ فتِحَتْ أَبْوابها وَ قالَ لَهمْ خَزَنَتها سَلامٌ عَلَیْكمْ طِبْتمْ فَادْخلوها خالِدین (زمر/73) «و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشته اند، گروه گروه به سوى بهشت سوق داده شوند، تا چون بدان رسند و درهاى آن [به رویشان ] گشوده گردد و نگهبانان آن به ایشان گویند: «سلام بر شما، خوش آمدید، در آن درآیید [و] جاودانه [بمانید].»
در صدر آیه یادشده، از سوق دادن متقین به سوی بهشت سخن می گوید و در ذیل آن، علت ورود به بهشت را پاکی برمی شمرد. این طهارت و پاکی یا از ابتدا با ایشان بوده است و یا در اثر توبه حاصل شده است.

4. شفقت نسبت به خانواده
قرآن کریم، یکی دیگر از عوامل ورود بهشتیان به بهشت عدن الهی را مهرورزی، دغدغه، حس مسئولیت پذیری و در یک کلام دلسوزی آنان نسبت به کسان و خویشان نزدیکشان می‌داند.
در آیاتی از سوره مبارکه طور می خوانیم:
«قَالوا إِنَّا كنَّا قَبْل فِى أَهْلِنَآ مشْفِقیِنَ. فَمَنَّ اللَّهَ عَلَیْنَا وَ وَقَانَا عَذَابَ السَّمومِ. إِنَّا كنَّا مِنْ قَبْل نَدْعوه إِنَّه خانواده خودمان با شفقت بودیم. پس خداوند بر ما منت نهاد و ما را از عذاب جهنم نگاهداشت.».
تبیین این کریمه در پرتو ترسیم معنای دقیق از واژگان"اهل" و "اشفاق" میسور خواهد بود.

اهل به چه معناست؟

بنا بر گفته راغب در المفردات، أَهْل الرّجل- یعنى كسانى كه نسبى یا دینى یا چیزى همانند آنها مثل خانه اى و شهر و بنایى آنها را با یكدیگر جمع و مربوط مى كند و آنها را اهل و خانواده آن شخص گویند، پس- أهل الرّجل- در اصل كسانى هستند كه مسكن و خانه اى واحد، آنها را در یك جا جمع و فراهم مى آورد.(3)
در اینجا تذکار یک نکته ضروری می نماید و آن اینکه:
قرآن كریم آنان را كه با پیغمبرى هم عقیده باشند و باو ایمان آورند اهل او و ذرّیّه او میداند و كسانى را كه فرزند نسبى وى باشند در صورت ایمان نیاوردن از اهل او بیرون میداند در باره حضرت نوح آمده كه: نوح بعد از طوفان و غرق شدن پسرش گفت: «رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقّ» هود: 45 یعنى خدایا پسرم از اهل من است و وعده تو حق است وعده داده بودى كه اهل مرا از غرق نجات دهى پس چرا پسرم غرق شد؟ خدا در جواب فرمود «إِنَّه لَیْسَ مِنْ أَهْلِكَ » هود: 46 یعنى او حتما از اهل تو نیست او عمل غیر صالح است.در اینجا ملاحظه میكنیم كه فرزند نوح در اثر كفر از اهل او خارج میشود و در جاى دیگر چنین آمده «فَأَنْجَیْناه وَ مَنْ مَعَه فِی الْفلْكِ الْمَشْحونِ ثمَّ أَغْرَقْنا بَعْد الْباقِینَ» شعراء: 119 و 120 این دو آیه صریح اند در اینكه نوح و آنانكه با او بودند همه نجات یافتند و دیگران همه هلاك شدند و در سوره صافات آمده «وَ نَجَّیْناه وَ أَهْلَه مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ وَ جَعَلْنا ذرِّیَّتَه هم الْباقِینَ ... ثمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ» آیه 76- 77- 82 در اینجاست كه پیروان نوح، اولاد او و اهل او شمرده شده اند، میگوید: فقط فرزندان او را باقى گذاردیم حال آنكه در دو آیه قبل خواندیم تمام آنانكه با او بودند نجات یافتند، میگوید او و اهل او را از غصّه بزرگ نجات دادیم حال آنكه تمام پیروان او را نجات داد، در جاى دیگر آمده «فَنَجَّیْناه وَ أَهْلَه  مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ ».(4)

شفقت به چه معناست؟

راغب همچنین درباره معنای "اشفاق" می گوید: این کلمه، به معنای توجّه و عنایتى است كه با خوف و بیم همراه باشد زیرا- مشْفِق - كسى است كه مورد عنایت و توجّه خود را دوست مى دارد و از آنچه را كه به او مى رسد و اصابت مى كند بیمناك است. اگر با حرف جرّ (من) متعدّى شود معنى خوف و ترس در آن آشكارتر است مانند آیه: (وَ همْ مِنَ السَّاعَةِ مشْفِقونَ - 49/ انبیاء) (از قیامت هراس ناك اند). و اگر با (فى) متعدّى شود معنى توجّه و عنایت در آن روشن تر است- مثل آیه: (إِنَّا كنَّا قَبْل فِی أَهْلِنا مشْفِقِینَ - 26/ طور) یعنى: (ما قبلا در میان قوممان كاملا به حقّ عنایت داشتیم).(5)
با عنایت به این دو نکته، چنانکه ملاحظه می گردد این آیه بیان مکالمات اهل بهشت است که عامل خوشبختی یکدیگر را جویا می شوند و شفقت و مهربانی در خانواده را پاسخ می شنوند. آنها می گویند: همه ما در دنیا مشفق خانواده خود بودیم، به سعادت خانواده خود اهمیت می دادیم، به نجات آنان از خطر گمراهی می اندیشیدیم، با ایشان به نیکی معاشرت می کردیم و آنها را به حق دعوت و نصیحت می کردیم.(6).



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/07/6
زمان : 08:09 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.